X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

ستاد آزاد سازی بقیع شریف

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم بهتر است آزاد سازی بقیع آغازشود

اولین فارس و آخرین فارس

اولین کسی که فارس لقب گرفت، حضرت ابراهیم ع بود! چون با اسب به میان اعرابی رفت که: همه آنها شتر سوار بودند. لذا فارس یا اسب سوار نام گرفت. آخرین اسب سوار هم، حضرت بقیه الله است که به او: فارس الحجاز هم گفته اند. باید دانست حضرت ابراهیم ع عرب نبوده، بلکه از میان قوم لک یعنی کرد ها و لرهای ایلام بوده است. که تقریبا دیاربکر امروز می شود، کاخ فرعون هنوز در آنجا هست و: محل آتش زدن حضرت ابراهیم، دست نخورده باقی مانده است/ گوش داعش کر! حتی هیزم های سوخته به شکل ماهی، هنوز هم در رودخانه آن هست، که مورد بازدید مولف هم قرار گرفته. به احتمال قریب به یقین، آنها زبان فارسی داشته اند و: حضرت ابراهیم ع روز سیزده بدر، که همه به خارج از شهر رفته بودند، بت ها را شکسته است. ایشان به دستور خدا، فرزند خود را به مکه برد، تا خانه خدا را آباد کند، زیرا اولین خانه ای که ساخته شده بود،(ان اول بیت وضع للناس ..) به مرور ویران گشته بود. حضرت ابراهیم مطابق رسم ایرانیان، با چند راس اسب این انتقال را انجام داد. تعدادی را در مکه باقی گذاشت. به فرزندش اسب سواری هم آموخت. این روش مخالف اعراب بادیه نشین بود، که در اطراف مکه زندگی می کردند، زیرا آنها اسب ندیده بودند، و اغلب با شتر مسافرت می کردند. لذا حضرت ابراهیم را، به زبان خودشان فارس گفتند. زیرا اسب را فرس یا الفرس می نامیدند. این جدایی فرهنگی باعث شده بود: نوادگان حضرت اسماعیل هم، بین مردم عرب به گروه ممتاز ایرانی،  و به عبارت خودشان (قوم من کورش): کورشی یا کرشی یا قرشی لقب بگیرند. بعد ها کلمه فارس تلفظ های گوناگونی یافت: برخی پارت ، پرسیا پارس و پرشیا نیز گفته شد. مثلا می گویند اعراب برای تحقیر ایرانیان، سیستان را سگستان گفته! و زبان آنها را پارس کردن می نامیدند. بهرحال این کلمه بسیار قدیمی، در طول تاریخ به سرنوشت های گوناگونی مبتلا شد. حتی می گویند: خر به معنی فرمانده بود، اعراب برای تحقیر ایرانیان، به حیوان بار کش(الاغ) خر گفتند. اکنون نیز پس از 60قرن! همه فکر می کنند حضرت اسماعیل عرب بوده! زیرا نواده ایشان یعنی پیامبر اسلام را هم، عرب می دانند. اما ایران با اعراب تفاوت دارد. ایرانیان رسم و رسوم الهی را حفظ کردند، ولی زبان را تغییر دادند. اعراب رسم و رسوم الهی، یعنی یکتا پرستی را رها کردند، ولی زبان اولیه یعنی عربی را حفظ کردند. چون قران به زبان عربی بود، لذا خداوند اسماعیل را به: یاد گرفتن عربی و زندگی در میان اعراب فرمان داد. اما نسل او همچنان غیر عرب باقی ماند، زیرا پیامبر هم فرموده من عرب نیستم! ولی معرب هستم یعنی: در بین اعراب زندگی می کنم. لذا علاقه ایشان به فارس، و سرزمین ایران قابل پنهان کردن نبود. از اهمیتی که به سلمان فارسی داده، و او را جزو اهل بیت خود دانسته، میتوان به این علاقه پی برد. حضرت علی ع زبان فارسی می دانست و: خاطراتی با سلمان فارسی، در دشت ارژن شیراز بیان کرده است. وقتی خلیفه دوم، ایرانیان را اسیر کرد، به مدینه برد و آنها را در: کمپ اسرا بنام نخیله، در یک بیابان نگهداری می کرد. امام علی به آنجا رفت، با آنان به زبان فارسی صحبت نمود!.و دو دختر یزدگرد سوم را، برای دو پسر خود خواستگاری کرد. شبها هم دور از چشم خلیفه، انبان غذا به آن خرابه ها می برد. همسر امام حسین ع: مادر امام سجاد ایرانی بودند. و به همین دلیل ایرانیان نیز، به انان علاقه دارند. حضرت علی ع پایتخت خود کوفه را، در نزدیک تیسفون (پایتخت ساسانیان) بنا کرد. بقیه امامان نیز به نقل صریح، فارسی می دانستند و با ایرانیان، حشر و نشر داشتند که: پراکندگی امامزادگان در سراسر ایران، شاهد این مدعا است. آخرین امام هم که با اسب ظهور می کند، یاران اصلی او از ایران هستند.

