X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

ستاد آزاد سازی بقیع شریف

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم بهتر است آزاد سازی بقیع آغازشود

آثار باستانی ما آنقدر زیاد است که: از دیدن آنها اصلا تعجب نمی کنیم

چرا داشته های ما، برداشت نمی شود؟

سردار سلیمانی گفته که من به قول خود عمل کردم و کار داعش تمام است. اما گویا داعش از خط مقدم، به پشت جبهه آمده ! زیرا امروز یکی از نمایندگان مجلس، از کودتای خزنده بانکها صحبت کرد و گفت:«جان مینارد کینز» از اقتصاددان و بانک‌داران صهیونیستی می‌گوید: برای واژگونی اساس یک مملکت، هیچ وسیله‌ای ظریف ‌تر و: مطمئن ‌تر از کاهش ارزش پول آن‌ها نیست. و این هشداری است که: هیچگاه شنیده نمی شود، دلیل آن هم روشن است: زیرا افرادی صاحب بانک و: پول هستند که حد آن را نشناخته اند. و یا سرسپرده: همین کینز ها هستند. در بررسی های درازمدت، حتی از سالیان درازی، بیش از هزاران سال! مغلوم شده است که: ایران تنها منطقه ثروتمند جهان است، که آثار گردشگری آن بی همتا است. مکان آن پل ارتباطی: شرق و غرب و در مرکز دنیا است. همه شرق و غرب با: ایران سنجیده می شود. به قول امروزی ها: داشته های ما بسیار زیاد است، ولی برداشت ما از ان کم است. لذا برخلاف تعریف اقتصاد در غرب، که توزیع منابع محدود، بین نیاز های نامحدود را، اساس خود می داند، در ایران باید گفت: منابع نامحدود و نعمتهای: بی پایان الهی است که: بین نیاز های محدود ما، سرگردان است و: قدر آن دانسته نمی شود! مثلا : سرانه زمین کشاورزی در چین 800متر است، و در ایران 1640متر! یعنی دو برابر زمین های: کشاورزی را داریم ولی، چه مقدار کاشته می شود؟ ایران دو تا سه برابر: مصرف خود محصولات کشاورزی، و باغی دارد که اغلب آنها، در پای درختها پوسیده می شود. یا نصیب چرنده ها و پرنده ها و درنده ها می گردد. در همین تهران، کم مانده است موشها، از آدم ها بزرگتر شوند! بسکه دور ریز غذا وجود دارد. معادن نفت و گاز ایران، دربالاترین رده دنیا قرار دارد، ولی اغلب آنها یا: خام فروشی می شود و: یا در هوا می سوزد! آثار باستانی ما آنقدر زیاد است که: از دیدن آنها اصلا تعجب نمی کنیم، و از اینکه قاچاق می شود! یعنی برای دیگران، اهمیت دارد: تعجب ما بیشتر می شود. مغز های فراری ما، به تمام دنیا صادر شده! ولی هیچ حساسیتی به آن نداریم. زیرا  برای آنهایی که: فرار نکرده اند برنامه نداریم. و اصلا کای می کنیم که بروند! و آنهایی که رفته اند، بهترین پذیرایی ها از آنها شده است! بنابر این برای پیشرفت کشور، هیچ مشکلی نداریم! جز اینکه دوست نداریم پیشرفت کنیم. چون آنهاییکه پیشرفت کرده اند، هدفشان تسلط به معادن ما بوده، و ما وقتی دست خودمان است، این پیشرفت استعماری را نمی خواهیم. به قول ریاضی دان ها، وقتی صد! آمد نود هم پیش ما است. اگر خوب دقت کنیم: همه تجهیزات و اختراعات آمریکایی ها، برای این است که بتوانند به: خاورمیانه بیایند. وقتی ما در قلب خاورمیانه هستیم، ناو های وینسنز را، برای چه باید بسازیم؟ بنابر این باید بدانیم اگر: مقاومتی در مقابل پیشرفت: به شکل غربی وجود دارد، برای این است که آنها، نیاز به تجاوز دارند! و ما نداریم. تمام پیشرفت های آنها برای تجاوز است، و ما که خوی تجاوز را نداریم، آن پیشرفت ها را نمی خواهیم! بمب اتم نمونه این تئوری است، که آنها بمب اتم را می خواهند: تا بر خاورمیانه تسلط پیدا کنند، و ما نیازی به آن نداریم، چون در دل خاورمیانه هستیم. لذا در دکترین دفاعی جایی ندارد. فقط باید مواظب باشیم که: مورد تجاوز قرار نگیریم! تمام توان دفاعی ما برای همین است. زیرا قران هم بر آن تکیه کرده، و آیه آن لوگوی سپاه شده است. اما این توان نباید فقط نظامی باشد، زیرا که ارزش پول ملی هم مهم است.

Why are not we picked up?

Sardar Soleimani said: "I worked on my promise: ISIS's work is over. But it seems that ISIS comes from the front line to the front of the front! As one of the MPs spoke today of the bank's creepy coup and said, "To reverse the foundation of a country, John Maynard Keynes, of Zionist economics and bankers, says," There is no more subtle means: not safer than their devaluation. “And this is a warning: it's never heard, because it's clear: because people own a bank and: they are money that they have not known. Or Sister: That's Keynes. In long-term reviews, even from many years, more than thousands of years! It has been speculated that: Iran is the only richest region in the world, whose tourism works are unmatched. The location of that bridge is East and West and in the center of the world. All East and West are measured by: Iran. According to the modern day, there are so many of us, but our perception is low. Contrary to the definition of Western economy, which considers the distribution of limited resources between unlimited needs, in Iran, it should be said: "Unlimited resources and blessings: endless divine, that is: between our limited needs and wandering: magnitude It does not know! For example: per capita agricultural land in China is 800 meters, and in Iran 1640 meters! We have twice the land: agriculture, but how much is planted? Iran has two to three times its own consumption of agricultural products, and it has a garden that most of them are rotten at the bottom of the trees. Or it will be used for the destruction of birds and birds. In the same Tehran, the mice are getting smaller than people! There is a steady supply of food. Iran's oil and gas mines are among the highest in the world, but most of them are either: raw and / or burning in the air! Our antiquities are so high that: We are not surprised to see them, and that they are smuggled! That is important for others: our surprise gets bigger. Our runaway brains are exported to the whole world! But: no sensitivity to it. For those who have not escaped, we do not have the program. And we're all going to go! And the ones that have gone are the best of them! Therefore, there is no problem for the progress of the country! Except: we do not like to make progress. Because those who have made progress have been aiming to dominate our mines, and we do not want this colonial development when we are ourselves. As the mathematicians say, when one hundred! The ninety times came to us. If we look carefully, all the equipment and inventions of the Americans are for them to come to the Middle East. When we are at the heart of the Middle East, we need to build the Vincennes warships. So we should know if: resistance to progress: in the western form, because they need to rape! And we do not have all their advancements are for rape, and we do not want rape, we do not want those improvements! The atomic bomb is a specimen of this theory, which they want, atomic bombs: to dominate the Middle East and we do not need it, because we are in the Middle East. So there is no defense doctrine. Just be careful not to be raped! All our defenses are for this. Because the Quran relied on it and its verse is the logo of the Guards. But this power should not be just a military, because the value of the national currency is also important.

لماذا لا نستلم؟

وقال سردار سلیمانی: "عملت على وعدی: عمل داعش قد انتهى. ولکن یبدو أن داعش یأتی من الخط الأمامی إلى مقدمة الجبهة! لأنه الیوم واحد من النواب، ومکتب الانقلاب الزاحف، وتحدث وقال: قال اقتصادیون ومصرفیون "جون ماینارد کینز" إسرائیل انعکاس من بلد، ولیس أداة أکثر أناقة واثقة من انخفاض قیمة لهم. وهذا تحذیر: إنه لم یسمع أبدا، لأنه واضح: لأن الناس یمتلکون مصرفا، وهم أموال لم یعرفوها. أو الأخت: هذا کینز. فی الاستعراضات على المدى الطویل، حتى من سنوات عدیدة، أکثر من آلاف السنین! وقد تم التکهن بأن إیران هی أغنى منطقة فی العالم، والتی لا تضاهى أعمالها السیاحیة. موقع هذا الجسر هو الشرق والغرب وفی وسط العالم. ویقاس کل الشرق والغرب ب: إیران. وفقا للیوم الحدیث، هناک الکثیر منا، ولکن تصورنا منخفض. لذلک، خلافا لتعریف الاقتصاد فی الغرب، وتوزیع الموارد المحدودة، والحاجة إلى غیر محدود، من تلقاء نفسه، فی إیران وقال الموارد وتفضل غیر محدودة: لا نهایة لها الإلهی: الحاجة للحد من تجول لدینا هی: کیف لا یعرف! على سبیل المثال: نصیب الفرد من الأراضی الزراعیة فی الصین هو 800 متر، وفی إیران 1640 متر! لدینا ضعف الأرض: الزراعة، ولکن کم هو زرعت؟ إیران لدیها مرتین أو ثلاثة أضعاف استهلاکها من المنتجات الزراعیة، ولها حدیقة أن معظمها فاسدة فی الجزء السفلی من الأشجار. أو أنها سوف تستخدم لتدمیر الطیور والطیور. فی نفس طهران، والفئران هی الحصول على أصغر من الناس! هناک إمدادات ثابتة من المواد الغذائیة. مکامن النفط والغاز الإیرانی، هو أعلى مستوى فی العالم، ولکن فی کثیر من الأحیان هم إما: الخام المباع وإما حروق فی الهواء! آثارنا عالیة جدا بحیث: نحن لا نستغرب أن نراهم، وأنها تهریب! هذا مهم للآخرین: مفاجأة لدینا یحصل على أکبر. یتم تصدیر العقول هارب لدینا إلى العالم کله! ولکن لا حساسیة لها. بالنسبة لأولئک الذین لم یهربوا، لیس لدینا البرنامج. ونحن جمیعا ذاهبون للذهاب! و تلک التی ذهبت هی أفضل منهم! لذلک، لیس هناک مشکلة للتقدم فی البلاد! إلا أننا لا ترغب فی تحقیق تقدم. لأن أولئک الذین أحرزوا تقدما کانوا یهدفون إلى السیطرة على مناجمنا، ونحن لا نرید هذه التنمیة الاستعماریة عندما نحن أنفسنا. کما یقول علماء الریاضیات، عندما مائة! وجاء لنا وقت التسعین. وإذا نظرنا بعنایة، فإن جمیع معدات واختراعات الأمریکیین هی أن تأتی إلى الشرق الأوسط. عندما نکون فی قلب الشرق الأوسط، نحن بحاجة إلى بناء السفن الحربیة فینسنس. لذلک یجب أن نعرف ما إذا: المقاومة للتقدم: فی شکل الغربی، لأنها تحتاج إلى الاغتصاب! ولیس لدینا کل ما لدیهم من تقدم هو للاغتصاب، ونحن لا نرید الاغتصاب، ونحن لا نرید تلک التحسینات! لذلک لیس هناک عقیدة دفاع. فقط یجب الحرص على عدم التعرض للاغتصاب! کل دفاعاتنا هی لهذا الغرض. لأن القرآن اعتمد علیها، وآیة هو شعار الحرس. ولکن هذه القوة یجب ألا تکون مجرد عسکریة، لأن قیمة العملة الوطنیة مهمة أیضا.

