X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

من کربلا الی البقیع الشریف

انشاء الله بعد از زیارت اربعین باید از طریق مرز عرعر در عراق با پای پیاده به زیارت بقیع برویم، مرگ آل سعود نزدیک است.

مشکل بانک ها چیست؟

رئیس قوه قضائیه گفت: یک نفر از بانکها 6500میلیارد تومان، وام بدون وثیقه گرفته و آن را هم، پس نمی دهد و ما هم، کاری نمی توانیم بکنیم!

البته ایشان رشته اقتصاد شاید نخواندند و شاید هم تخصص در این زمینه نگرفتند و الا جواب مسئله بسیار روشن است! علم اقتصاد به ما می گوید در آمد بالا با هزینه اندک، معنی علمی است و این آقا در اوج اقتصاد کار کرده است! شاید رئیس قوه قضائیه ( البته با عرض معذرت ) اصول مدیریت را هم نخوانده است، والا مدیریت هم همین را می گوید: بهره وری بالا با حداقل هزینه!  و شهریار علم مدیریت هم می گوید: هدف وسیله را توجیه می کند .

بنابر این کاری علمی، آن هم در حد اعلا صورت گرفته! و بخش خصوصی  توانسته با کمترین هزینه، بالاترین در آمد ها را داشته باشد. در تعریف علمی اقتصادی هم کار این آقا کاملا درست است! همه فکر می کنند ایشان وام گرفته! ولی نه، او یک معامله کرده ودر آمد کسب نموده. البته شما اسمش را زرنگی بگذارید، یا رشوه دادن، فرقی نمی کند. او توانسته با زرنگی تمام، کمی پول به عنوان رشوه به افراد بدهد، و بدون مدرک از آن ها میلیارد برابر بگیرد!

آن وقت می گویند در ایران، کسب و کار رونق ندارد! شاید هم بقول بعضی ها، چون از سود باد آورده، زیان می دهند ناراحت هستند. این هم علمی است! زیرا علم مدیریت و قتصاد به ما می گوید: فرصت های ازدست رفته را هم باید مد نظر قرار دهیم، اسم خارجی آن هم آپور چینیتی کاست، که هزینه فرصت های از دست داده هم، ترجمه شده است.

این اصل علمی می گوید: ما نباید هزینه بی پولی را بدهیم! اگر شما یک میلیارد دلار داشتید، میتوانستید آهن بخرید و انبار کنید، بعد با سود کلان آن را بفروشید. حالا که پول ندارید، هوش که دارید، بیایید همان سود را از راه میان بر، بدست آورید. بلا  بر سر کسانی که این کار را کرده اند بیاورید، و پول آن ها را بگیرید.

    می گویند مردی از جیب کسی دزدی کرد، به او گفتند این مال حرام است. گفت نه،  من از جیب یک کارگری دزدیدم که میدانم: کارش درست و در آمدش حلال بود! بله متاسفانه دور علم زدگی، و زندگی در دنیای فرمول ها، نتیجه ای جز این ندارد. زیرا بانکداری در ایران بومی نیست، و اصول ان از غرب آمده، و لذا اصل مهم امانت داری در آن مخدوش است.

در گذشته براساس ایمان اسلامی ، افرادی به عنوان امین بودند که مردم پول خود را نزد آن ها می گذاشتند . امین به پول دست نمی زد و همانطور آن را پس می داد. اما بانکداری جدید زرنگ بازی در آورده و پول مردم بر می دارند و با آن کار می کنند! البته کار که ظاهر قضیه است واصل آن همین اختلاس و ارتشا است.

معمولا کسانی که در این بانکها وارد می شوند، با پول های انباشته و کلان روبرو می شوند. فقط باید نقشه ای بکشند که بتوانند: این پول ها را با خود ببرند. اینهمه  اختلاس و دزدی و فساد ، فقط معلول همین تفکر است. بانکداران پول مردم را، پول خودشان تصور می کنند! و به هرکس که بخواهند می دهند.  البته نقشه ای که دراین میان، این پولشویی را توجیه می کند، نام وام دادن یا کار کردن و سرمایه گذاری با پول مردم است.

لذا همانطور که در دوران انقلاب اسلامی ، بانک ها را هم مثل سینما ها و کاباره ها  آتش می زدند، الان نیز باید این کار را بکنند! والا این بلای خانمان سوز، هر روز بیشتر و در عنوان های جالب تر، ریشه اقتصاد را از بین خواهد برد. و گرانی تورم را بر مردمان تحمیل خواهد کرد.

در واقع همه بدهکاران بانکی، یا رئیس بانک بودند یا از دوستان آن ها. که باهم دست به یکی کرده بودن و یا دست به یکی می کنند و پول را در روز روشن می دزدند . به همین دلیل هم هیچ بانکی از بدهکاران بزرگ بانکی شکایت نمی کند. چون تف سربالا است. و قوه قضائیه اگر منتظر شکایت بانک ها است به شهادت دم روباه بر علیه روباه  امید بسته است   

Ne bankalar sorunlu?

Yargı başkanı bankalar, krediler 6500 milyar dolar teminat olmadan dedi ve öyle değil ve biz aynı şeyi yapabilir!

O aksi halde cevabı çok açıktır, ekonomi olabilir veya bu alanda uzmanlığa sahip olmayabilir tarif! Ekonomi bize düşük maliyet bilimsel anlamı ile geldi söyler, ve bu adam ekonomisinin zirvesinde çalışıyor! Belki yönetim ilkeleri (Üzgünüm rağmen) yargı başkanı okudum, aksi takdirde aynı yönetim minimum maliyetle yüksek verimlilik diyor! Ve yönetim prens yol mübah diyor.

en üst düzeyde yapıldığını bilimsel çalışmalar,! Ve özel sektör düşük maliyeti, sahip oldukları yüksek gelir sahiptir. Ekonomik bilim çalışmalarının tanımı bu adam kesinlikle doğrudur! Herkes ödünç düşünüyorum! Ama hayır, o bir ticaret elde edildi. Bunu akıllı bırakmak çağrı, ya da hiç önemli değil kurcalamak. O herkes için bir püf noktası vardır, onlara bir rüşvet olarak para biraz, ve hiçbir kanıt milyar zamanlar vardır ki!