The first Fars and the last Fars

The first one who was dubbed Fars was Abraham. Because he went to the Arabs with a horse: all of them were camel-rider. So Faris was called a horse rider. The last horse riding is the Prophet the rest of Allah who has told him: Fars al-Hayaz. It should be known that Abraham was not an Arab, but he was among the people of Lak, the Kurds and Lars of Elam. Which is almost Diyarbakir today, the Pharaoh's Palace is still there, and: Abraham's burning place remains intact / ears of ISIS! Even burned firewood in the form of fish is still in the river, which is also visited by the author. Most probably, they have had the Persian language: Abraham, the 13 th Badr, who had all gone out of town, has broken idols. He commanded God to take his son to Mecca to build the house of God, because the first house built was (...) destroyed. Prophet Ibrahim, according to the Iranian tradition, carried out this transfer with several horses. Left a few in Mecca. She also taught her a horseback ride. This was opposed to the Bedouin Arabs, who lived around Mecca because they had not seen horses, and often traveled with camels. So they told Abraham, in their own language, Fars. Because :they called horses or Alfres. This cultural separation led to: the descendants of Ishmael, also among the Arab people to the privileged group of Iranians, and in their own words, a bastard or crepe. Later, Fars pronounced various pronunciations: some Parthians, Persia Pars and Persia were also spoken. For example, Arabs say Sistan has told Segstan to humiliate Iranians! And they called their language barking. However, this very old word has inflicted many fatalities throughout history. They even say: "The donkey meant the commander, the Arabs donated to the animal to humiliate the Iranians." Now also after 60 centuries! Everyone thinks Ishmael is Arab! Because :their descendants, the prophet of Islam, are Arabs. But Iran is different from Arabs. The Persians kept the divine customs, but changed the language. The Arabs abandoned the divine customs, the uniqueness, but preserved the original language, Arabic. Because the Quran was in Arabic, therefore, God commanded Ishmael to: Learn Arabic and Life among the Arabs. But his generation remained non-Arab, because the Prophet also said: I am not Arab! But I am almighty: I live in the Arabs. Therefore, his interest in Persia and the land of Iran could not be concealed. It is possible to understand the importance given to Salman Farsi, and he considers him as one of his own people. The Prophet Ali knew Persian language and: He has written memories of Salman Farsi in the Orhan Valley of Shiraz. When the second caliph captured Iranians, they took to Medina and kept them in: a Camp Ashraf called Hamilah, in a desert. Imam Ali went there, spoke to them in Farsi! And he gave two daughters of Yazdgerd III for his two sons. At night, away from the caliph's eye, he takes food to those ruins. Imam Hossein's wife: mother of Imam Sajjad were Iranians. And for this reason, Iranians are also interested in them. Imam Ali built his own capital, Kufa, near Ctesiphon (Sassanian capital). The rest of the Imams also explicitly stated Persian, and they shared with Iranians: the dispersion of Imam Zadeganites throughout Iran witnessed this claim. The last Imam, who emerges with the horse, is his main companions from Iran.