Niyə biz seçməmişik?

Sardar Süleymani deyib: "Mən sözümə görə çalışdım: ISIS-in işləri bitdi. Ancaq İSİS cəbhə xəttindən cəbhənin önünə gəlir! Millət vəkilləri bu gün biri, çünki sürünən zərbə Office, danışdı və dedi: "John Maynard Keynes" iqtisadçılar və bankirlər İsrail bir ölkə, daha zərif və devalvasiya onlara daha inamlı heç bir vasitə ilə bərpa bildirib. Və ya Sister: Bu Keynes. Uzunmüddətli araşdırmalarda, hətta uzun illərdən, minlərlə ildən çoxdur! Mghlvm ki İran eşsiz turizm izləri dünyanın yalnız zəngin regiondur. Həmin körpünün yeri Şərq və Qərbdir və dünyanın mərkəzindədir. Bütün Şərq və Qərb İran tərəfindən ölçülür: İran. Müasir günə görə, çoxumuz var, amma algılarımız aşağı. sonsuz ilahi: bizim sərgərdanlığımı məhdudlaşdırmaq ehtiyac Buna görə də, Qərb, öz məhdud resursların paylanması, limitsiz ehtiyac, iqtisadiyyatın anlayışına zidd İranda limitsiz resursları və ne'mətini edib necə Bilmirəm! Misal üçün: Çində kişi başına düşən əkin sahələri 800 metr, İranda isə 1640 metrdir! İki dəfə torpaq var: kənd təsərrüfatı, lakin nə qədər əkilir? ağac çürük ən, olan kənd təsərrüfatı məhsullarının onların istehlak və bağ, İran iki-üç dəfə aşağıdır. Və ya quşların və quşların məhv edilməsi üçün istifadə ediləcək. Eyni Tehranda, siçanlar insanlardan daha kiçikdir! Daimi ərzaq təchizatı var. İranın neft və qaz yataqları dünyanın ən yüksək səviyyədə olduğunu, lakin tez-tez onlar da aşağıdakılardır: hava ya yanıqlar satılan xam və! Bizə belə ki, biz onları görmək üçün sürpriz deyil ki, çox və onlar qaçaq Antiquities! Bu, başqalar üçün vacibdir: bizim sürprizimiz daha da artır. Qaçan beyinlərimiz bütün dünyaya ixrac edilir! Ancaq bunun üçün həssaslıq yoxdur. Qaçmadıqları üçün, proqramımız yoxdur. Və hamımız gedəcəyik! Gediş edənlər ən yaxşısıdır! Buna görə, ölkənin inkişafı üçün heç bir problem yoxdur! Biz irəliləməyi istəməyimiz istisna olmaqla. irəliləyiş edənlər, çünki biz mina hakim məqsəd və biz özümüzü itirmək zaman ki, tərəqqi müstəmləkə olmayacaq. Riyaziyyatçılar dedilər ki, yüzdə! Doksan vaxt bizə gəldi. biz diqqətlə əgər: All avadanlıqları və Amerika ixtira, bu Yaxın Şərq üçün gəlib. biz niyə biz olmalıdır, Yaxın Şərq, daşıyıcı Vincennes qəlbində etdiyiniz zaman? Beləliklə, bilməliyikmi: tərəqqiyə qarşı müqavimət: qərb formada, çünki onlar təcavüz etməlidirlər! Və bizdə yoxdur Bütün təkmilləşdirilməsi onları təcavüz və biz temperament təcavüz yoxdur, bu, inkişaf olmaz! Beləliklə, heç bir müdafiə doktrinası yoxdur. Yalnız təcavüz etməmək üçün diqqətli olun! Bütün müdafiəçilərimiz bunun üçün. Çünki Quran ona itaət etdi və onun ayəsi Mühafizələrin loqosu idi. Lakin bu güc yalnız hərbi ola bilməz, çünki milli valyutanın dəyəri də vacibdir.

http://www.icana.ir/Fa/News/353230      mahinnews.ir/mainpage

تاریخ ارسال: 1396/07/30 ساعت 23:43 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

بازیگر اصلی است، باید بداند قانون: موفقیت از پیش نوشته ای! وجود ندارد

شطرنج صادرات

همه فکر می کنند که صادرات، بازی تک نفره با دیوار (بیلو تای بایسکی)است. مخصوصا وزیر صنعت و معدن و تجارت، امروز در همایش روز ملی صادرات، همین را گفت: ما دو تا دیوار داریم یکی را باید کوتاه کرده، به طاقچه برسانیم و یکی راهم بلند کنیم! دیوارموانع صادرات را کوتاه، و دیوار مشوقهای صادراتی را بلندتر کنیم. اما باید دانست صادرات مانند: همه بازی های دیگر دو طرف دارد: و هردو هوشمند هستند. یعنی با هر حرکتی، حریف ضد حمله جدیدی می زند. و همین امر قابلیت: پیش بینی بازی را از بین می برد. در تئوری نوین صادرات، نباید تصور کرد با اصلاح قانون و: مقررات گمرک مشکل حل می شود. یا اگر نرخ ارز ثابت باشد، صادرات رونق می گیرد. و یا اگر مشوق های صادراتی داده شود. امثال آن بلکه باید ماتریسی، از عوامل موثر در صادرات داشت. معادله با بیش از 2500مجهول! این تابع کثیر المتغیر، باید توسط سازمان توسعه صادرات، همیشه رصد شود. بسیاری از این عوامل، در خارج از مرزهای ما اتفاق می افتد، که جلوگیری از آن مشکل است. ولی با برنامه ریزی انعطاف پذیر، میتوان آن را کنترل کرد. یعنی تهدید ها را به فرصت تبدیل کرد. در این تئوری که ارائه می کنم، صادر کنندگان مانند: قهرمانان میدان ورزشی هستند. در این میدان، یک بوکسور فقط در حال تمرین، به کیسه بوکس ضربه می زند و: انعکاس آن را مطالعه می کند. ولی در میدان رقابت، حتی بازی با دیوار هم، دونفره و رقابتی شده! که اسکواش نمونه آن است.  در اسکواش و هر بازی دیگز، حریف به دنبال ناتوان کردن ما است، نه میدان دادن به ما!  لذا تحریم های ظالمانه! از اصول مبارزاتی در میدان صادرات است. چون همیشه بوده و خواهد بود. تعرفه گمرکی نوعی تحریم است! اخذ مالیات و عوارض و امثال آن،  حتی تعییر در نرخ ارز، همگی با قصد تحریم صورت می گیرد. مثلا شما می خواهید از واردات سیگار جلوگیری کنید، تعرفه های آن را سنگین تر می کنید. هزینه ها را آنقدر بالا می برید، تا افرادی که برای تفریح، سیگار می کشند منصرف شوند. لذا قهرمانان واقعی صادرات ما، کسانی هستند که بتوانند در یک رقابت رو در رو، در قالب قوانین موجود، حریف را از میدان تجارت خارج سازند. و به اصطلاح کشتی گیرها زمین بزنند . طبیعی است این فرد، قبلا ممکن است بارها، زمین خوردن را تجربه کرده باشد. سازمان توسعه صادرات، در اینجا نقش مربی را بازی می کند که: هم قوانین را به: ایشان گوشزد می کند، و هم نقطه ضعف های: حریف را بیان می کند. مثلا اگر زمانی مشوق های صادراتی جواب داد، نباید همیشه به آن تکیه کرد! زیرا در مسیر اجرایی خود، فساد هم بوجود می اورد: افرادی با تهیه صورت حساب ها، مشوق ها را دریافت می کنند و: عده ای که توانایی: حساب سازی ندارند، یا نمی خواهند حساب سازی کنند، از این مشوق ها بی بهره می شوند. بهترین مثال برای این کار: همان بازی شطرنج است. صادر کنندگان نمونه، سربازانی هستند که در صف مقدم قرار دارند، و باید با اسب و فیل و: دیگر مهره ها پشتیبانی شوند. کسی که بازیگر اصلی است، باید بداند قانون: موفقیت از پیش نوشته ای! وجود ندارد و کسانی که: این سوء برداشت را القا می کنند، برای خود، دکه در آمد زایی برپا کرده اند. صادرات بهر نحوی هم، مانند برنده شدن بهر نحوی! می شود که آقای پروین طرفدار آن است. یکی ممکن است با: طرف ترکیه ای ساخت و پاخت کند، البسه فراوانی را برای او بفرستید و: پاداش صادراتی بگیرید، بعد همان ها را مرجوع نماید و واردات ثبت کند! در عمل کاری نشده است، ولی جوایز داده شده.