Bu, iş patlama olduğunu söylemek zamanı! Belki, bazılarına göre, çünkü beklenmedik kar, kayıp üzgün. Bu bilim! Yönetim ve Ekonomi söyler Çünkü: kayıp fırsatlar da kayıp fırsatlardan maliyeti, tercüme akılda tutulmalıdır.

Bu ilke, biz vermek için hiçbir para mal gerektiğini söylüyor! Eğer bir milyar dolar varsa, satın olabilir ve mağaza demir, sonra satarak kar. Şimdi kazanç, kâr ve kesim izin, para, istihbarat yok. Sorun yapıyor olanların üzerine getirin ve paralarını alır.

    Onlar birinin cep çalmalarını bir adam, dedi, bu özellik yasaktır söylüyorlar. Hayır, ben onun işi iyi ve çözücü atma biliyorum bir işçinin cebinden çaldı dedi! Evet ne yazık ki formüller, başka hiçbir sonuç dünyasında bilim koşturmaktadır ve hayat. Bankacılık İran'da endemiktir ve Batı'dan ilkeleri, çünkü bu nedenle bunun bütünlüğü kusurludur.

İnsanlar onlarla paralarını koymak gibi Geçmişte, İslam inancına göre, insanlar dürüst. O zaman olduğu gibi Amin para kaybetmek değil. Yeni bankacılık ve para insanlar akıllı, oyun ve işi vardır! Ancak, aynı zimmete para geçirme ve rüşvet yayınlandı açıktır.

Genellikle banka gelmesi olanlar, para birikmiş ve makro karşılaşma. Sadece onlarla bu parayı öldürmek için bir plan var. Ancak, zimmete para geçirme, hırsızlık ve yolsuzluk, sadece aynı etkiyi düşünme. Bankacılar kamu parası, onlar düşünmek para! Ve kim onlar istiyorum. Harita Bu arada, kara para aklama kredi veya para ve insanların yatırım adını haklı.

İslam Devrimi, bankalar, sinemalar ve gece kulüpleri gibi set yanarken Yani, bunu yapmak gerekir! Aksi takdirde bu belası yıkıcı, her geçen gün daha root olarak daha ilginç, ekonomiyi tahrip eder. Ve maliyet enflasyonu empoze edilecektir.

Aslında, tüm banka borçlular veya bankaya ya da arkadaşlarından. Biz bir ya da bir sonraki, onlar güpegündüz çalmak para olmak zorunda. Hiçbir büyük banka borçlu banka şikayet etmiyor bu yüzden. Yokuş yukarı tükür. Ve bankalar ise adli şikayet fox fox kuyruk umutları aleyhinde tanıklık bekliyor

تاریخ ارسال: 1393/11/30 ساعت 22:01 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

مدال هایی که اسلام را، نشانه گرفته اند!

سال ها بود که دلسوزان انقلاب اسلامی می گفتند که: جایزه های جهانی برعلیه اسلام است، و قصد آن ها نابودی دین است، ولی کسی باور نمی کرد. هر چند گاهی یک خرس نقره ای، یا یک اسکار به ایرانیان می دادند، و آن ها هم با دست پر بر می گشتند، و اسلام و اسلامیان را زیر پای خود، قربانی می کردند! تا اینکه امسال با دادن جایزه ده گانه، به فیلم تک تیرانداز آمریکایی، همه چیز روشن شد.

موضع گیری مستقیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان داد که جبهه ها مشخص شده اند، و دیگر کسی نمی تواند با: چشم بسته در جبهه دشمن باشد، و به خودی گل بزند! و گردنش را هم بالا بگیرد. و باصطلاح قباد بازی در آورد! این سریال ایرانی هرچند سرگرم کننده، ولی حاوی نکاتی بود که نشان میداد: هر گل زدنی مجاز نیست، و افتخار محسوب نمی شود! کسی که با مهارت تمام توپ را، به دروازه حریف وارد می کند، کار خوب و مثبتی انجام می دهد. ولی اگر همین کار را با دروازه خودی بکند، دیگر قهرمان فوتبال محسوب نمی شود.

خوبی و بدی هم مثل گل زدن هستند، از نظر عملی هردو یک کار را انجام می دهند! اما حهت آن ها باهم فرق می کند. لذا پراگماتیست ها، یا عملگراها در اینجا حیران می شوند. از نظری تئوری عمل گرایی، هرکس گل بزند خوب است! ولی از نظر انسانی، فقط گلی خوب است که: به دروازه حریف شلیک شود.

تک تیرانداز بودن هم یک افتخار است، اما این تیر به کجا می خورد مهم است ! اگر هدف، دشمن مسلح و برابر باشد، خوب است ولی، اگر یک زن یا یک کودک ، پیرمرد و پیرزن باشند چه ارزشی دارد؟ آن ها دیگر احتیاجی به تک تیرانداز ندارند، هر گاگولی می تواند، آن ها را هدف قرار دهد! چرا که آن ها نه ، اسلحه دارند که مقابله به مثل کنند، و نه پای گریز که فرار کنند، و نه دوره های رنجری دیده اند که: صدتا معلق بزنند تا تیر به آن ها اصابت نکند.

هنرمند هم مانند تک تیرانداز است، با سلاح هنر مردم را هدف قرار می دهد! عده ای بی اسلحه در سالن سینما می نشینند، و به پرده نقره ای یا ال سی دی،  نگاه می  کنند. بعد از پایان قیلم، یک جانی و ادم کش بالفطره، از سینما بیرون می آیند! اسلحه دست می گیرند و: مثل تک تیرانداز فیلم، زنان و کودکان را به گلوله می بندند، و به آن افتخار هم می کنند!