أول فارس وآخر فارس

أول من أطلق علیها اسم فارس کان إبراهیم. لأنه ذهب إلى العرب بحصان: کلهم ​​کانوا راکبی الجمال. لذا کان فارس یدعى راکب الخیل. آخر رکوب الخیل هو النبی بقیة الله الذی أخبره: فارس الحافظ. یجب أن یکون معروفاً أن إبراهیم لم یکن عربیاً ، لکنه کان بین أهل لاک ، الأکراد ولارس العیلام. وهو ما یقرب من دیار بکر الیوم ، قصر فرعون لا یزال هناک ، و: مکان الحرق إبراهیم لا تزال سلیمة / آذان داعش! حتى الحطب المحروق فی شکل أسماک لا یزال فی النهر ، والذی یزوره أیضا المؤلف. على الأغلب ، کان لدیهم اللغة الفارسیة: أبراهام ، ال 13 بدر ، الذی خرج من المدینة ، قد خرب الأوثان. أمر الله أن یأخذ ابنه إلى مکة لبناء بیت الله ، لأن البیت الأول الذی بنی (...) دمر. النبی إبراهیم ، وفقا للتقالید الإیرانیة ، نفذ هذا النقل مع العدید من الخیول. غادر عدد قلیل فی مکة. کما علمتها رکوب الخیل. کان هذا یعارض العرب البدو ، الذین عاشوا فی مکة لأنهم لم یروا خیولاً ، وغالباً ما کانوا یسافرون بالجمال. لذا أخبروا إبراهیم ، بلغتهم الخاصة ، فارس. لأنهم دعوا الخیول أو الفریس. أدى هذا الفصل الثقافی إلى: أحفاد إسماعیل ، وأیضاً بین العرب إلى مجموعة الإیرانیین المتمیزین ، وبکلماتهم الخاصة ، لقیط أو کریب. فی وقت لاحق ، نطق فارس نطقًا مختلفًا: بعض البارثیین ، الفارسیة بارس وبلاد فارس کانوا یتحدثون أیضًا. على سبیل المثال ، یقول العرب أن سیستان قد أبلغ سیغستان بإذلال الإیرانیین! ودعوا لغتهم تنبح. ومع ذلک ، فإن هذه الکلمة القدیمة تسببت فی العدید من الوفیات على مر التاریخ. حتى أنهم یقولون: "إن الحمار کان یعنی القائد ، العرب تبرعوا للحیوان لإذلال الإیرانیین". الآن أیضا بعد 60 قرنا! الجمیع یعتقد أن إسماعیل عربی! لأن أحفادهم ، نبی الإسلام ، هم من العرب. لکن إیران تختلف عن العرب. احتفظ الفرس بالعادات الإلهیة ، لکنهم غیروا اللغة. تخلى العرب عن العادات الإلهیة ، التفرد ، لکنهم حافظوا على اللغة الأصلیة ، العربیة. لأن القرآن کان باللغة العربیة ، لذلک أمر الله إسماعیل أن: تعلم اللغة العربیة والحیاة بین العرب. لکن جیله بقی غیر عربی ، لأن النبی قال أیضاً: أنا لست عربی! لکننی قادر على کل شیء: أنا أعیش فی العرب. لذلک ، لم یکن من الممکن إخفاء اهتمامه ببلاد فارس وأرض إیران. من الممکن أن نفهم الأهمیة المعطاة لسلمان الفارسی ، ویعتبره واحداً من شعبه. عرف النبی علی اللغة الفارسیة و: لقد کتب ذکریات سلمان الفارسی فی وادی أورهان شیراز. عندما استولى الخلیفة الثانی على الإیرانیین ، أخذوا إلى المدینة المنورة وأبقوهم فیها: وهو مخیم أشرف یدعى حمیلة ، فی الصحراء. ذهب الإمام علی إلى هناک ، وتحدث إلیهم بالفارسیة ، وأعطى ابنتَی یزدجرد الثالث لابنیه. فی اللیل ، بعیداً عن عین الخلیفة ، یأخذ الطعام إلى تلک الأنقاض. زوجة الامام الحسین: والدة الامام سجاد ایرانیین. ولهذا السبب ، فإن الإیرانیین مهتمون بها أیضًا. بنى الإمام علی عاصمته الخاصة ، الکوفة ، بالقرب من القطسیفون (عاصمة الساسانیین). الإمام یقتبس صراحة والفارسیة عرف الایرانیین تجمیع ونشر وتوزیع العتبات المقدسة فی جمیع أنحاء البلاد، هو مثال على ذلک. الإمام الأخیر الذی یخرج مع الخیول، الحلفاء الرئیسیین له من ایران.