Exports are like chess games

Everyone thinks that the export is a single-player game with the wall (Biloa Taibio). In particular, the Minister of Industry and Mines and Trade said today at the National Export Day conference: "We have two walls, one must be cut short, we need to cut one, and one step ahead!" It will shorten the wall of exports and raise the wall of export incentives. But you should know that the export is like: All other games have two sides: both are smart. That means, with every move, the opponent will have a new counter attack. And that's the ability to: eliminate the game's prediction. In modern export theory, it should not be assumed that the problem will be solved by amending the law and: customs regulations. Or, if the exchange rate is constant, exports will flourish. Or if: export incentives are given. The likeness of it, but also the matrix, was one of the factors influencing exports. Equation with more than 2,500 unexplained! This QFL function should always be monitored by the Export Development Organization. Many of these factors happen outside of our borders, which is difficult to avoid. But with flexible planning, it can be controlled. That means turning threats into opportunity. In this theory, which I present, exporters are like: the heroes of the sports field. In this field, a boxer is only practicing; he hits a boxing bag and reads the reflection. But in the field of competition, even playing with the wall, doubles and competitive! That squash is a sample of it. In the squash and every other game, the opponent seeks to disable us, not to give us a shot! So cruel sanctions! The principles of the campaign are in the field of export. Because: it has always been and will be. Customs tariff is a sanction! Taxes, taxes, etc., even a change in the exchange rate, are all intended to be sanctioned. For example, you want to prevent the import of cigarettes, you will heavier tariffs. You raise the cost so much so that people who smoke will be dissuaded. Therefore, our true export heroes are those who can take the opponent out of the trading field in a face-to-face competition, in the form of existing rules. And :so-called wrestlers. It is normal for this person to have experienced falling down before. The Export Development Organization, here, plays the role of trainer, who both mentions the rules: he points out the weaknesses: the opponent. For example, if the export incentive has responded once, you should not always rely on it! Because it also creates corruption in its own way: people receive incentives with bills, and those who do not have the ability to: do not have an account or do not want to make an account will not benefit from these incentives to be The best example for this is the same chess game. Sample exporters are soldiers in the forefront, and should be supported by horses and elephants: other beads. The one who is the main actor must know the law: Success is already written! There are no, and those who: incite this misunderstanding, have set up a kiosk for themselves. Exports in the same way, like a better win! Mr. Parvin is proud of it. One can build and distribute a Turkish party, send him a lot of clothes, and get an export reward, then reciprocate them and import them! Not done in practice, but awards are given.

الصادرات مثل ألعاب الشطرنج

الجمیع یعتقد أن التصدیر هی لعبة لاعب واحد مع الجدار (بیلوا تایبیو). وسوف یقصر جدار الصادرات ویزید من حوافز التصدیر. ولکن یجب أن نعرف أن تصدیر مثل: جمیع الألعاب الأخرى لها جانبان: کلاهما الذکیة. وهذا یعنی، مع کل خطوة، فإن الخصم له هجوم مضاد جدید. وهذه هی القدرة على: القضاء على التنبؤ اللعبة. فی نظریة التصدیر الحدیثة، لا ینبغی افتراض أن المشکلة سوف تحل عن طریق تعدیل القانون و: اللوائح الجمرکیة. أو إذا کان سعر الصرف ثابتا، فإن الصادرات ستزدهر. أو إذا أعطیت حوافز التصدیر. وشبه ذلک، ولکن أیضا المصفوفة، کان واحدا من العوامل التی تؤثر على الصادرات. المعادلة مع أکثر من 2،500 غیر المبررة! وینبغی دائما مراقبة وظیفة کفل هذه من قبل منظمة تنمیة الصادرات. وکثیر من هذه العوامل یحدث خارج حدودنا، وهو أمر یصعب تجنبه. ولکن مع التخطیط المرن، فإنه یمکن السیطرة علیها. وهذا یعنی تحویل التهدیدات إلى فرصة. فی هذه النظریة، التی أقدمها، المصدرین مثل: أبطال المجال الریاضی. فی هذا المجال، الملاکم یمارس فقط، وقال انه یضرب حقیبة الملاکمة ویقرأ التفکیر. ولکن فی مجال المنافسة، حتى اللعب مع الجدار، الزوجی وتنافسیة! هذا الاسکواش هو عینة منه. فی الاسکواش وکل لعبة أخرى، یسعى الخصم لتعطیل لنا، لا تعطینا النار! عقوبات قاسیة جدا! مبادئ الحملة فی مجال التصدیر. لأنه کان دائما وسوف یکون. التعریفة الجمرکیة هی عقوبة! والضرائب، والضرائب، وما إلى ذلک، حتى التغییر فی سعر الصرف، کلها تهدف إلى أن یعاقب. على سبیل المثال، ترید منع استیراد السجائر، وسوف تعریفات أثقل. یمکنک رفع التکلفة لدرجة أن الناس الذین یدخنون سیتم ثنی. وما یسمى المصارعین. فمن الطبیعی أن هذا الشخص قد شهدت تسقط من قبل. وتقوم منظمة تنمیة الصادرات، هنا، بدور المدرب، الذی یذکر کلا من القواعد: یشیر إلى نقاط الضعف: الخصم. على سبیل المثال، إذا کان حافز التصدیر قد استجاب مرة واحدة، یجب أن لا تعتمد دائما على ذلک! لأنه فی سیاق التنفیذیة له، تم إنشاء فساد الناس فی إعداد مشاریع القوانین والحوافز للحصول على و: بعض الناس لدیهم القدرة على: هیکلة أو لا یرید أن یعلل ذلک، فإن الحوافز حرمت أن یکون أفضل مثال على ذلک هو نفس لعبة الشطرنج. عینة المصدرین هم الجنود فی طلیعة، وینبغی أن تدعمها الخیول والفیلة: حبات أخرى. الشخص الذی هو الممثل الرئیسی یجب أن یعرف القانون: النجاح هو مکتوب بالفعل! لیس هناک، وأولئک الذین: التحریض على هذا سوء الفهم، وقد أنشأت کشک لأنفسهم. الصادرات بنفس الطریقة، مثل الفوز أفضل! السید بارفین فخور به. یمکن للمرء بناء وتوزیع حزب ترکی، وإرساله الکثیر من الملابس، والحصول على مکافأة التصدیر، ثم بالمثل لهم واستیرادها! لم یتم فی الممارسة العملیة، ولکن یتم إعطاء الجوائز.

İxracat şahmat oyunlarıdır

Hər kəs, ixracın duvarla birlikdə bir oyunçu oyunu olduğunu düşünür (Biloa Taibio). Xüsusilə, Sənaye və Madencilik və Ticarət Nazirliyi bu gün Milli İxrac Günü konfransında "Bizdə iki divar var, biri kəsilməlidir, birini kəsməmiz lazımdır və bir addım qabaqda!" İxracın divarını qısaltacaq və ixrac ixtira divarını qaldıracaq. Ancaq ixracın belə olduğunu bilməliyik: Bütün digər oyunlar iki tərəfə malikdir: ikisi də ağıllıdır. Yəni, hər bir hərəkətlə rəqib yeni bir hücum təşkil edəcək. Və bu qabiliyyətdir: Oyunun proqnozunu ortadan qaldırmaq. Müasir ixrac nəzəriyyəsində, problemin qanunla və gömrük qaydalarına düzəliş yolu ilə həll ediləcəyi ehtimal olunmur. Və ya məzənnə sabit olarsa, ixrac artıra bilər. Və ya ixrac ixtiraçısı verildikdə. Bunun bənzərliyi, eyni zamanda matris, ixracata təsir edən faktorlardan biridir. 2500-dən çox açıqlanmayan tənlik! Bu QFL funksiyası həmişə İxrac İnkişafı Təşkilatı tərəfindən nəzarət edilməlidir. Bu amillərin bir çoxu sərhədlərimizdən kənarda baş verir və bu, qarşısını almaq çətindir. Lakin çevik planlaşdırma ilə nəzarət edilə bilər. Bu təhdidləri fürsətə çevirmək deməkdir. Mən təqdim etdiyim bu nəzəriyyədə ixracatçılar idman sahəsinin qəhrəmanları kimidir. Bu sahədə bir boksçu yalnız təcrübə edir, boks çantasına çarpır və əksini oxuyur. Ancaq rəqabət sahəsində, hətta divar ilə oynayan, ikiqat və rəqabət! Bu squash bir nümunəsidir. Squash və hər hansı bir oyunda, rəqib bizi atışa verməkdən əl çəkməyə çalışır! Belə zülmlü sanksiyalar! Kampaniyanın prinsipləri ixrac sahəsindədir. Çünki həmişə olmuş və olacaqdır. Gömrük tarifləri sanksiya deyil! Vergilər, vergilər və s., Hətta valyuta məzənnəsində dəyişikliklərin hamısı sanksiya verilməsi nəzərdə tutulur. Məsələn, siqaretlərin idxalını maneə törətmək istəyirsən, daha ağır tariflər olacaqsınız. Çörək yeyənlər cəmiyyətdən ayrılacaqları üçün xərcləri çox artırsın. Buna görə, əsl ixrac qəhrəmanları, rəqibini ticarət sahəsində həyata üz-üzə bir rəqabətdə mövcud qaydalar şəklində ala bilənlərdir. Və güləşçilər deyilir. Bu şəxsin daha əvvəl düşməməsi normaldır. Burada İxrac İnkişafı Təşkilatı, məşqçi rolunu oynayır, həm də qaydaları qeyd edir: o, zəif cəhətləri göstərir: rəqib. Məsələn, ixrac təşviqi bir dəfə cavablandırdı, həmişə ona etibar etməməlisiniz! Çünki korrupsiya öz yolu ilə də yaradır: insanlar qanun layihələrini təqdim edərək təşviq alırlar və hesab vermək qabiliyyətinə malik olmayan və ya hesab etmək istəməyənlər bu təşviqlərdən yararlanmırlar. Olmaq Bunun ən yaxşı nümunəsi eyni şahmat oyunudur. Nümunə ixracatçıları ön planda olan əsgərlərdir və atlar və fillər tərəfindən dəstəklənməlidir: digər boncuklar. Əsas aktyor olan şəxs qanunu bilməli: Müvəffəqiyyət artıq yazılmışdır! Hələ yoxdur və bu yanlış anlayışa səbəb olanlar özləri üçün bir köşk qurdular. İxrac eyni şəkildə, daha yaxşı bir qazan! Cənab Parvin bununla qürur duyur. Bir türk tərəfi qurmaq və yaymaq, bir çox paltar göndərmək, ixrac mükafatını qazanmaq, sonra qarşılıqlı əlaqə və onları idxal etmək! Praktikada edilmir, lakin mükafatlar verilir.