ممکن است هنرمند بگوید: این هنر ما است که بر تماشاگر، تاثیر بگذاریم و هرچه، اثر ما بیشتر باشد، نشان بازی بهتر ما است! ما مرده شور هستیم و: کاری به بهشت و جهنم مردم نداریم! ولی این استدلال همانقدر کورکورانه است، که ما بگوییم زحمت کشیدیم و: بهترین گل را به خودی زدیم!

  شما از هنر خود برای نابودگری استفاده می کنید، مردم را به قتل و غارت ،ترور و گانگستری سوق می دهید. اینجا انسانیت است که کشته می شود! شهر ها هست که نابود می شود. و انسان های مهربان و همزیست، به قاتل های برادر کش تبدیل می شوند . حتی اگر از خشونت بگذریم، در دام سکس هم بیافتیم همین است، علت حرام بودن سکس و شراب در سینما، برای همین است شما، در حالیکه ادعا می کنید: باید حریم خصوصی افراد محترم باشد، با اسلحه دوربین می روید و: مخفی ترین اعمال آن ها جار می زنید!

    یا به بهانه روانشانسی، ناتوانی های بشری را دامن می زنید. اسرار آن ها را از حریم خصوصی شان، بیرون می کشید! و کاش فقط حقیقت را می گفتید، آنقدر دروغ می گویید و: بزرگنمایی می کنید که، دیگر هیچ کس حتی به: درون ضمیر نا خودآگاه خود هم، اعتماد نمی کند.هنر مدرن و پسامدرن به بهانه افشاگری بی اعتمادی را برای جهانیان آورده: زن به شوهر، پدر به فرزند و همه به همدیگر شک می کنند. و نتیجه آن هم کودک ازاری و زن ستیزی و: خشونت علیه زنان و کودکان است. 

İslam Madalyası, hedeflediğiniz!

Yıl sempatik İslam Devrimi, Müslüman dünyaya karşı ödül ve dini yok etmeye, ama kim inanmadığını söyledi. Bazen rağmen bir Gümüş Ayı, İranlılar bir yara vardı, ve bu arkasındaki elle doldurulur ve ayaklarınızın altındaki İslam ve İslam, kurban! Bu yıla kadar, on ödülleri, film, Amerikan keskin nişancı ile, her şey netleşti.

Ön işaretli İslam Devrimi'nin düz Lideri ve gözlerle can düşmanın önünde kapalı diğeri, ve kendi çiçekler Stand! Ve onun boynunu sürebilir. Ve böylece G. oyunu getirdi! Eğlenceli olsa Aktörler, ama vurmalı izin verilmeyen her çiçekten olayları gösteren ve gurur değil edilebilir! Ustaca top kaleye girmek için kim, iyilik ve iyilik. Ama kendi gol, bir futbol kahramanı ile aynı şey olmadığını.

İyi ve kötü yapmak için pratik çalışma açısından, hem hedefleri gibi! Ama çalışırken onları farklı con. pragmatist, ya da pragmatik burada hayret. Pragmatizm hiçbir teori, herkesin gol güzel! Ama eti, rakibin kalesine ateş sadece iyi kil göre.

Bir keskin nişancı olmak bir onurdur, ama bu yazı emmek için gidiyor! Eğer gol, ve düşman silahlı olduğunu, ancak bir kadın veya bir çocuk, erkek ve kadın. Bu iyi ne varsa o iyidir? Onlar bir keskin nişancı olması gerekir, herhangi bir aptal onlar hedef olabilir! Onlar kaçmak için misilleme silah değil, bir kaçış yoksa neden, Rangers, dönem yüzlerce onları vurmak değil oku çoğaldığını olduğunu gördük.

Sanatçı bir keskin nişancı gibi, silah hedefleyen bir kamusal sanat! Bazı silâhsız bir sinema oturup, ve gümüş ekran veya LCD, bak. , Doğuştan suçlular ve katilleri bir sayısallaştırılması sonra, bir film çıkıyor! Onların silah ve mermi delik keskin nişancılar filmleri, kadın ve çocuklar gibi, ve onlar bunu gurur duyuyoruz!

Sanatçı diyebilirsiniz: Bu bizim seyirci sanat ve payının etkisi olduğunu, biz daha bizim oyun daha! Biz, tutku, insanların cennete ve cehenneme ölü gitmeyin demektir! Ama bu argüman gibi körü körüne, biz ancak söylemek lazım ve en iyi kendi kalesine açıldı!

  İnsanlar cinayet ve yağma, cinayet ve çete basma düğmesi için Terminator sanat kullanın. İşte ölü bir adam! şehir yok edilir. Ve nazik ve huzurlu bir arada yaşama adam, öldürmesi katili olmak. Hatta seks sinemada günah ve şarap, çünkü aynı cinsiyetten tuzağına düşen kenara şiddet, eğer iddia ettiğiniz gibi, neden, gizlilik saygılı olmak ve silah kamera ile gelmelidir: gizli onların eylemleri Jar bildirilmesi!

    Ya da psikoloji, insan zayıflık bahanesiyle, sen etek. Sırlar onların gizlilik, çıkar! Ve ben sadece gerçeği, pek çok yalan ve zihni bilinçsiz kimse bile, güvenmiyorum, zoom söyle anlattı. Modern ve postmodern sanat dünyası kadın için güvensizlik açıklanması bir koca, baba oğlu vardır getirmek için vardır, ve tüm şüpheler birbirlerine bulunmaktadır. Sonuç kadınlara ve çocuklara karşı çocuk istismarı ve kadın düşmanlığı ve şiddeti hem de.