Birinci Fars və son Fars

Fars dublyaj edən ilk İbrahim idi. Çünki o, atları ilə ərəblərə getdi: hamısı dəvə sürücüsü idi. Beləliklə, Faris bir at binicisi deyildi. Son at sürüşməsi Peyğəmbərdir. Ona dediyi Allahın qalan hissəsi: Fars əl-Hayaz. Məlumdur ki, İbrahim Ərəb deyil, Lak, Kürd və Elam xalqı arasında idi. Hələ Diyarbəkirdə olan bu gün Firon sarayı hələ də var və İbrahimin yandırdığı yer İSİŞ'in sağlam və qalıcıdır! Balıq şəklində yandırılmış odun hələ dəəllif tərəfindən ziyarət edilən çayda. Ən çox ehtimal ki, Fars dilində olmuşdur: İbrahim, şəhərdən çıxmış olan 13-cü Badr, bütləri pozmuşdur. O, Allahın evini qurmaq üçün oğlunu Məkkəyə aparmaq üçün əmr etdi, çünki tikilmiş birinci ev (...) məhv edildi. Peyğəmbər İbrahim, İran ənənəsinə görə, bu transferi bir neçə at ilə həyata keçirmişdir. Məkkədə bir az qaldı. O da ona at sürüşməsi öyrətdi. Bu, atları görmədikləri üçün tez-tez Məkkə ətrafında yaşayan və tez-tez dəvə ilə gedən Bedouin ərəblərinə qarşı çıxmışdı. İbrahimə öz dilində Fars deyirdilər. Atları və ya Alfres adlandırdıqları üçün. Bu mədəniyyət ayrılıqlarına səbəb oldu: İsmayılın nəvələri, ərəb xalqı arasında iranlıların imtiyazlı qrupuna və öz sözləri ilə pəri və ya krep. Daha sonra Fars müxtəlif sözlər yazdı: bəzi Parthians, Fars pars və farslar da danışıldı. Məsələn, ərəblər Sistanın İranlıları alçaltmaq üçün Segandan izah etdiyini söyləyirlər! Və onlar öz dilini havlamağa çağırdılar. Ancaq bu köhnə söz tarix boyunca çox sayda ölümlə nəticələndi. Onlar belə deyirlər: "Eşşək komandiri deməkdir, ərəblər iranlıları alçaltmaq üçün heyvana bağışladılar". İndi də 60 əsrdən sonra! Hər kəs İsmailin Ərəb olduğunu düşünür! Çünki onların nəslləri İslam peyğəmbəri ərəblərdir. Lakin İran ərəblərdən fərqlidir. Farslar ilahi adətlərini qorudu, lakin dil dəyişdi. Ərəblər ilahi əxlaqlarını, təkliklərini tərk etdilər, amma orijinal dili ərəbcə qorudu. Quranın ərəbcə olması səbəbindən Allah İsmailə əmr etdi: ərəblər arasında ərəb və həyat öyrən. Lakin onun nəsli qeyri-ərəb qaldı, çünki Peyğəmbər dedi: "Mən ərəb deyiləm!" Amma qüdrətliyam: ərəblərdəyəm. Buna görə İrana və İran torpağına olan maraq gizlənə bilməzdi. Salman Farsı üçün verilən əhəmiyyəti başa düşmək mümkündür və onu öz xalqından biri hesab edir. Peyğəmbər Əli Fars dilini bilirdi və: Şiraz Orxan Vadisində Salman Farsı xatirələrini yazdı. İkinci xalis İranlıları tutduqda, Mədinəə getdilər və onları saxladılar: bir səhrada Hamilanı bir Camp Eshref adlandırdılar. İmam Əli (əleyhissəlam) orada getdi, Fars dilində danışdı və iki oğlu üçün iki qızı yazdı. Halifənin gözündən uzaqlaşdığı gecə o qalıqlara yemək verir. İmam Hüseynin həyat yoldaşı: İmam Səccadın anası İranlı idi. Bu səbəbdən İranlılar da maraqlanırlar. İmam Əli öz paytaxtı Kufanı Ctesiphon (Sasanilər paytaxtı) yaxınlığında qurdu. İmamların qalan hissəsi də açıqca Fars dili ifadə edirdi və iranlılar ilə bölüşdülər: İmam Zadənilərin İran ərazisində dağılması bu iddiaya şahid oldu. Atla ortaya çıxan son İmam İranın əsas yoldaşlarıdır.