 www.mahinnews.ir/mainpage

تاریخ ارسال: 1396/07/29 ساعت 20:22 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

بعد با تمهیداتی، دامهای آنان از دولت میانمار، مطالبه شود

تشکیل دولت روهینگیا

با توجه به این که منطقه بی طرف: در جهان زیاد است، که باید مناطق بیابانی مانند: حجاز و یا سیبری را هم به آن اضافه کرد، میتوان برای پناهجویان، کشورهای جدیدی احداث نمود: تا خودشان اداره کنند، و از وضع فلاکت بار: همیشه در حال فرار، نجات پیدا کنند. یکی از این مناطق در مرز بین: بنگلادش و میانمار است. البته دولت میانمار با مین گذاری، سعی دارد آن را برای خود بردارد، ولی سازمان ملل می تواند باتوجه به: عنصر زمین و انسان، برای روهینگیایی ها پرچم جدیدی پیشنهاد کند. براساس بررسی های به عمل آمده، متوسط زمین کشاورزی در: چین 800متر مربع است، اگر 500هزار روهینگیایی باشند، نیاز به 40هزار هکتار زمین می باشد، تا مواد غذایی آنها تامین شود. مساحت منطقه بیطرف، بیش از این مقدار است و: جایی برای رشد جمعیت هم منظور می شود. البته متوسط زمین کشاورزی در: ایران 3400متر یعنی: چهار برابر چین می باشد، لذا اگر مساحت بیشتری هم منظور شود بهتر است. در ابتدا باید به هرکدام از آوارگان، زمین واگذار شود و: بذر در اختیارشان قرار گیرد. بعد با تمهیداتی، دامهای آنان از دولت میانمار، مطالبه شود تا کلیه: خسارتهای وارده را جبران نماید. برای این کار لازم است: یک کمیته مرکزی تشکیل شود. این کمیته مرکزی از میان: مسلمانان روهینگیا انتخاب می شود، و اقدام به ثبت آمار و: تنظیم اسناد لازمه می کند. برای پیشبرد اهداف بهتر است: شورای سیاستگذاری با کمک: کشورهای دیگر تشکیل شود. این شورا می تواند نمایندگانی از: میانمار و بنگلادش هم داشته باشد، وباید از هلال احمر و بانک جهانی، سازمان کنفرانس اسلامی و ایران هم، در ان عضویت داشته باشند. به این ترتیب همه کسانی که: باید به این قضیه کمک کنند، در کنار هم قرار می گیرند : فضاهای همکاری را ترسیم می کنند و: برای اجرا به کمیته مرکزی می سپارند. به نظر می رسد برای پیشبرد امور، ایران بالاترین نقش را داشته باشد، زیرا که سازمان های بین المللی، تاکنون کمک مهمی نداشته اند، و اگر هم برخی رسانه ها، حساسیت نشان می دهند: برای راهبرد جدید مسلمان ستیزی است، تا بتوانند آثار آن را تست کنند. در بررسی علل این اتفاق ها در می یابیم که: دلیل همه اسلام ستیزی ها، ترس از گسترش اسلام است. لذا کسانی که با گسترش اسلام مشکل ندارند، باید در شورای سیاستگذاری عضو باشند. پاکستان بهتر از عربستان، برای این کار انگیزه دارد. زیرا عربستان که از ابتدا مهد اسلام بوده، هیچ گونه خاطره ای از درگیری: با مذاهب و یا ادیان دیگر ندارد. لذا حساسیتی هم به این موضع نشان نمی دهد. ولی پاکستان تا قبل از استقلال، بخوبی کینه ورزی: هندو ها و بودایی ها را تجربه کرده، و هنوز هم در منطقه کشمیر، با این موضوع دست وپتجه نرم می کند. ایران و عراق نیز، به واسطه حضور علما و مراجع، مسئولیت حمایت از مسلمانان را، در همه جای دنیا دارند. زیرا مقام مرجعیت فقط مختص: یک محل یا ملت و کشور نیست. بلکه همه مراجع خود را برای: همه مسلمانان مسئول می دانند، باید هم اینطور باشد. زیرا کسانی که زیر نام: سه شعار واحد هستند، باید حمایت مرکزیت را داشته باشند. همه مسلمانان به خدا، قران و پیامبر اعتقاد دارند. و پیامبر فرموده اگر کسی: صدای کمک خواهی مسلمانی را بشنود و: کاری نکند مسلمان نیست! مردم میانمار ممکن است، از اسلام بطور کامل اطلاع نداشته باشند، ولی برای همین جرم مسلمان بودن، هست که اخراج می شوند. دولت میانمار برای پاکسازی آنها، از هیچ کاری فرو گذاری نمی کند: خانه های آنها را آتش می زند، مرزها را هم مین گذاری می کند.

http://www.ettelaat.com/mobile/?p=3610&device=phone

 «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»

Formation of government for Myanmar displaced people Ruáingga

Considering the neutral region: in the world, it should be added to desert areas such as Hejaz or Siberia, new asylum seekers can be built: to manage themselves, and from miserable conditions : They'll always escape, they will be saved.

 One of these areas is on the border between Bangladesh and Myanmar. Of course, the Myanmar government is trying to take it for mine, but the United Nations can offer a new flag to the Ruáingga with regard to: the element of earth and humanity. According to a study, the average agricultural land in China is 800 square meters, if 500 thousand Ruáingga, 40 thousand hectares of land will be needed to feed their food. The area of ​​the neutral zone is more than this: and there is a place for the growth of the population. Of course, the average agricultural land in Iran is 3400 meters, which is four times as much as China, so it would be better if more area is included. Initially, land should be given to any displaced person, and seed should be provided to them. Then, with their arrangements, their livestock from the Government of Myanmar will be required to compensate for all damages. To do this, it is necessary: ​​to form a central committee. The central committee is selected from among: Rohingya Muslims, and will register statistics and: set up documents. It is better to advance goals: the policy council with the help of: other countries. The council could also include representatives from: Myanmar and Bangladesh, from the Red Crescent, the World Bank, the Organization of the Islamic Conference and Iran. In this way, all those who: should help in this matter, put together: design the spaces of cooperation, and put them to the central committee to run. It seems that Iran has the highest role to advance its affairs, because international organizations have not had any significant help so far, and if some media are sensitive: for a new strategy, Muslims are anti-Semitism, so that they can work Test it. In examining the causes of these events, we find that the reason for all anti-Semitism is the fear of spreading Islam. Therefore, those who do not have a problem with the spread of Islam should be members of the Policy Council. Pakistan is motivated to do better than Saudi Arabia. Because Saudi Arabia,: from the beginning of Islam, has no memory of conflict with other religions or religions. So the sensitivity of this position is not shown. But Pakistan has been well-motivated before independence, Hindu and Buddhist, and still remains in Kashmir. Iran and Iraq, through the presence of scholars and authorities, are responsible for protecting Muslims everywhere in the world. Because the authority of the authority is unique: it is not a place or a nation and a country. But all of its references to: All Muslims are responsible, this should be. Because those who are under the name of: the three slogans are the same, they must have the support of centrality. All Muslims believe in God, the Qur'an and the Prophet. And the Prophet has said if anyone: hear the voice of Muslim help and: do nothing Muslims are not! The people of Myanmar may not know Islam completely, but for the same reason there is a Muslim being expelled. The Myanmar government does not do anything to clear them: they burn their houses, mines the borders

تشکیل الحکومة لمیانمار النازحین

وبالنظر إلى المنطقة المحایدة: فی العالم، یجب أن تضاف إلى المناطق الصحراویة مثل الحجاز أو سیبیریا، یمکن بناء طالبی اللجوء الجدد: لإدارة أنفسهم، ومن ظروف بائسة : انهم سوف الهروب دائما، وسوف یتم حفظها.