تاریخ ارسال: 1393/11/29 ساعت 21:35 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

علم مدیریت نیازمند آر اند دی

از قدیم گفته اند هرچه بگندد، نمکش می زنند وای به روزی که، بگندد نمک! حالا هم مدیریت، به همه علوم پیشنهاد می کند که: نو آوری داشته بانشند و تحقیق و توسعه کنند، ولی خودش از آن بی بهره است. علوم مدیریت امروز در لاک خود فرو رفته، و همان تئوری های دهه 1960 را تکرار می کند. گویا برای آن ها زمان صفر شده است!  و مانند عقربه های ساعت، که بر روی ده و دقیقه تنظیم می شوند، علوم مدیریت و اقتصاد هم همینطور است.

برای آن ها همه باید تغییر کنند، و تغییرات را بپذیرند، ولی خودشان ثابت هستند. البته این تفکر از دو دیدگاه متفاوت، ریشه می گیرد یکی خود محوری است، و دیگری نادانی و جهل . در سال های 1350در دانشگاه تهران، کتب مدیریت و اقتصاد تازه ترجمه شده بود، و همان ها هرسال تجدید چاپ می شد. ما استادی داشتیم که کتاب های سازمان مدیریت و اقتصاد ر،ا برای دانشگاه تهران نوشته بود، و تا زمان ما در 1352شاید، بیش از 20بار تجدید چاپ شده بود .

در کتاب مدیریت آن، هنوز عقاید فایول تدریس می شد، هرچه طرفدارن نهضت روابط انسانی، کوشش می کردند، از نظر این کتاب بیهوده بود! البته در اواخر اشاراتی به آن می کرد، ولی آن را مردود می دانست، چه رسد به نهضت های بعد از آن در: تفکر اقتصادی یا مدیریتی . حتی وقتی دانشجویان اصرار کردند که:  دنیای دیجیتال هم را هم ببیند، ایشان از کامپیوتر هم یک مطلب اضافه کرد، ولی اگر اضافه نمی کرد بهتر بود!

حالا هم همینطور هست، بعد از گذشت سی و شش سال از انقلاب اسلامی، و تعریف هویت اسلامی و انسانی برای مدیریت جوامع، آقایان هنوز ماکیاولی را مدیر برتر می شناسند! و تئوری معروف او که: هدف وسیله را توجیه می کند را، بر بالای سر می گذارند! البته ممکن است اسمی هم از: پیتر دراکر یا هرسی و بلانکارد ببرند، ولی طوری اسم می برند که، اگر نبرند بهتر است. چه برسد به تئوری های اسلامی در: مدیریت و اقتصاد که اصلا،  زنگ تفریح و مسخره آنان شده است.

از نظر آنان ترکیه و مالزی ! بسیار پیشرفته تر از ایران هستند، و اگر ایران را در ردیف 198 از: 199 کشور اسم ببرند، باید خوشحال باشیم. آن ها نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که: ایران چه پیشرفت هایی کرده است. همین امروز در حالی که رئیس جمهور کشور مان، در یک جا صحبت از این می کرد که:  تعامل ما با جهان، نباید مانع پیشرفت علمی ما بشود، آقایی که ریاست سازمان مدیریت کشور را، هم بر عهده داشت می گفت: ما باید از ترکیه و مالزی الگو بگیریم تا پیشرفت کنیم.

    در حالیکه رئیس مجلس در گوشه دیگر، از اقتصاد مقاومتی حرف می زد و می گفت: نباید فکر کرد که تحریم ها، ما را به فکر اقتصاد مقاومتی انداخت، بلکه ان فقط یک نیشتر بود که: زخم های اقتصاد ایران را باز کرد، آقای دیگری که رئیس جایزه دادن به مدیران برتر بود می گفت:  در ایران هیچ شرکت و بخش خصوصی، وجود ندارد و وظیفه دولت بعنوان: ایجاد کننده بنگاه فراموش شده است.

البته از حق نباید گذشت، که یکی هم پیدا شد و کتابی از: کشورهای اروپایی آورد و ثابت کرد: در بیش از هزار اختراع مهم : تاریخ بشری که زندگی را، دچار تحول کرد، ایرانیان نقش اساسی داشتند. که مهمترین آن اختراع چرخ بود. و اگر قبول کنیم در تمام اختراعات جهانی، در همین زمان ما، بازهم ایرانی ها هستند که: نقش اساسی دارند، حرف بی ربطی نگفته ایم.

اینکه می گویند در ایران، تحقیق و توسعه خروجی نداشته، بسیار حرف بی منطقی است. تحقیق و توسعه ایران به تمام دنیا صادر شده! ولی آنان این عمل را، فرار مغز ها نام می گذارند، تا از دو طرف بر فرق سر این ملت بکوبند: اول اینکه بگویند ایران، نخبه کش است نه نخبه پرور! دوم اینکه بگویند: هرکس پول این مملکت را می خورد، و نتیجه آن را برای جاهای دیگر، می برد کار خوبی می کند.

اما این مثل روز روشن است: اگر ایران نخبه پرور نبود، اینهمه برای نخبه های ایرانی، فرش قرمز پهن نمی کردند! و آن ها را روی سرشان نمی بردند. آن ها برای بردن نخبگان ایرانی، آنقدر سخاوت به خرج می دهند، که خود ایران قادر نیست! ایرانی که بیست سال ها ، سرمایه گذاری می کند، و نخبه های فراوانی  را پرورش می دهد...

Ar-Ge yönetimi gerektirir

Eski söyleyerek Gndd olarak, tuz döner bir tuz Bgndd vay haline! Şimdi, yönetim, son bilim bu yenilik, araştırma ve geliştirme önerir, ancak hiçbir ilgi olduğunu. Yönetim bugün kendi içine çekilen Bilimler ve 1960'ların tekrarları teorileri. Onlara konuşmak sıfır zamanı! Çok on dakika, yönetim bilimi ve ekonomi üzerinde ayarlanır saat yönünde, gibi.