 

تاریخ ارسال: 1397/07/05 ساعت 20:14 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر

چه کسی تهدید می کند؟ آمریکا یا ایران؟


دیروز در سخنرانی ترامپ و روحانی، صحبت از تهدید طرف مقابل بود! اما آیا واقعا چه کسی تهدید است؟ کسی که تمام قوانین تجاری بین المللی را، زیر پا گذاشته و همه را تحریم می کند، یا تعرفه های زیاد می بندد؟ یا کسی که فقط می خواهد: نفت خود را بفروشد. اگر ایران می خواست تهدید کند، اولین موشک انتقامی خود را به مقر: جلسات جان بولتون می زد، تا برای همیشه او را از: تهدید ایران پشیمان می کرد، و زبان او را از حلقومش در می آورد. الان هم دیر نشده، با ادامه تهدیدات جان بولتون، معلوم می شود که او، مرکز فرماندهی عملیات تروریستی اهواز،  بوده و از اینکه هنوز نتوانسته کاری بکند، عصبانی است. در حالیکه همه دنیا این جنایات تروریستی را محکوم کردند، تنها کسی که اصلا گوش به این حرفها نداده، و فقط  تهدیدهای خود را بیان می کند، جان بولتون است. گویا اصلا گوشش از کار افتاده! چیزی را نمی شنود. البته اگر ایران کوتاهی کند، و انتقام کشته شده ها را، از جان بولتون نگیرد، خداوند او راهم مثل همتای خودش، بزودی به درک واصل می کند. او بزودی می میرد و: جهان را از لوث وجود خود پاک می کند. اگر ایران می خواست تهدید کند، مثل آمریکا، دادگاههای داخلی تشکیل می داد، و کلیه ناوهای جنگی آمریکا را، که در منطقه خاورمیانه است، مصادره می کرد و برای خود بر می داشت. آنها هم میدانند ممکن است روزی، ایران هم بخواهد مقابله به مثل کند، لذا امروز موشک های پاتریوت خود را، از سه کشور کویت و بحرین و اردن خارج کردند! زیرا عنقریب است که  این سه کشور هم، به خط مقاومت پیوسته! و اموال آمریکا را مصادره کنند. این نشان می دهد که همه این لاف زدن ها و :حمله ها و گریز های آنها، مانند جان کندن یک مرده! در اخرین لحظات است، زیرا آنها چاره ای جز انفعال، در برابر ایران ندارند. ایران بدون ادعا، حرفهای تازه ای می زند و: همه دنیا را بخود جذب می کند. آمریکا و برخی رژیم های جعلی، می بینند جایی برای آنها نیست! لذا سعی دارند از شدت این سونامی بکاهند. ولی چیزی دستشان نیست. تا قبل از برجام، که گزینه نظامی روی میز بود! همه فکر می کردند که بالاخره آمریکا، به ایران حمله خواهد کرد. ولی دیدیم هیچ غلطی نتوانست بکند! و حرف 40سال پیش امام ثابت شد. حالا بعد از پاره کردن برجام توسط ترامپ، همان تند خویی ها در بعد اقتصادی شروع شده! در واقع بجای گزینه نظامی، گزینه جنگ اقتصادی روی میز است. این توهم آنها از انجا ناشی می شود: که فکر می کنند ایران، یک جزیره تابع عربستان است، که به تازگی اعلام استقلال کرده، و چیزی برای زندگی ندارد! که حتی نام خلیج فارس را هم اشتباه بگویند. عملکرد دولتی ها مخصوصا دولت اصلاحات هم، با دیپلماسی التماسی به این توهم دامن زده، بطوریکه اصلا ایران را در اوپک نمی بینند! از دید آنها، نظر ایران همان نظر عربستان است! اگر با عربستان به توافق برسند، یا او را تهدید به پایین نگهداشتن قیمت نفت کنند، ایران نیز تابع عربستان خواهد بود. گرچه روحانی اشاره ای به: تاریخ هزاران ساله ایران کرد، ولی التماس های او برای رفع تحریم، و امثال آن هیچ تناسبی با این: قدرت تاریخی و منطقه ای نداشت. ایران احتیاجی به آمریکا ندارد. این را 40سال پیش، امام خمینی ره گفت. ولی آقایان در سازمان ملل چنان التماس می کنند! که گویا اگر مرحله دوم تحریم آغاز شود ایران مرده است! در حالیکه همین حرفها، در مورد مرحله اول تحریم ها هم بود. دیدیم نه تنها ایران نمرد! بلکه دولت از این راه به 400هزار میلیارد تومان!(دوبرابر بودجه کل کشور) سود باد آورده از نرخ ارز رسید. و آن را به گردن آمریکا انداخت! مسئولین نباید برای سود خودشان، به آمریکا التماس کنند، تا آنها توهم کنند که: بدون آمریکا زندگی ممکن نیست!