 وأحد هذه المجالات یقع على الحدود بین بنغلادیش ومیانمار. وبطبیعة الحال، فإن حکومة میانمار تحاول أن تأخذها من أجل الألغام، ولکن الأمم المتحدة یمکنها أن تقدم علم جدید إلى الرومانی فیما یتعلق بعنصر الأرض والإنسانیة. ووفقا لدراسة فان متوسط ​​الاراضى الزراعیة فى الصین یبلغ 800 متر مربع اذا کان هناک 500 الف روهوینها و 40 الف هکتار من الاراضى ستکون ضروریة لتغذیة طعامهم. منطقة المنطقة المحایدة هی أکثر من ذلک: وهناک مکان لنمو السکان. وبطبیعة الحال، فإن متوسط ​​الأراضی الزراعیة فی إیران هو 3400 متر، وهو أربعة أضعاف الصین، لذلک سیکون من الأفضل إذا تم تضمین المزید من المنطقة. فی البدایة، ینبغی إعطاء الأرض لأی شخص مشرد، وینبغی توفیر البذور لهم. وبعد ذلک، سیطلب من ترتیبات میانمار، من حکومة میانمار، تعویض جمیع الأضرار. وللقیام بذلک، من الضروری تشکیل لجنة مرکزیة. یتم اختیار اللجنة المرکزیة من بین: مسلمی الروهینجا، وسوف تسجل الإحصاءات و: إعداد الوثائق. ومن األفضل إحراز تقدم فی األهداف: مجلس السیاسات بمساعدة: بلدان أخرى. ویمکن ان یضم المجلس ایضا ممثلین من میانمار وبنجلادیش من الهلال الاحمر والبنک الدولى ومنظمة المؤتمر الاسلامى وایران. وبهذه الطریقة، فإن کل من: ینبغی أن یساعد فی هذه المسألة، یجمع: تصمیم مساحات التعاون، ووضعها على اللجنة المرکزیة. ویبدو أن إیران لدیها أعلى دور فی النهوض بشؤونها، لأن المنظمات الدولیة لم تحصل على أی مساعدة کبیرة حتى الآن، وإذا کانت بعض وسائل الإعلام حساسة: لاستراتیجیة جدیدة، والمسلمین معاداة السامیة، حتى یتمکنوا من العمل اختباره. ولدى دراسة أسباب هذه الأحداث نجد أن سبب کل معاداة السامیة هو الخوف من نشر الإسلام. ولذلک، فإن أولئک الذین لیس لدیهم مشکلة مع انتشار الإسلام یجب أن یکونوا أعضاء فی مجلس السیاسة. باکستان هی الدافع لتحقیق أفضل من المملکة العربیة السعودیة. لأن المملکة العربیة السعودیة، منذ بدایة الإسلام، لیس لدیها ذکرى الصراع مع الأدیان أو الأدیان الأخرى. لذلک لا یظهر حساسیة هذا الموقف. لکن باکستان کانت متحمسة جیدا قبل الاستقلال والهندوس والبوذیین، ولا تزال فی کشمیر. إن إیران والعراق، من خلال وجود علماء وسلطات، هی المسؤولة عن حمایة المسلمین فی کل مکان فی العالم. لأن سلطة السلطة هی فریدة من نوعها: فهی لیست مکانا أو أمة وبلد. ولکن کل إشاراتها إلى: جمیع المسلمین مسؤولون، وهذا ینبغی أن یکون. لأن أولئک الذین هم تحت اسم: الشعارات الثلاثة هی نفسها، یجب أن یکون لها دعم مرکزیة. جمیع المسلمین یؤمنون بالله والقرآن والنبی. وقد قال النبی إذا کان أی شخص: سماع صوت مساعدة المسلمین و: لا شیء لا مسلمون! شعب میانمار قد لا یعرف الإسلام تماما، ولکن لنفس السبب هناک مسلم یجری طرده. حکومة میانمار لا تفعل أی شیء لإزالتها: هم یحرقون منازلهم، الألغام الحدود

Myanmar qaçqınlar üçün hökuməti qurma Msamanan

Belə kimi sahələrdə səhrada lazımdır Dünya neytral zona üçün: Hicaz və ya Sibir əlavə olunur, yeni ölkələr onun iş qədər inşa və çətinlik edib sığınacaq axtaran üçün mümkündür həmişə run, xilas.

 Banqladeş Myanma sərhədində sahələrdən biri. aparılmış araşdırmalara görə, Çin orta kənd təsərrüfatı torpaq onlar təchiz ərzaq, torpaq 40 min hektar lazımdır, əgər 800 kvadrat metr 500 min Rohingyaların edir. Neytral sahəsi, bu məbləğ daha çox: əhali artımı hesab olunur. İranın 3400 metr orta kənd təsərrüfatı torpaq: daha çox sahəsi var, belə ki, əgər Çin dörd dəfə, daha yaxşı olacaq. Birincisi, torpaq və toxum itirilmiş qaçqınların, hər hansı bir təmin edilir lazımdır. Böyrək zərər tələb aşağıdakı tədbirlər, Myanma hökumətinin öz heyvanlar, kompensasiya. Bunu etmək üçün lazımdır: bir mərkəzi komitə yaradılacaq. Müsəlmanlar Rohingya Mərkəzi Komitəsinin seçilmiş və qeydlər və lazımi sənədləri qəbulu davam edir. daha yaxşı məqsədlər üçün digər ölkələrin köməyi ilə Policy Council formalaşacaq. şura Myanma və Banqladeş nümayəndələri Kızılay və Dünya Bankı, İslam Konfransı və İran Təşkilatı qoşulub ki, həm də daxildir. Bu işlər, İran inkişaf görünür, ən vacib rolu, beynəlxalq təşkilat kimi əhəmiyyətli qatqılar deyil və bəzi media, müsəlman antisemitizm yeni strategiyasına cavab əgər işləri edir test. hadisələr araşdırmada biz bütün anti-İslam çünki İslam yayılması qorxan ki, tapa bilərsiniz. Buna görə də, İslam yayılması ilə heç bir problem olanlar Siyasəti Şurasının üzvü olmalıdır. Səudiyyə Ərəbistanı daha yaxşı Pakistan, bunu motivasiya edir. əvvəldən İslam beşiyi olmuşdur Səudiyyə Ərəbistanı, üçün, heç bir yaddaş digər dinlərin və ya heç bir dinlərin ilə münaqişələr. Bu mövqe həssaslıq göstərmir. Lakin Pakistan müstəqillik, yaxşı nifrət qədər Hindus və buddistlər təcrübəli və Kəşmir bölgəsində hələ var, məsələ Vptjh proqramdır. Müsəlmanların qorunması üçün məsul alimlər və hakimiyyətin iştirak İran və İraq, hər yerdə var. bir yer və ya millət yalnız hakimiyyəti çünki. Amma bütün bütün müsəlmanlar məsul know üçün istinadlar, və olmalıdır. üç şüarlar altında olanlar üçün kontur dəstək mərkəzi olmalıdır edir. Allaha Bütün müsəlmanlar, Quran və Peyğəmbər inanıram. heç bir şey müsəlman deyil eşitmək müsəlmanlara kömək edəcək bir səs əgər Peyğəmbər! Myanmar insanlar İslamın tamamilə xəbərsiz ola bilər, lakin müsəlman olan cinayətə görə, atəş kim edə bilər. Myanma hökuməti baxımsız bir şey onları xilas etmək üçün onların ev yandırır, sərhəd hələ minalı

 

 

تاریخ ارسال: 1396/07/28 ساعت 22:20 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

هیچ روزی مثل روز حسین نمی شود.

دکوپاژ در ماه محرم

دکو پاژ اصطلاح فیلمبرداری است، می گویند قبل از فیلمبرداری، باید صحنه کاملا و بصورت جزئی، از سوی کارگردان تشریح و توضیح داده شود. که تقریبا نیمی از کار های: یک کارگردان به شمار می رود. گرچه این مفهوم با سینما، به میدان فرهنگ نامه ها قدم گذاشت، و عمری کمتر از صد سال دارد. ولی این کار ها در ایران، سوابق بسیار طولانی دارد. درادبیات فارسی، از زمان پارت ها و ماد ها، کورش و داریوش، دو روش مهم در نوشتار ها بود. یکی روش کلی گویی، که معمولا به آن مغلق گویی! هم گفته می شود. که در یک جمله کوتاه، همه مطالب گفته می شد. اما روش دوم بیان واضح و روشن: جزئیات مطلب بطوریکه: خواننده تمام صحنه ها، مثل فیلم امروزی، از جلوی چشمش و یا در ذهنش رد شود. کتاب اوستا نمونه کلی گویی است، ولی تفسیر این کتاب مانند: زند و پازند، نمونه تشریحی و توضیحی، یا تفسیری آن است. کلیله و دمنه، در داستان هم مغلق گویی را تجربه کرده، بطوریکه داستان های زیادی را در ده باب آورده است. برخی از جملات آن بخاطر همین موجز گویی، بعنوان ضرب المثل در ذهنها باقی مانده، این کتاب دو هزار ساله را، به 200زبان دنیا ترجمه کرده اند. با ظهور اسلام، هر دو روش در قران به کار رفت: مثلا داستان حضرت موسی ع، بارها و بارها از زوایای مختلف، بررسی شده و یا داستان: حضرت یوسف کاملا توضیح داده شده. ولی داستان سبا و حضرت سلیمان یا داستان ذوالقرنین اینطور نیست. بعد از اسلام که ادبیات توسعه یافت، در اشعار فردوسی ما توضیحات صحنه ای، خیلی زیبایی می بینیم. که گاه آنقدر به وضوح همه جزئیات: را تشریح کرده که شنونده، یا خواننده با آن همزاد پنداری می کند! و خود را در داخل صحنه می بیند. اهمیت این نوع جزئیات در: واقعه کربلا بسیار زیادتر است. که به آن کاملا پرداخته شده. حتی گفته می شود علت: همراه بردن کودکان و زنان: در حادثه کربلا همین بوده که: آنان با ذهن قوی و حافظه زیاد، این حوادث راببینند و ضبط کنند، و برای ایندگان بیان کنند. حوادث کربلا آنقدر دقیق است که: برخی معاندین می گویند: مگر شما آنجا بودید؟ برای بیان این وقایع، هنرمندی 60باقیمانده، با کارگردانی امام سجاد ع، و دستیاری حضرت زینب س، انجام گرفت. اما سجاد از هر موقعیتی، برای همزاد پنداری مردم: با قهرمان کربلا استفاده می کرد. مثلا می گویند وقتی ایشان دید: گوسفندی را قربانی می کنند، جلو رفت و پرسید: آیا به او آب داده اید؟ همه گفتند بله دستور است: اگر می خواهیم سر او را ببریم، قبلا آب بدهیم! ایشان گریه کرد و فرمود: پس چرا پدرم را که سر بریدند، به او آب ندادند؟ واین کار را ذکر مصیبت، عنوان کردند و ادامه دادند: تا امروز که: می بینیم اینهمه سخن گفته می شود، ولی داغ حسین ع هنوز تازه است. گویا همین دیروز بود که: جلوی چشم همه این اتفاق افتاد. برای مردم هم این صحنه ها، غریب یا دور از ذهن نیست: وقتی خانه های مردم را در: میانمار به جرم مسلمان بودن، آتش می زنند و زن وبچه، آتش گرفته و فرار می کنند، این همزاد پنداری را ایجاد می کند: تا مردم به یاد سوزاندن خیمه های: اباعبدالله بیافتند و راه خود را درست بدانند، و بران استوار بمانند. و الا روهینگی هایی ها، اگر دست از اسلام بر می داشتند، و بودایی می شدند! اینهمه اذیت نمی شدند. ولی آنها هم مثل حسین ع گفتند:( هیهات منالذله)  ما ذلت بیعت با: یزید زمان را نمی پذیریم، و بردین خود پایدار می مانیم! کار بجایی رسیده که: عده ای گفتند همه روزها عاشورا! و همه زمین ها کربلا است. البته این سخن از معصوم نیست، آن چه نقل از امام حسن شده : هیچ روزی مثل روز حسین نمی شود. (لا یوم کیومک یا حسین)