Için hepsi değişti, ve değişiklikleri kabul, ama onlar sabit olacaktır. Tabii ki, iki farklı yaklaşımların fikir, bir köklü egoizm ve diğer aptallık ve cehalet. 1350 yılında Tahran Üniversitesi ve yeni ekonomik yönetim kitaplar tercüme edilmiş ve aynı yıl yayımlandı. Biz Tahran Üniversitesi'ne yazmıştı yönetim ve ekonomi kitapları profesörü vardı, ve biz belki de 1352 yılına kadar, 20'den fazla kez yeniden basıldı.

Boşuna oldu onun yönetiminde, Fayvl görüş öğretilir, insan ilişkileri hareketinin destekçileri, aranan! Bunun sonunda referanslar, ancak reddedildi, Dursun ekonomik düşünce veya yönetim sonraki hareketler. Öğrenciler aynı zamanda dijital dünyayı görmek ısrar bile, o bilgisayar bir şey olduğunu ekledi, ama daha iyi eklendi değilse!

İslam Devrimi ve İslami kimlik tanımı ve insan toplumlarının yönetimi otuz altı yıl sonra, erkekler Makyavelist yöneticisi biliyorum üstün, şimdi! Ve sonunda o ünlü teori kendi başlarına dayanan, araçları haklı! Bu Peter Drucker veya Blankard Hersey adı olacak ve öldürmek, ama daha iyi ise kendi adını böylece, uygulamak olmayabilir. Ne kopma Yönetim ve Ekonomi İslam teorileri ve onları alay.

Onların bakış, Türkiye'de ve Malezya'da! Çok İran daha gelişmiş daha ve onların isimleri 199 satır 198 ise, mutlu olması gerekir. Onlar biliyor ya bilmek istemiyorum: Ne ilerleme İran vardır. Bugün dünya ile bu etkileşim bağlamında ülkemizin Başkanı, bilimsel ilerleme olmalı, örgütün yönetimi başkanı adam, led de biz gereken söyledi Türkiye ve Malezya bizim modeli geliştirmek.

     Konuşmacı, diğer köşede, ekonominin gücü konuştu ve yaptırımlar düşünmek gerektiğini söylerken, biz ekonomi yukarı gücünü düşünmek zorundayız, ama, Sayın açık ekonomi keser sadece bir bıçak oldu üst düzey yöneticileri veriyordu başka bir bonus patron herhangi bir şirket ve özel sektörde, firma unutulmuş neden devletin görevidir olduğunu söyledi.

Evrim insan yaşamının, tarihi, İranlılar büyük bir rolü vardı: Tabii ki, hakkı geçirilecek, bu bir Avrupa ülkelerinin kitap ve önemli buluş binlerce kanıtlanmış olduğu tespit edildi. Bu çarkın en önemli buluşu oldu. Ve dünyadaki tüm patent kabul edersek, aynı zamanda, biz, İran'da hala temel bir role sahip, ben alakasız söyledim.

Bu Ar-Ge çıkış hayır demek çok mantıklı değil, diyelim. Araştırma ve bütün dünyanın gelişimi verildikten! Milletin taç her iki tarafın ilk çökertilmesi İran'ın elit bir katil elit Morpheus olmadığını söylüyorlar böylece Ama öylesine, onlar, beyin göçünü denilen do! İkincisi, bu ülkede parayı yiyor kim söyle, ve bu nedenle onu başka bir yerde, o iyi bir iş yok.

Ama bu açıktır: İran'ın elit kadar getirildi Ancak, İran elit değil, kırmızı halı! Ve onların başlarına değildi. Onlar yeteneğine sahip değildir paralarını, öylesine cömert, İran elit almak! Kim yirmi yıl, yatırım ve çok yükseltmek Tkhbh ...

تاریخ ارسال: 1393/11/29 ساعت 01:18 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

پدیده ای به نام: نخست شهر ها

گرچه جستار ها در مورد نخست شهر ها، یا کلان شهر های  درجه یک، به تازگی به مقوله فلسفه جغرافیای سیاسی اضافه شده، ولی نخست شهر ها منتظر تئوری ها نبودند! و کار خود را می کردند. اما فاجعه از زمانی آغاز شد که: بشر خواست همه چیز را کنار بگذارد، و خودش همه چیز را بفهمد! و این فاجعه از آن جهت درد ناک بود که، او نه در گذشته بود و نه از آینده خبر داشت، و نه می توانست در یک آن، در شرق یا غرب باشد.

اما از انجا که گفته اند: آرزو برجوانان عیب نیست، تخیلات خود را بجای علم جا زدن هم، برای انسان عیب محسوب نمی شود. ولی کار موقعی خراب تر می شود که: این تخیلات نه تنها نام علم تجربی  می گیرد، بلکه همه چیز غیر خود را هم نفی می کند! هیچکس نمی داند که اولین نخست شهر، یا جای اولین شهر یا حتی: اولین تجمع انسانی کجابوده، فقط از روی یافته ها حدس هایی زده می شود.

لا اقل بیرون آمدن مداوم شهر ها، از زیر هزاران خروار خاک، نشان می دهد که این رشته، سر دراز دارد و ما نباید برای: بی حوصله گی خود آن را نادیده بگیریم. به نظر ما بهترین کسی که: می تواند جواب سوال را بدهد، خداوند است که نه تنها از همه چیز خبر داشت، بلکه همه آن ها را خودش، بوجود آورده بود. اولین خانه ای که در روی زمین، برای انسان ساخته شده، خانه خدا بوده  واولین بلند مرتبه سازی هم، همان بوده و اولین تجمع یا شهر نشینی هم، در اطراف آن.(ان اول بیت وضع للناس ببکه مبارکه )

پس آن هایی که در جای دیگری، دنبال نخست شهر می گردند، اشتباه می کنند!حوادث تاریخی، این شهر را که پر برکت بود، سرمنشا همه تحولات قرارداد، و شهر های دیگر بوچود آمد. تا اینکه در زمان حضرت نوح، ناگهان همه شهر ها در آب فرو رفت، و گل و لای بر سر آن ها گرفت، و برای امروز ما به یادگار مدفون کرد. که هر از چند گاهی، یکی از آن ها مانند شهر سوخته، بیرون بیاید و بگوید چه تمدنی داشته است.