Who threatens? America or Iran?

Speaking at the Tramp and Rouhani speech yesterday, it was talk of the threat of the other side! But who is really threatening? Anyone who violates all international trade laws and bans everyone, or closes a lot of tariffs? Or: someone who only wants to sell his oil. If Iran wanted to threaten, the first missile would take its revenge to the headquarters: John Bolton's meetings, forever he regretted him: threatening Iran and turning his tongue out of his throat. It is not too late, with the continued threats of John Bolton, it turns out that he is the command center of the terrorist operations in Ahvaz and is angry that he still has not been able to do anything. While the whole world condemned these terrorist crimes, the only person who did not even listen to these words, and only expresses his own threats, is John Bolton. It seems like he's not listening at all! He does not hear anything. Of course, if Iran does not fail, and does not take John Bolton from the revenge of the dead, God will soon understand his path, like his counterpart. He dies soon and: Clears the world from his own being. If Iran wanted to threaten, like the United States, it would have formed domestic courts, and confiscated all the American naval warships, which are in the Middle East region. They also know that one day, Iran may want to counteract, so today they dropped Patriot missiles from three Kuwait, Bahrain and Jordan! Because it is not unbelievable that these three countries are on the line of resistance! And confiscate American property. It shows that all of these bragging and: their attacks and escapes, like the death of a dead man! At: the last moments, because they have no choice but to pass through Iran. Iran claims to have a new word and claims: It will attract the world. America and some fake regimes see no place for them! Therefore, they try to reduce the severity of this tsunami. But nothing is their hands. Before the deal, there was a military option on the table! Everyone thought that eventually the United States would attack Iran. But we saw no mistakes! And the letter was fixed 40 years ago by Imam. Now after the trampling off by Tramp, the same hardships began in the economic dimension! In fact, instead of the military option, the economic war option is on the table. This illusion arises from them: they think Iran is a Saudi Arabia, which has just declared independence, and has nothing to live with! The performance of governments, especially the reformist government, has fueled this illusion with diplomacy, so that they do not see Iran at OPEC! From their point of view, Iran's opinion is the same as Saudi Arabia! If Saudi Arabia agrees or threatens to keep oil prices low, Iran will also be Saudi Arabia. Although Rouhani refers to the history of Iran for thousands of years, his begging for the lifting of sanctions, and so on, was not proportional to this: historical and regional power. Iran does not need America. This was said 40 years ago by Imam Khomeini. But gentlemen at the UN are so pleased! It is as if the second stage of the boycott has begun, Iran is dead! While the same was true for the first phase of the sanctions. We saw that not only did Iran die! The government, on the other hand, raised $ 400 trillion (double the total budget of the country) from the exchange rate. And threw it at the neck of America! Officials should not appeal to the United States for their own profit, so that they are illusioned that without America life is not possible!