Decoupage in Muharram

Decoupage is the term "filming", they say that before filming, the director must explain and explain the scene in full detail. That's almost half the work: a director. Though this concept went into the field of culture with the cinema, it lasted less than a hundred years. But these works in Iran have very long records. Persian language, from the time of Parthian and Medes, Cyrus and Darius, were two important methods in the writings. One is the general way of thinking, which you are usually curious about! It is also said. In a short sentence, all the material was said. But the second method is clear: the details of the story are that: the reader of all the scenes, like the current film, is either in front of his eyes or in his mind. Avesta's book is a general example, but the interpretation of this book, such as Zand and Pazand, is an illustrative and explanatory sample, or an interpretation of it. Kelleh and Demneh, in the story, have also grown accustomed, as they have brought many stories in ten. Some of its sentences have remained as a proverbial mindset for the sake of such a thriller, which translated the 200 year-old book into 200 languages. With the advent of Islam, both methods were used in the Qur'an: for example, the Prophet Moses' story, repeatedly or repeatedly, from various angles, or the story: Yusuf is fully explained. But the story of Saba and Prophet Solomon, or the story of Zul Qarranin, is not so. After Islam, the literature developed, in Ferdowsi's poems, we see the description of the scene very beautifully. Sometimes it is so clearly explained all the details that the listener, or the reader, assumes with that twin! And sees him: inside the scene. The significance of this kind of detail in the event of Karbala is much greater. Which has been :thoroughly dealt with. It is even said that the reason: bringing along children and women: in the event of Karbala, they are: They have a strong mindset and memory, they see and record these incidents, and express themselves to the indium. The events of Karbala are so precise that some people say: were you there? To express these events, the remaining 60 artists, directed by Imam Sajjad, and Assistant Professor Zainab S, were taken. But Sajjad, from every opportunity, used to think of the people of Karbala: Hero of Karbala. They say, when they saw that they sacrificed a sheep, went ahead and asked: Have you given him water? Everyone said yes, it is a command: if we want to take her head, let's have water already! He cried and said: "Why did not they give him water to my father?" They mentioned this and said: "To this day, we see that all this is said, but the hot hussain is still fresh." It was just yesterday that this happened all along. For the people, these scenes are not strange or far-fetched: when the houses of people in Myanmar are burnt for being Muslim and the woman is burnt and fleeing, this twin creates guesswork: People remember the burning of the tents: Aba'd Allah, and they know their way, and they will stand firm. And al-Ruhinhayy, if they did not take Islam, and become Buddhists! They were not harassed. But they, like Hussein, said: "We cannot accept the Yazid, and we will keep our land steadfast!" Work has come true: Some people said that Ashura is every day! And all lands are Karbala. Of course this is not an infallible one, but what is quoted from Imam Hassan: No day is like the Hussein day.

دیکوباد فی محرم

و دیکوباد هو مصطلح للتصویر، ویقولون أنه قبل التصویر، یجب على مدیر شرح وشرح المشهد بالکامل وجزئیا. هذا ما یقرب من نصف العمل: مدیر. على الرغم من أن هذا المفهوم ذهب إلى مجال الثقافة مع السینما، واستمرت أقل من مائة سنة. ولکن هذه الأعمال فی إیران لدیها سجلات طویلة جدا. اللغة الفارسیة، من وقت البارثیین ومدیس، سایروس وداریوس، کانت طریقتین هامتین فی الکتابات. واحد هو الطریقة العامة للتفکیر، والتی کنت عادة غریبة عن! ویقال أیضا. فی جملة قصیرة، قیل کل المواد. ولکن الطریقة الثانیة واضحة: تفاصیل القصة هی: القارئ من کل المشاهد، مثل الفیلم الحالی، إما أمام عینیه أو فی ذهنه. کتاب أفیستا هو مثال عام، ولکن تفسیر هذا الکتاب، مثل زاند وبازاند، هو نموذج توضیحی وتوضیحی، أو تفسیر له. کلیه ودمنة، فی القصة، کما نمت اعتادوا، لأنها جلبت العدید من القصص فی عشرة. وظلت بعض الأحکام الصادرة عنها بمثابة عقلیة مفضیة من أجل مثل هذا الإیجاز، وترجم إلى 200 لغة من هذا الکتاب البالغ من العمر ألفی سنة. مع ظهور الإسلام، استخدمت کلتا الطریقتین فی القرآن: على سبیل المثال، قصة النبی موسى، مرارا وتکرارا، من زوایا مختلفة، أو القصة: یشرح یوسف تماما. ولکن قصة سابا والنبی سلیمان، أو قصة زول قرعان، لیست کذلک. بعد الإسلام، وضعت الأدب، فی قصائد فیردوزی، ونحن نرى وصف المشهد بشکل جمیل جدا. فی بعض الأحیان یتم شرح ذلک بوضوح کل التفاصیل التی المستمع، أو القارئ، یفترض مع التوأم! ویرى نفسه داخل المشهد. أهمیة هذا النوع من التفاصیل فی حالة کربلاء أکبر بکثیر. التی تم التعامل معها بدقة. بل یقال إن السبب: الجمع بین الأطفال والنساء: فی حالة کربلاء، هم: لدیهم عقلیة وذاکرة قویة، ویرون ویسجلون هذه الحوادث، ویعبرون عن أنفسهم للاندیوم. أحداث کربلاء دقیقة جدا أن بعض الناس یقولون: هل أنت هناک؟ للتعبیر عن هذه الأحداث، أخذت 60 فنانا المتبقیة، من إخراج الإمام سجاد، والأستاذ المساعد زینب S، لکن سجاد، من کل فرصة، کان یفکر فی أهالی کربلاء: بطل کربلاء. یقولون، عندما رأوا أنهم ضحوا الأغنام، ومضی قدما وسأل: هل أعطیته الماء؟ قال الجمیع نعم، هو أمر: إذا أردنا أن تأخذ رأسه، دعونا الحصول على المیاه بالفعل! بکى وقال: "لماذا لم یعطوه الماء لوالدی؟" وذکروا هذا قائلا: "حتى یومنا هذا، نرى أن کل هذا یقال، ولکن الحار حسین لا یزال طازجا". کان بالأمس فقط أن هذا حدث على طول. بالنسبة للشعب، هذه المشاهد لیست غریبة أو بعیدة المنال: عندما یتم حرق منازل الناس فی میانمار لکونهم مسلمین، وقصف المرأة وهرب، وهذا التوأم یخلق الفکرة: ل الناس یتذکرون حرق الخیام: عباد الله، وهم یعرفون طریقهم، وسوف یقفون ثابتا. وروهینهای، إن لم یأخذوا الإسلام، وأصبحوا بوذیین! ولم یتعرضوا للمضایقات. لکنهم، مثل حسین، قالوا: لا نقبل الولاء: لن یقبل یازد الوقت، وسنبقی حدودنا ثابتة! لقد تحقق العمل: قال بعض الناس أن عاشوراء کل یوم! وجمیع الأراضی هی کربلاء. وبطبیعة الحال، هذا لیس معصوما، ولکن ما نقل عن الإمام حسن: لا یوم مثل یوم حسین.

Məhərrəmdə olan Decoupage

Decoupage film çəkmək üçün bir müddətdir, deyirlər ki, film çəkmədən əvvəl rejissor səhnəni tam və qismən izah etməli və izah etməlidir. Bu işin yarısı deməkdir: bir direktor. Bu konsepsiya kino ilə mədəniyyət sahəsində də olsa da, yüz ildən az müddət davam etdi. Amma İranda bu işlər çox uzun qeydlərə malikdir. Parfiyanlar və Medes, Cyrus və Darius dövründən Fars dili yazılarda iki mühüm üsul idi. Biri ümumiyyətlə düşüncə tərzidir ki, siz də adətən merak etdiniz! Həm də deyilir. Qısa bir cümlədə, bütün materiallar deyildi. Lakin ikinci üsul aydındır: hekayənin detalları bunlardır: bütün səhnələrin oxucuları, cari film kimi, ya gözünün qarşısında, ya da ağılsındadır. Avestanın kitabı ümumi bir nümunədir, ancaq Zand və Pazand kimi bu kitabın təfsiri bir nümunə və izahlı nümunə və ya onun təfsiridir. Kelleh və Demneh, hekayə ilə də onda bir çox hekayə gətirdikləri üçün alışmışdırlar. Onun cəzalarının bəziləri iki min il ərzində dünyanın 200 dilə tərcümə olunmuş belə bir qısa əsəri üçün əvəzolunmaz bir xatırlatma olaraq qalmışdır. İslamın gəlməsi ilə hər iki üsul Quranda da istifadə edilmişdir: Misal üçün, Hz. Musanın hekayəsi dəfələrlə və ya dəfələrlə müxtəlif baxımdan və ya hekayədən: Yusif tam şəkildə izah olunur. Ancaq Saba və Peyğəmbər Süleymanın hekayəsi və ya Zül Qarranının hekayəsi belə deyil. İslamdan sonra ədəbiyyat inkişaf etdirildi, Firdovsinin şeirlərində səhnənin təsvirini çox gözəl görürük. Bəzən dinləyicinin, ya da oxucunun, bu əkizlə əlaqəli olduğu bütün detalları aydın şəkildə izah edir! Və səhnədə özünü görür. Kərbəlada bu cür təfərrüatın əhəmiyyəti daha böyükdür. Hər hansı bir məsələ ilə məşğul olmuşdur. Hətta belə bir səbəb belədir: uşaqları və qadınları bir araya gətirmək: Kərbəla vəziyyətində bunlar: güclü bir zehniyyət və yaddaş var, bunları görə bilirlər və yaza bilirlər və indiyiyə özlərini ifadə edirlər. Kərbəlanın hadisələri belədir ki, bəzi insanlar deyirlər: orada oldunuzmu? Bu hadisələri ifadə etmək üçün imam Səccadın rəhbərliyi altında qalan 60 sənətkarı və köməkçisi professor Zainab S qəbul edildi. Lakin Səccad hər fürsətdən Kərbəla xalqını düşünürdü: Kərbəla qəhrəmanı. Onlar bir qoyun qurban gördüm ki, onlar getdi və soruşdu: "Ona su verdi?" Hər kəs bəli dedi ki, bu bir əmrdir: əgər başını götürmək istəyiriksə, artıq su var! O ağladı və dedi: "Niyə ona atama su vermirdilər?" Bunları xatırladaq və dedilər: "Bu günə qədər bütün bunların görüldüyünü görürük amma isti hüseyn yenə də təzədir". Dünən bu baş verən bir hadisə idi. Xalq üçün, bu səhnələr qəribə deyil və ya çox təəccüblü deyil: Myanmardakı insanların evləri müsəlman olması üçün yandığı zaman və qadın yanmış və qaçarkən, bu ikizlər təxmin edir: İnsanlar çadırların yandırılmasını xatırlayırlar: Allahı bağladılar və onlar yollarını bilirlər və möhkəm duracaqlar. Və əl-Ruhinhayy, əgər onlar İslamı qəbul etmədilər və buddist olsaydılar! Onlar taciz edilmədilər. Amma onlar, Hüseyn kimi, dedilər: Biz sadiqliyimizi qəbul etmirik: Yazid, vaxtını qəbul etmə, torpaqlarımızı səbr edək! İşlər gerçəkləşdi: Bəziləri, Aşura hər gün olduğunu söylədi! Bütün torpaqlar Kərbəladır. Əlbəttə ki, bu tamamilə qeyri-adi bir şey deyildir, amma İmam Həsən deyir: Hiss bir gün Hüseyn gününə bənzəmir.