اما چیزی نگذشت که کشتی نوح، پهلو گرفت و این بار نخست شهر، به کنار دریای مازندران تاسیس شد. و مردمان جهان از آن جا تمدن و، شهر نشینی را به سراسر گیتی بردند. زرتشت در کنار رود ارس بدنیا آمد، و حضرت ابراهیم کمی دورتر، شاید در دیاربکر. ایلام اغاز ایلامیان شد و: نخست شهرجدید به آنجا منتقل شد. اما دیگر جا ها بیکار ننشستند، و به رقابت برخاستند: هگمتانه در این سوی آن، و یونان در سوی دیگر .اما حضرت ابراهیم، خود سودای بکه یا همان مکه را داشت، پسرش را آنجا برد و، آن خانه را تعمیر اساسی کرد.

ولی یونان پیامبر نداشت، هرچه پیامبر بود برای این طرف آب بود! و آن سوی دریای مدیترانه، نمی دانست چه کند! تا اینکه افرادی با تکذیب پیامبران  خود، میدان دار شدند و شهر بدون پیامبر ساختند! شهری که در آن، بجای تعدد پیامبران، تعدد خدایان بود. و خدایانی که فرضی بودند و: کسی نمی دانست آن ها، سوار بر ارابه، به کجا می روند. و به این ترتیب خواستند تا: نخست شهر ها را به انسوی دریاها ببرند.

تا اینکه حضرت موسی و عیسی آمدند، و اباطیل آن ها را شرک خواندند، و آن ها را به توحید دعوت کردند. مقاومت آن ها سودی نداشت و: بعد از سیصد سال خودشان آمدند، و کتاب انجیل را نوشتند.. و این سیصد سال، برای اصحاب کهف، فقط یک روز یا نصف یک روز بود.

آتن و رم رنگ باخته و: به اورشلیم تسلیم شده بودند، و عقد نخست شهری را به اسم اور شلیم بستند. اما اور شلیم هم دوام نیاورد، و در برابر تیسفون ساسانیان  تسلیم شد، و تیسفون شد یکه تاز جهان، و پایگاه ابر قدرتی . هرچند رم دوباره می خواست که: رقیب تیسفون هم باشد، اما یک فرق اساسی بین رم و تیسفون بود: رم برای ایتالیا شهر نخست بود، ولی تیسفون برای تمام دنیا .

  اما وقتی طاق کسرا شکاف برداشت، و آتشکده آذر گشسب، خاموش شد خبر از یک کلان شهر جدید داد. کلان شهر کوچکی که میرفت به: ام القرای جهان تبدیل شود و شد. و خانه خدا برای بار دوم تعمیر شد، و بزرگی به آن برگشت.

با آمدن حضرت علی ع ، کوفه شهر جدید و نخست شهر شد، و بعد به سمت بغداد رفت! و مدتی هم مرو و خراسان. و این گردش ادامه داشت تا نوبت به: پاریس و لندن، برلین و نیویورک رسید. و امروز در کمال ناباوری جهانیان، نخست شهر دنیا و ام القرای اسلام، شهر تهران بزرگ است. زیرا این شهر سیاست های خود را، بر تمام شهر های جهان دیکته می کند.

İlk Şehri olarak bilinen bir fenomen

Şehir veya metropol klas, yeni eklenen kategori jeopolitik felsefesi ile ilgili ilk makale, ancak tüm teorilerin ilk beklemiyordum! Ve onların iş. Adam her şeyi bir kenara istediği zaman trajedi başladı, ve o her şeyi bilir! Ve bunun trajedisi geçmişte ne de gelecekte değildi ve Doğu veya Batı bunu olmazdı, acı oldu.

Ama söylendiği gibi değil dezavantaj gençlik, adam yerine durgunluk hayal gücünüzü, bir kusur olarak kabul edilmez olur. Ama bu hayal değil, sadece ampirik bilim olduğunda kötü, ama aynı zamanda onun dışında her şeyi olumsuzlar! İlk insan gösteri oldu, sadece bir tahmin bulguları yapılabilir: ilk şehir veya şehir, hatta ilk etapta zaman kimse bilmiyor.

Sürekli, şehir dışına çıkan en azından, çimen binlerce, bu alan uzun bir başı vardır ve biz onu hayatı sıkılmış görmezden gerektiğini gösterir. Bizce cevap verebileceğiniz en iyi bir şeyi biliyordu sadece Allah'tır, ama hepsi doğru, o oluşturuldu. Etrafında insan yapımı, Tanrı'nın ilk evini inşa yüksek artış, ve birikim ya da şehircilik ilk defa, yeryüzünde ilk ev. ()

Ilk şehir olmak için çok başka yerde olanlar, onlar yanlış!, Şehir mübarek, tüm sözleşme değişiklikleri ve diğer şehirlerde kökeni var gelmek Tarihsel olaylar. Nuh zamanında, aniden hepsi onlara su ve çamurun içine gitti ve bu güne kadar biz mezar anıyoruz. Şehir yandı gibi Sık sık, bunlardan biri, çıkıp ve medeniyet nedir söylüyorlar.