من یهدد؟ أمریکا أم إیران؟

فی حدیثه فی خطاب العاصفة وروحانی أمس ، کان الحدیث عن تهدید الطرف الآخر! لکن من الذی یهدد حقا؟ أی شخص ینتهک جمیع قوانین التجارة الدولیة ویحظر على الجمیع ، أو یغلق الکثیر من التعریفات؟ أو شخص ما یرید فقط بیع نفطه. إذا أرادت إیران أن تهدد ، فإن الصاروخ الأول سوف ینتقم من المقر الرئیسی: اجتماعات جون بولتون ، إلى الأبد یأسف له: تهدید إیران وإخراج لسانه من حنجرته. لم یفت الأوان ، مع استمرار تهدیدات جون بولتون ، اتضح أنه مرکز قیادة العملیات الإرهابیة فی الأهواز ، وغاضب لأنه ما زال غیر قادر على فعل أی شیء. وبینما أدان العالم کله هذه الجرائم الإرهابیة ، فإن الشخص الوحید الذی لم یستمع إلى هذه الکلمات ، ولم یعبر إلا عن تهدیداته هو جون بولتون. یبدو أنه لا یستمع على الإطلاق! لا یسمع شیئا. طبعاً ، إذا لم تفشل إیران ، ولا تأخذ جون بولتون من انتقام الموتى ، فسوف یفهم الله طریقه قریباً ، مثل نظیره. مات قریبا و: یخلی العالم من کیانه. إذا أرادت إیران أن تهدد ، مثل الولایات المتحدة ، لکانت قد شکلت محاکم محلیة ، وصادرت جمیع السفن الحربیة الأمریکیة ، الموجودة فی منطقة الشرق الأوسط. کما أنهم یعلمون أنه فی یوم من الأیام ، قد ترغب إیران فی التصدی لذلک ، فقد قاموا الیوم بإسقاط صواریخ باتریوت من ثلاث الکویت والبحرین والأردن! لأنه لیس من غیر المعقول أن تکون هذه الدول الثلاث على خط المقاومة! وصادرت الممتلکات الأمریکیة. هذا یدل على أن کل هذه المفاخرة و: هجماتهم والهروب ، مثل وفاة رجل میت! فی اللحظات الأخیرة ، لأنه لیس لدیهم خیار سوى المرور عبر إیران. تدعی إیران أن لدیها کلمة جدیدة وتدعی أنها: ستجذب العالم. لا ترى أمریکا وبعض الأنظمة المزیفة أی مکان لهم! لذلک ، یحاولون الحد من شدة التسونامی. لکن لا شیء بأیدیهم. قبل الصفقة ، کان هناک خیار عسکری على الطاولة! الجمیع اعتقد أن الولایات المتحدة ستهاجم إیران فی نهایة المطاف. لکننا لم نر أی أخطاء! وقد تم إصلاح الرسالة قبل 40 عامًا من قبل الإمام. الآن بعد الدوس من قبل الصعلوک ، بدأت نفس الصعوبات فی البعد الاقتصادی! فی الواقع ، بدلاً من الخیار العسکری ، خیار الحرب الاقتصادیة مطروح على الطاولة. ینشأ هذا الوهم منهم: إنهم یعتقدون أن إیران هی المملکة العربیة السعودیة ، التی أعلنت الاستقلال للتو ، ولیس لدیها ما تعایش معه! وهذا من شأنه أن یخلط بین اسم الخلیج الفارسی. لقد أدّى أداء الحکومات ، لا سیما الحکومة الإصلاحیة ، هذا الوهم بالدبلوماسیة ، بحیث لا یرون إیران فی أوبک! من وجهة نظرهم ، فإن رأی إیران هو نفسه مثل السعودیة! إذا وافقت المملکة العربیة السعودیة أو هددت بالابقاء على أسعار النفط منخفضة ، فإن إیران ستکون أیضاً السعودیة. على الرغم من أن روحانی یشیر إلى تاریخ إیران منذ آلاف السنین ، إلا أن استجداءه لرفع العقوبات ، وهکذا ، لم یکن متناسبًا مع هذا: السلطة التاریخیة والإقلیمیة. لا تحتاج إیران إلى أمریکا. قیل هذا قبل أربعین سنة من قبل الإمام الخمینی. لکن السادة فی الأمم المتحدة سعداء للغایة! یبدو الأمر کما لو أن المرحلة الثانیة من المقاطعة قد بدأت ، فإیران ماتت! فی حین أن الأمر نفسه ینطبق على المرحلة الأولى من العقوبات. لقد رأینا أن إیران لم تموت فقط! من ناحیة أخرى ، جمعت الحکومة 400 تریلیون دولار (ضعف المیزانیة الإجمالیة للبلاد) من سعر الصرف. وألقى بها فی رقبة أمریکا! یجب على المسؤولین أن لا یروقوا للولایات المتحدة من أجل ربحهم الخاص ، حتى یکونوا وهمًا بدون أمریکا ، فالحیاة غیر ممکنة!

Kim təhdid edir? Amerika və ya İran?