 

تاریخ ارسال: 1396/07/27 ساعت 20:27 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

تا دیروز وهابیون و بعثی ها نمی گذاشتند: به زیارت برویم،

زیارت رایگان حق ماست.

اگر کسی بخواهد: به زیارت کربلا برود، باید بیش از: یک میلیون تومان پرداخت کند! در حالیکه خیلی ها این مبلغ را ندارند، و آرزو به دل مانده اند. باید به مسئولین گفت: دست مریزاد! تا دیروز وهابیون و بعثی ها نمی گذاشتند: به زیارت برویم، امروز شما دیواری از پول را جلوی: زائرین درست کرده اید. با اینکه عراقی ها پول نمی خواهند، شما مردم را مجبور می کنید 40دلار، بابت ویزا بدهند، و 10دلار بایت خروجی! اجازه می دهید در ایام اربعین، خودروهای دولتی و تعاونی، تا دو برابر کرایه خود را گرانتر کنند. این کجای انصاف است؟ شاید هم هنوز عده ای: تفکر داعشی دارند و: مسئول امور زیارتی شده اند، و با این سنگ اندازی ها، می خواهند جلوی زیارت: امام حسین ع را بگیرند. آن امام شهید و مظلومی که، بنابر اصح روایات، شبهای جمعه، حضرت فاطمه و بقیه اولیا و انبیا، به زیارتش می روند. مستحب موکد است که: همه با فاصله زمانی کوتاهی، به زیارت بروند. اما چه شده که برخی مواقع، به بهانه امنیت نداشتن، یا به دلیل گذرنامه  و ویزا نداشتن، جلوی این سیل عظیم را می گیرند؟ حتی رذیلانه ادعا می کنند: که چرا مردم ایران باید پول خود را، درعراق خرج کند، و یا به عربها بدهد! می گویند فقیران و همسایگان خود را، رها نکنید که :به زیارت مردی عرب برود؟ آیا اینهمه شهید و جانباز دادیم که: این تفکر حاکم شود؟ بلا استثنا تمام رزمندگان، با هر مرام و مسلک، فقط به عشق باز شدن راه کربلا، و زیارت ائمه، در مقابل همه سختی ها ایستادند. حالا چرا باید ناجوانمردانه، راه باز شده کربلا را، با بهانه های مختلف ببندیم. در جواب معاندین باید گفت: اولا عراقی ها عرب نیستند، بخش بسیاری از آنان کرد هستند. در همین سالها که دولت ایران، به زور از مردم دلار می گرفت، کردستان عراق اصلا ویزا نمی خواست! حتی خرید و فروش ان، به گمرک و مالیات و اینها وابسته نبود. بنده سالها از طریق سلیمانیه، به کربلا رفتم کسی از ما دیناری نخواست، با همان اتوبوس های محلی هم میرفتم! با ارزانترین پول بلیط. یعنی گاهی با صدهزارتومان، از تهران تا کربلا می رفتم. ولی چطور شده که باید: هر زائر دهها برابر این مبلغ را بدهد؟ و اگر نداشت باید بسوزد و بسازد، و به امام حسین شکایت کند که: یا امام حسین تو هم فقط: زوار پولدار را می پذیری، مگر فقرا دل ندارند؟ بخدا این پولهایی که: از مردم عاشق زیارت، به زور گرفته می شود، طوقی می شود از آتش! به گردن آنهاییکه: این دستورات را می دهند. اصلا مگر امام حسین مرز می شناسد؟ بروید از کردهای عراقی یاد بگیرید! که با اینکه شما آنها را سنی و بی دین می دانید، هیچگاه زائر امام حسین ع را اذیت نکردند، و پول زور از آنها نخواستند. الان هم که به حمدالله، مسئله همه پرسی منتفی شد، دیگر چه بهانه ای هست؟ تا دیروز می گفتید: امنیت مسافران باید تامین شود، حالا که داعش نابود شد دیگر چه پولی؟ برخلاف نظر شما که: شایع می کنید نباید ایرانیها، پول را در عراق خرج کنند، این عراقی ها هستند که: از ایرانی ها پذیرایی می کنند. شما در ایام محرم و صفر، اصلا نیازی نیست: پول غذا یا اسکان بدهید. با کمال احترام، غذاهای نذری را تقدیم می کنند، و اگر مایل باشید در چادر ها: استراحت می کنید. البته تا مدتی شهرداری تهران، سعی داشت بخشی از: این هزینه ها را قبول کند. اما چادر هایی که شهرداری می زد، بخاطر فرمایشی بودن، کاملا بی برکت بود و: در میان سیل مشتاقان میزبان عراقی، اصلا نمود نداشت. حالا که بدبختانه، آن جوی باریکه! هم قطع شد وشهردار جدید، از آن جلوگیری کرده است. و اگر کار دست کرباسچی ها بیافتد، مدافع حرم هم باید تعطیل شود.

Free pilgrimage is our right.

If someone wants to: go to the pilgrimage of Karbala, you must pay more than one million USD! While many do not have this amount, and wish they were happy. You have to say to the authorities: "Do not worry!" Until yesterday, Wahhabis and the Ba'athists did not allow us to go on pilgrimage; today you have made a wall of money in front of: pilgrims. Although Iraqis do not want money, you force people to give $ 40 for a visa, and $ 10 a byte! In the days of Arbaeen, government cars and co-operatives, you can double your fare. Where is the fairness? Perhaps there are still some people who are thinking about ISIL: they have been in charge of pilgrimage, and with these rocks, they want to stop pilgrimage: Imam Hussein. The Imam is a martyr and a tyrant who, according to the traditions, on Friday nights, Hazrat Fatimah and the rest of the Parents and the Prophets, go on a pilgrimage to him. It is recommended that: everyone should go on a pilgrimage at a short distance. But what about the fact that, on some occasions, they do not have a huge flood in the absence of security, or because of passports and visas? Even ruthlessly they claim: why should the Iranian people spend their money in Iraq, or give Arabs! They say that do not abandon the poor and your neighbors: to go on a pilgrimage to an Arab man? Were all these martyrs and veterans saying: "This is the ruling?" Unless the exception of all warriors, with every skill, only the love of the opening of the path of Karbala, and the pilgrimage of the Imams, stood in front of all the hardships. Why, then, should we close the cowardly road to Karbala, with different pretexts? In reply to the talks, firstly, the Iraqis are not Arabs, many of them are Kurds. In the same years, the Iranian government forcibly drove the people of Iraq, Iraqi Kurdistan did not want a visa at all! Even buying and selling it did not depend on customs and taxes, and so on. For years, I went to Karbala through Sulaimaniyah, somebody did not want us a dinar, I would go with the same local buses! With the cheapest ticket money. I would sometimes go from Tehran to Karbala, sometimes with a hundred thousand. But how should each citizen give tens of this amount? And if he does not, he should burn and build, and complained to Imam Hussein: Is Imam Hossein only: you accept poor wages, but do not have the poor? Do you want these money: people who love the pilgrimage are taken by force, they will be flooded with fire! To those who: give these commands. Does Imam Hussein know the border at all? Go get Iraqi Kurds! Though you know them Sunni and non-religious, they never hurt the pilgrim of Imam Hussein, and they did not demand the money for them. What is the excuse now for Hamdallah, the issue of the referendum? Until yesterday you said: "The security of the passengers should be secured, what is the money that ISIL has been destroyed now?" Contrary to your point of view: you are widespread, the Iranians should not spend money in Iraq, they are Iraqis who: Receive from the Iranians. You do not need anything at all in the days of Muharram and zero: make money or settle. Respectfully, they will give you nurse dishes, and if you want to relax in the tents: rest. Of course, for a while, the municipality of Tehran, tried to part: to accept these costs. But the tents that the municipality was pouring out was completely blamed for being hypocritical: it did not appear at all in the midst of the flood of Iraqi host enthusiasts. Now, unfortunately, it's a jumble! It was also interrupted and the new Countermeasures prevented it. And if the work of the hands of the carbschi falls, the shrine's advocate must also be shut down.