Yakında ark, ve Hazar Denizi'nin ilk tarafı kuruldu. Dünyada medeniyet ve kentleşme keşfetmek için dünya halkları. Zerdüşt, belki de Diyarbakır'da, İbrahim biraz ilerde Aras Nehri doğdu ve. Elam Elam seçkin oldu: birincisi, New Town transfer edildi. Ama başka bir yerde bu boşta oturdu ve rekabete: Ecbatana elinde, ve diğer tarafta Yunanistan Ama İbrahim, veya ağ kendisi o ve oğlu, bu temel ev onarımları olan Mekke'de, hedeflemektedir. .

Ama Yunanistan'ın bir peygamberdir, peygamber su tarafında oldu! Ve Akdeniz genelinde, ne bilmiyordum! Bu onların peygamberleri yalanladı ve onlar hakim kadar şehir hiç peygamber yaptı! Şehir, yerine peygamberlerin bir çokluğu, tanrıların çok sayıda. Ve tanrılar verildi: kimse bunu biliyordu, onlar gidiyoruz araba. Ve böylece yurtdışı almak için ilk şehir yaptım.

Onlar Musa ve İsa'ya geldi ve Shrek saçması bunları okuyun ve tek tanrılı dinlerin onları davet etti. Boşuna Direnç ve üç yıl sonra onlar geldi ve İncil. Ve üç yüz yıl, mağaranın yoldaşları, sadece bir gün ya da yarım gün yazdı.

Atina ve Roma Kudüs Kudüs adına şehrin ilk sözleşme kapatıldı edildi teslim etmek solmuş. Ama Kudüs uzun sürmedi ve Sasani Ctesiphon teslim ve Ctesiphon rakipsiz dünya süper gücü ve bir üs oldu. Roma yine rakip Ctesiphon talep, ancak Roma ve Ctesiphon arasında büyük bir fark İtalya, Roma ilk şehir oldu, ama ne kadar bütün dünya Ctesiphon için.

   Ama Kasra Arch kırık, ve yeni bir metropolün haber kapalı, Zrgshsb ateş zaman. Dünyada küçük metropol ve sırayla yapıldı. Ve Allah'ın evi ikinci kez restore edilmiş ve geri olmak harika.

Daha sonra Hazreti Ali, Kûfe ilk modern şehir geliyor ve birlikte Bağdat'a gitti! Ve Mary ve Horasan hem süre. Ve dolaşım açmak için devam etti: Paris, Londra, Berlin ve New York çarptı. Bugünün dünyasında hedefi, Tahran'daki ilk dünyada şehir ve ben Alqray İslam, harika. Dünya emirlerine tüm dayalı politikaları, yüzünden.

تاریخ ارسال: 1393/11/27 ساعت 23:05 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

سودای ایرانی ، فتح آمریکا است!

جزیره یا قاره آمریکا را یک ایرانی بنام ابوریحان بیرونی کشف کرد، ولی نتوانست تا آنجا برود. اما وقتی کربستف کلمب، به آنجا رسید فکر کرد به هندوستان رسیده است ! زیرا سودای شرق ثروتمند، با هندوستان پر از طلا! آن ها را از خود بیخود کرده بود. لذا اولین ایالت را ایندیانا اسم گذاشتند، و مردم بومی و سرخپوست آن جا را، هندی خطاب کردند!

اما جستجوی آن ها برای یافتن طلا بی نتیجه نماند، و معادن نفت و طلا یکی پس از دیگری، خود را نشان داد بطوریکه نهضت مرکانتلیست، یا جویندگان طلا به راه افتاد. کم کم علاوه بر انگلیس و اسپانیا، پای تمام کشورهای اروپایی، به آن جا باز شد. فرانسه و پرتقال نیز به استعمار گری در: آمریکا مشغول شدند. انگلیس بیشتر در آمریکای شمالی، نیرو پیاده کرد اسپانیا، در امریکای مرکزی و: فرانسه در کانادا. اما دیگر کشورها حضور کمرنگ تری داشتند.

ایرانیان از همه عقب تر ماندند! فقط چند نفر به شوق یافتن طلا رفتند. مشهور ترین ان ها، محمدعلی سیاح در دوران مشروطه بود. و این عقب افتادگی مثل خوره، جان برخی ها را می خورد. زیرا سابقه نداشته ایرانی ها در: حوادث جهانی ردیف دوم باشند! البته این سرخوردگی به زمان قاجار، برمی گردد که دولتمردان خود، بیشتر از مردم به این سفر ها علاقه داشتند.

اما طولی نکشید که سیل ایرانیان، به آمریکا سرازیر شد. در ابتدا ایرانیان به هر شغلی روی اوردند، ولی از دوران انقلاب اسلامی (خیزش های دهه 70) تقش ایرانیان، در منصب ها و پست های کلیدی، افزایش یافت بطوریکه اکنون، بیش از یک میلیون نفر ایرانی در آمریکا زندگی می کنند، و اغلب آن ها پست های کلیدی، در اقتصاد و فرهنگ و سیاست آنجا دارند، که نمونه های مهم آن در ویکی پدیا و موارد دیگر ذکر شده است .

اما مهم این است که هیچیک از: روسای جمهور آمریکا بدون کمک مالی ایرانیان، به موفقیت نمی رسیدند. لابی ایرانیان از لابی صهیونیست ها، نیز قوی تر است. زیرا دو دستگی در بین صهیونیست ها بسیار است، ولی در بین ایرانیان بسیار کم است. بطوریکه ایرانیان با تمام اختلافات داخلی و سیاسی، در حمایت از رئیس جمهور اوباما در مقابل: حریفان او کوتاه نیامدند.