Tramp və Ruhani çıxışında dünən danışan digər tərəfin təhdidindən danışdı! Amma həqiqətən kim təhdid edir? Bütün beynəlxalq ticarət qanunlarını pozan və hər kəs qadağan edən və ya bir çox tarifləri bağlayan hər kəs? Və ya yalnız neft satmaq istəyən kimsə. İran İranı təhdid etmək istəsə, ilk raket ümumi mərkəzə intiqam alacaqdı: John Boltonun görüşləri, əbədi olaraq təəssüfləndi: İrana təhdid və dilini boğazından çevirmək. Çox gec deyil, John Boltonun davamlı təhdidləri ilə ortaya çıxır ki, o, Əhvazdakı terrorist əməliyyatlarında əmr mərkəzi və çıxdı ki, hələ də bir şey edə bilmədi. Bütün dünya bu terrorist cinayətləri qınayırdı, hətta bu sözləri dinləməyən və yalnız öz təhdidlərini ifadə edən yeganə şəxs John Bolton idi. Göründüyü kimi, o, heç də dinləmir! Heç bir şey eşitmir. Əlbəttə ki, əgər İran uğursuzluqda qalmayıb və ölənlərin intiqamından John Boltonu qəbul etmirsə, Allah tezliklə onun yoldaş kimi olduğu kimi, yolunu başa düşəcəkdir. Tezliklə vəfat edir: Dünyayı öz varlığından təmizləyir. ABŞ İran kimi təhdid etmək istəsəydi, yerli məhkəmələr meydana gətirərdi və Yaxın Şərqdəki bütün Amerika hərbi gəmilərinə əl qoydu. Onlar həmçinin İranın bir gün qarşı çıxa biləcəyini bilirlər, buna görə də bu gün Küveyt, Bəhreyn və İordaniyadan Patriot raketlərini buraxdılar! Çünki bu üç ölkə müqavimət xəttindədir inanılmaz deyil! Və Amerika mülkiyyətinə əl qoyun. Bu göstərir ki, bütün bu gurultular və: hücum və qaçır, ölü bir insanın ölümü kimi! Son anlarda, İrandan keçməkdən başqa heç bir seçimi olmadığı üçün. İran yeni bir söz və iddialara sahib olduğunu iddia edir: Dünyayı cəlb edəcək. Amerika və bəzi saxta rejimlər onlar üçün yer görmürlər! Buna görə də, bu sunami şiddətini azaltmağa çalışırlar. Amma onların əlləri yoxdur. Müqavilənin əvvəlində masada bir hərbi seçim var idi! Hər kəs, nəticədə ABŞ-ın İrana hücum edəcəyini düşündü. Amma heç bir səhv görmədik! Məktub imam tərəfindən 40 il əvvəl müəyyən edilmişdir. İndi Tramp tərəfindən tramplanandan sonra eyni çətinliklər iqtisadi ölçüdə başladı! Əslində, hərbi variantın əvəzinə, iqtisadi müharibə variantları masada. Bu illüziya onlardan yaranır: onlar İranı müstəqillik elan edən və yaşamaq üçün heç bir şeyə malik olmayan bir Səudiyyə Ərəbistanıdır! Hətta Fars körfəzinin adını çaşdıracaq. Hökumətlərin, xüsusilə də islahatçı hökumətin fəaliyyət göstərməsi, bu illüziyanı diplomatiya ilə təmin edir və onlar OPEK-də İranı görmürlər! Onların fikrincə, İranın mövqeyi Səudiyyə Ərəbistanı ilə eynidır! Əgər Səudiyyə Ərəbistanı razıdırsa və ya neft qiymətlərini aşağı tutmağı təhdid etsə, İran da Səudiyyə Ərəbistanı olacaq. Ruhani İranın minlərlə il tarixinə istinad etdiyi halda, sanksiyaların qaldırılmasına dair dilənçilik və sairə: tarixi və regional hakimiyyət ilə mütənasib deyil. İrana Amerika ehtiyacı yoxdur. İmam Xomeyni 40 il bundan əvvəl deyildi. Ancaq cənablar BMT-də belə razıdırlar! Bu, boykotun ikinci mərhələsinin başlandığı kimi, İran ölüdür! Eyni sanksiyaların birinci mərhələsində də doğrudur. Gördük ki, İran yalnız ölməyib! Digər tərəfdən hökumət, dövriyyədən 400 trilyon dollar (ölkənin ümumi büdcəsini ikiqat artırdı) artırdı. Amerikanın boynuna atdı! Rəsmilər Amerika Birləşmiş Ştatlarına öz mənfəətləri üçün etiraz etməməlidirlər ki, Amerika həyatı mümkün olmadıqları halda xəyal edilsinlər!

تاریخ ارسال: 1397/07/05 ساعت 00:16 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب 0 نظر