الزیاره الرمجانی هو حقنا.

إذا کان شخص ما یرید: الذهاب إلى الحج من کربلاء، یجب أن تدفع أکثر من ملیون دولار أمریکی! فی حین أن الکثیرین لیس لدیهم هذا المبلغ، ونتمنى أنهم سعداء. علیک أن تقول للسلطات: "لا تقلق!" حتى الأمس، لم یسمح الوهابیون والبعثون لنا بالذهاب إلى الحج، والیوم کنت قد جعلت جدار المال أمام: الحجاج. على الرغم من أن العراقیین لا یریدون المال، فإنک تجبر الناس على إعطاء 40 دولار للحصول على تأشیرة، و 10 $ بایت! فی أیام عربین، السیارات الحکومیة والتعاونیات، یمکنک مضاعفة الأجرة الخاصة بک. أین هو الإنصاف؟ ربما لا یزال هناک بعض الناس الذین یفکرون فی داعش: کانوا مسؤولین عن الحج، ومع هذه الصخور، یریدون التوقف عن الحج: الإمام الحسین. الإمام شهید وطاغیة، حسب التقالید، لیالی الجمعة، حضرة فاطمة وبقیة الآباء والأنبیاء، یذهبون فی الحج إلیه. فمن المستحسن أن: الجمیع یجب أن تذهب فی الحج على مسافة قصیرة. ولکن ماذا عن حقیقة أنه فی بعض الحالات لا یکون لدیهم فیضان ضخم فی غیاب الأمن أو بسبب جوازات السفر والتأشیرات؟ حتى بلا قاس یدعون: لماذا ینفق الشعب الإیرانی أمواله فی العراق، أو یعطی العرب! یقولون أن لا تتخلى عن الفقراء وجیرانک: أن تذهب فی الحج إلى رجل عربی؟ هل کان کل هؤلاء الشهداء والمحاربین القدامى یقولون: "هذا هو الحکم؟" ما لم یکن استثناء جمیع المحاربین، بکل مهارة، فقط حب فتح طریق کربلاء، وحج الأئمة، وقفت أمام کل المصاعب. لماذا، إذن، هل یجب أن نغلق الطریق الجبان إلى کربلاء، بحجج مختلفة؟ وردا على المحادثات، أولا، العراقیون لیسوا عربا، وکثیر منهم من الأکراد. فی نفس السنوات، دفعت الحکومة الإیرانیة قسرا شعب العراق، کردستان العراق لا یریدون الحصول على تأشیرة على الإطلاق! حتى شراء وبیعه لا تعتمد على الجمارک والضرائب، وهلم جرا. لسنوات، ذهبت إلى کربلاء من خلال السلیمانیة، شخص ما لا یرید لنا دینارا، وأود أن أذهب مع نفس الحافلات المحلیة! مع أرخص تذکرة المال. وأود أن أذهب أحیانا من طهران إلى کربلاء، وأحیانا مع مائة ألف. ولکن کیف ینبغی لکل مواطن إعطاء عشرات من هذا المبلغ؟ وإذا لم یفعل ذلک، فإنه یجب أن یحرق ویبنی، ویشتکى إلى الإمام الحسین: هل الإمام حسین فقط: أنت تقبل الأجور الفقیرة، ولکن لیس لدیهم الفقراء؟ هل ترید هذه المال: الناس الذین یحبون الحج تؤخذ بالقوة، وسوف تغمرها النار! لأولئک الذین: إعطاء هذه الأوامر. هل یعرف الإمام الحسین الحدود على الإطلاق؟ اذهبوا إلى الأکراد العراقیین! على الرغم من أنک تعرفهم السنة وغیر الدینیة، فإنها لم تؤذی حاج الإمام الحسین، ولم یطلبوا المال لهم. ما هو العذر الآن لحمد الله، مسألة الاستفتاء؟ حتى یوم أمس قلت: "أمن الرکاب یجب أن یکون مضمونا، ما هو المال الذی دمر داعش الآن؟" على النقیض من وجهة نظرک: أنت على نطاق واسع، الإیرانیین لا ینبغی أن تنفق المال فی العراق، هم العراقیون الذین: تلقی من الإیرانیین. أنت لا تحتاج إلى أی شیء على الإطلاق فی أیام المحرم والصفر: کسب المال أو التسویة. مع الاحترام، وسوف تعطیک أطباق ممرضة، وإذا کنت ترغب فی الاسترخاء فی الخیام: الراحة. بطبیعة الحال، لفترة من الوقت، بلدیة طهران، حاول أن جزء: لقبول هذه التکالیف. لکن الخیام التی کانت البلدیة تتدفق علیها کانت متهمة تماما بالنفاق: فهی لم تظهر على الاطلاق فی وسط الفیضانات من عشاق المضیف العراقی. الآن، للأسف، انها الخلیط! وقد توقفت أیضا، ومنعتها التدابیر المضادة الجدیدة. وإذا کان العمل من أیدی السقوط کاربشی، یجب أیضا أن یتم إغلاق المدافعین ضریح أسفل.

 

Pulsuz həcc bizim haqqımızdır.

Kimsə istəyirsə: Kərbəlanın həcc ziyarəti üçün bir milyondan çox dollar ödəməlisiniz! Çoxları bu miqdarda olmadıqlarını və xoşbəxt olmasını diləyirdilər. Siz səlahiyyətlilərə deyirsiniz: "Xahiş etməyin!" Dünənə qədər Vahhabilər və Baasçılar bizə həcc ziyarətinə icazə vermədilər, bu gün zəvvarların qarşısında bir duvar qurdunuz. İraqlılar pul istəməsələr də, insanlar viza üçün 40 dollar, bir bayt isə 10 dollar verməyə məcbur edirsiniz! Arbaen, hökumət avtomobilləri və kooperativlər dövründə, tariflərinizi iki dəfə artıra bilərsiniz. Ədalətlilıq haradadır? Bəlkə də İŞİD haqqında düşünən bəzi insanlar var: onlar həcc ziyarəti edirlər və bu qayalarla həccı dayandırmaq istəyirlər: İmam Hüseyn. İmam Cümə gecələrində ənənələrə əsasən Fatimə, qalan Valideynlər və Peyğəmbərlər üçün həcc ziyarətinə gedən bir şəhid və tirandır. Tövsiyə olunur: hər kəs qısa bir məsafədə həccə getməlidir. Bəzi hallarda, təhlükəsizliyi yox, pasport və viza üzündən böyük bir daşqın yoxdur? Hətta amansızca iddia edirlər: İran xalqı nə üçün İraqda pullarını sərf etsin və ya ərəblərə verilsin! Onlar yoxsulları və qonşularınızı tərk etmirlər: ərəb adamına həccə getməyi deyirlər? Bütün şəhidlər və qazilər dedilər: "Bu hökmdir?" Bütün döyüşçülər istisna olmaqla, hər bir bacarıqla, yalnız Kərbəla yolunun açılmasına olan sevgi və imamların həcci bütün çətinliklər qarşısında qaldı. Nə üçün, müxtəlif bəhanələrlə Kərbəlaya qorxaq yolu bağlamalıyıq? Müzakirələrə cavab olaraq, ilk növbədə, iraqlılar ərəblər deyil, onların çoxu kürdlərdir. Eyni illərdə İran hökuməti zorla İraq xalqını qovdu, İraq Kürdüstanı da viza istəmədi! Hətta alıb satmaq həm də gömrük və vergilərdən asılı deyil və s. Yıllar boyunca Sulaimaniyah vasitəsilə Kərbala'ya getdim, kimsə bizə bir dinar istəmədi, mən eyni yerli avtobuslarla gedərdim! Ən ucuz bilet pulla. Bəzən bəzən mən Tehrandan Kərbəlaya, bəzən yüz minlərlə gedərəm. Ancaq hər bir vətəndaş bu miqdarı onlarla necə verməlidir? Elədirsə, yandırıb inşa etsin və İmam Hüseyinə şikayət etsin: İmam Hüseyn yalnız, yoxsul əmək haqqını qəbul edirsən, yoxsa kasıb yox? Bu pulları istərdinizmi? Həcc ziyarətini sevənlər zorla götürülər, odla su basacaqlar! Bu əmrləri verənlərə. İmam Hüseyn bütün sərhədləri bilirmi? İraqlı kürdlərə get! Sünni və qeyri-dini kimi bilirsinizsə da, İmam Hüseynin hicrətinə heç bir zərər vermirlər və onlar üçün pul tələb etmədilər. Həmdallah, referendum məsələsi üçün bəhanə nədir? Dünənə qədər dediniz: "Sərnişinlərin təhlükəsizliyini təmin etmək lazımdır, İŞİL artıq atılan pul nədir?" Sizin fikrinizin əksinə: Siz yayılmışsınız, İranlılar İraqda pul sərf etməməli, onlar iranlılardır: İranlılardan alın. Məhərrəm günlərində və sıfırda heç bir şeyə ehtiyac yoxdur: pul qazan və ya həll olun. Hörmətlə, onlar tibb bacısı qablarını verəcəklər və çadırlarda istirahət etmək istəyirsinizsə: istirahət. Əlbəttə ki, bir müddətdir Tehran bələdiyyəsi özünü bölüşməyə çalışdı: bu xərcləri qəbul etmək. Belediyenin dökülmüş çadırları tamamilə ikiyüzlüyə görə məsuliyyət daşıyırdı: bu, İraqlı qonaq tutqunlarının daşqınlarının ortasında görünmürdü. İndi, təəssüf ki, bu bir qarışıqlıqdır! Bu da kəsildi və yeni Mübarizə tədbirləri bunun qarşısını aldı. Və əgər carbschi əlinin işi düşürsə, ibadətgahın vəkili də bağlanmalıdır.

 

تاریخ ارسال: 1396/07/26 ساعت 22:41 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 29 )
   1      2     3     4     5     6   >>
صفحات