در حالیکه  اوباما در مقابل لابی  صهیونیست، فقط به چند پیام اکتفا می کند ولی، در مقابل ایرانیان کاملا مطیع است! و گفتار ضد و نقیض او در مورد ایران، و مسئله هسته ای هم، به اختلاف نظر های داخلی خود ایرانیان مربوط می شود. این اختلاف نظر چه در داخل ایران، مثلا بین رئیس جمهور سابق و: فعلی ایران وجود دارد، و چه در بین ایرانیان مقیم آمریکا . البته اندکب از آنها ، سلطنت طلب، یا کمونیست هستند! و از اوباما برای تضعیف جمهوری خواهان، و اسلام گرایان ایرانی استفاده می کنند.

اما ایرانیان با تمام اختلافات خود، یک چیز را فراموش نمی کنند و: آن اینکه آمریکا باید متعلق به ایران شود. و زبان فارسی جای زبان انگلیسی را بگیرد، و کم کاری گذشته های ایران جبران شود. ایرانیان در وزارت خانه ها، سازمان های دولتی آمریکا، در گوگل و یاهو و سی ان ان و غیره، حضور فعال دارند و در سودای آمریکایی، با زبان فارسی هستند.

ایرانی شدن آمریکا نه تنها راه حل، بلکه نیاز مردم آمریکای امروزی است. زیرا آمریکای امروز، نه دیگر دارای معادن طلا است، که برای اروپا جاذبه داشته باشد! و نه چاه های نفت ان به صرفه است که: بتواند قد علم کند. همین امروز اگر ایران، دلار را حذف کند تمام اقتصادآمریکا نابود می شود، زیرا دلار در مقابل تمامی ارزها شکسته شده، و فقط ایران است که به آن قدرت می دهد.

نمونه این کار برای دیگر کشورها هم هست، بحرین به عنوان نمونه، سال ها است که مبارزه می کند، در حالیکه راه نجات او فقط قبول زبان فارسی، و پیوستن به ایران است. و تا هنگامی که بدنبال مراجع دینی در خارج ایران هستند، راه به جایی نخواهند برد.

İran hırs, Amerika fethetti!

Amerika Ada ya da kıta Farsça adında Ebu Rayhan Biruni tarafından keşfedilen, ancak gidemeyecek durumda oldu. Krbstf Columbus Hindistan'da geldi ama düşünülmektedir! Zengin Doğu kalkınan için, Hindistan altın dolu! Bu tutsaklık oldu. Hint yerli halk, Hintçe sanık Indiana, ortak devletin ilk isim!

Ama altın için arama sonuçsuz kalır ve merkantilist, ya da altın arayanlar sol petrol ve altın madenleri, birbiri ardına, onun hareketini gösterdi. Azar azar, açıldığı İngilizce ve İspanyolca, tüm Avrupa ülkeleri, ek. Fransa ve Portekiz gibi Amerika'da Gary kolonizasyon meşgul. Kuzey Amerika, İspanyol piyade kuvveti, Kanada Orta Amerika ve Fransızca İngilizce. Ama diğerleri daha düşük katılım vardı.

Tüm İranlılar geri kaldı! Sadece birkaç kişi altın bulmak memnun. Bunlardan en ünlüsü, Muhammed anayasal dönemde bir kaşif oldu. Ve cüzam gibi gerilik, bazı yiyor öldü. İranlılar kaza öyküsü var çünkü ikinci dünya vardır! Ancak, Kaçar döneminin hayal kırıklığı, geri hükümete, daha fazla insan bu gezi ilgilendi.

Ama yakında sel İranlıların Amerika'ya içine döküldü. İlk İranlılar her işe döndü, ancak İslam Devrimi (70'lerin yükselişi) tuşuna pozisyonlarda ve görevlerde İran rolü, fazla bir milyon İranlı Amerika'da yaşayan, şimdi, gül, ve sık sık siyaset, ekonomi ve kültür kilit pozisyonlar ve Wikipedia önemli örnekler ve listelenen diğer öğeler vardır.

Ama insanların maddi desteği olmadan Amerika başkanlarının hiçbiri başarılı olmadığı önemlidir. İran Siyonist lobinin lobi yanı sıra daha güçlü. Siyonistler arasında bölünmüş, ama çünkü İranlılar çok düşük. Karşısında Başkan Obama destek tüm iç çatışmalar ve siyasi İranlılar gibi, o gelip onu alır.

Obama ederken Siyonist lobinin karşısında, ancak mesajların sınırlı sayıda, İranlılar oldukça uysal vardır! İran ve nükleer konuda çelişkili yaptığı konuşmada, İran iç anlaşmazlık söz konusu olduğunda. Örneğin İran içinde tartışma, eski cumhurbaşkanı ve: Şu İran ve Amerika'da İranlılar. Elbette, monarşist veya komünist Andkb! Obama ve Cumhuriyetçiler zayıflatmak, ve İran İslamcılar kullanın.

Ama bütün bunların farklılıkları ile İranlılar, bir şey unutma: Amerika'nın gerektiğini İran'a aittir. İngilizce ve Farsça dillerinde yer alan ve hipotiroidizm İran geçmiş telafi edilecektir. İran bakanlıklar, devlet kurumları, vb Amerika, Google ve Yahoo, CNN, Farsça dili ile ABD soda aktif varlığa sahip.

Amerika'da İran tek çözüm, ancak ABD nüfusunun bugün değil. Amerika için bugün, başka hiçbir altın madenleri, Avrupa'ya çekti hangi! Ve maliyeti kadar artış olur petrol kuyuları değil. Bugünün dolar kaldırırsanız tüm Amerika'nın ekonomisi tüm para birimleri karşısında dolar kırılmış olmasından dolayı, tahrip ve onun gücünü veren tek ülke olacak.

Onu kurtaran, sadece Farsça kabul ve İran'ı katılmak ise bu, o mücadelenin örneğin diğer ülkelerde, Bahreyn, için bir örnektir. İran dini otoriteler dışında ararken Ve, yere gitmeyeceğim....

تاریخ ارسال: 1393/11/24 ساعت 20:43 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 19 )
   1      2     3     4   >>
صفحات