X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

من کربلا الی البقیع الشریف

انشاء الله بعد از زیارت اربعین باید از طریق مرز عرعر در عراق با پای پیاده به زیارت بقیع برویم، مرگ آل سعود نزدیک است.

اولین فارس و آخرین فارس

اولین کسی که فارس لقب گرفت، حضرت ابراهیم ع بود! چون با اسب به میان اعرابی رفت که: همه آنها شتر سوار بودند. لذا فارس یا اسب سوار نام گرفت. آخرین اسب سوار هم، حضرت بقیه الله است که به او: فارس الحجاز هم گفته اند. باید دانست حضرت ابراهیم ع عرب نبوده، بلکه از میان قوم لک یعنی کرد ها و لرهای ایلام بوده است. که تقریبا دیاربکر امروز می شود، کاخ فرعون هنوز در آنجا هست و: محل آتش زدن حضرت ابراهیم، دست نخورده باقی مانده است/ گوش داعش کر! حتی هیزم های سوخته به شکل ماهی، هنوز هم در رودخانه آن هست، که مورد بازدید مولف هم قرار گرفته. به احتمال قریب به یقین، آنها زبان فارسی داشته اند و: حضرت ابراهیم ع روز سیزده بدر، که همه به خارج از شهر رفته بودند، بت ها را شکسته است. ایشان به دستور خدا، فرزند خود را به مکه برد، تا خانه خدا را آباد کند، زیرا اولین خانه ای که ساخته شده بود،(ان اول بیت وضع للناس ..) به مرور ویران گشته بود. حضرت ابراهیم مطابق رسم ایرانیان، با چند راس اسب این انتقال را انجام داد. تعدادی را در مکه باقی گذاشت. به فرزندش اسب سواری هم آموخت. این روش مخالف اعراب بادیه نشین بود، که در اطراف مکه زندگی می کردند، زیرا آنها اسب ندیده بودند، و اغلب با شتر مسافرت می کردند. لذا حضرت ابراهیم را، به زبان خودشان فارس گفتند. زیرا اسب را فرس یا الفرس می نامیدند. این جدایی فرهنگی باعث شده بود: نوادگان حضرت اسماعیل هم، بین مردم عرب به گروه ممتاز ایرانی،  و به عبارت خودشان (قوم من کورش): کورشی یا کرشی یا قرشی لقب بگیرند. بعد ها کلمه فارس تلفظ های گوناگونی یافت: برخی پارت ، پرسیا پارس و پرشیا نیز گفته شد. مثلا می گویند اعراب برای تحقیر ایرانیان، سیستان را سگستان گفته! و زبان آنها را پارس کردن می نامیدند. بهرحال این کلمه بسیار قدیمی، در طول تاریخ به سرنوشت های گوناگونی مبتلا شد. حتی می گویند: خر به معنی فرمانده بود، اعراب برای تحقیر ایرانیان، به حیوان بار کش(الاغ) خر گفتند. اکنون نیز پس از 60قرن! همه فکر می کنند حضرت اسماعیل عرب بوده! زیرا نواده ایشان یعنی پیامبر اسلام را هم، عرب می دانند. اما ایران با اعراب تفاوت دارد. ایرانیان رسم و رسوم الهی را حفظ کردند، ولی زبان را تغییر دادند. اعراب رسم و رسوم الهی، یعنی یکتا پرستی را رها کردند، ولی زبان اولیه یعنی عربی را حفظ کردند. چون قران به زبان عربی بود، لذا خداوند اسماعیل را به: یاد گرفتن عربی و زندگی در میان اعراب فرمان داد. اما نسل او همچنان غیر عرب باقی ماند، زیرا پیامبر هم فرموده من عرب نیستم! ولی معرب هستم یعنی: در بین اعراب زندگی می کنم. لذا علاقه ایشان به فارس، و سرزمین ایران قابل پنهان کردن نبود. از اهمیتی که به سلمان فارسی داده، و او را جزو اهل بیت خود دانسته، میتوان به این علاقه پی برد. حضرت علی ع زبان فارسی می دانست و: خاطراتی با سلمان فارسی، در دشت ارژن شیراز بیان کرده است. وقتی خلیفه دوم، ایرانیان را اسیر کرد، به مدینه برد و آنها را در: کمپ اسرا بنام نخیله، در یک بیابان نگهداری می کرد. امام علی به آنجا رفت، با آنان به زبان فارسی صحبت نمود!.و دو دختر یزدگرد سوم را، برای دو پسر خود خواستگاری کرد. شبها هم دور از چشم خلیفه، انبان غذا به آن خرابه ها می برد. همسر امام حسین ع: مادر امام سجاد ایرانی بودند. و به همین دلیل ایرانیان نیز، به انان علاقه دارند. حضرت علی ع پایتخت خود کوفه را، در نزدیک تیسفون (پایتخت ساسانیان) بنا کرد. بقیه امامان نیز به نقل صریح، فارسی می دانستند و با ایرانیان، حشر و نشر داشتند که: پراکندگی امامزادگان در سراسر ایران، شاهد این مدعا است. آخرین امام هم که با اسب ظهور می کند، یاران اصلی او از ایران هستند.

The first Fars and the last Fars

The first one who was dubbed Fars was Abraham. Because he went to the Arabs with a horse: all of them were camel-rider. So Faris was called a horse rider. The last horse riding is the Prophet the rest of Allah who has told him: Fars al-Hayaz. It should be known that Abraham was not an Arab, but he was among the people of Lak, the Kurds and Lars of Elam. Which is almost Diyarbakir today, the Pharaoh's Palace is still there, and: Abraham's burning place remains intact / ears of ISIS! Even burned firewood in the form of fish is still in the river, which is also visited by the author. Most probably, they have had the Persian language: Abraham, the 13 th Badr, who had all gone out of town, has broken idols. He commanded God to take his son to Mecca to build the house of God, because the first house built was (...) destroyed. Prophet Ibrahim, according to the Iranian tradition, carried out this transfer with several horses. Left a few in Mecca. She also taught her a horseback ride. This was opposed to the Bedouin Arabs, who lived around Mecca because they had not seen horses, and often traveled with camels. So they told Abraham, in their own language, Fars. Because :they called horses or Alfres. This cultural separation led to: the descendants of Ishmael, also among the Arab people to the privileged group of Iranians, and in their own words, a bastard or crepe. Later, Fars pronounced various pronunciations: some Parthians, Persia Pars and Persia were also spoken. For example, Arabs say Sistan has told Segstan to humiliate Iranians! And they called their language barking. However, this very old word has inflicted many fatalities throughout history. They even say: "The donkey meant the commander, the Arabs donated to the animal to humiliate the Iranians." Now also after 60 centuries! Everyone thinks Ishmael is Arab! Because :their descendants, the prophet of Islam, are Arabs. But Iran is different from Arabs. The Persians kept the divine customs, but changed the language. The Arabs abandoned the divine customs, the uniqueness, but preserved the original language, Arabic. Because the Quran was in Arabic, therefore, God commanded Ishmael to: Learn Arabic and Life among the Arabs. But his generation remained non-Arab, because the Prophet also said: I am not Arab! But I am almighty: I live in the Arabs. Therefore, his interest in Persia and the land of Iran could not be concealed. It is possible to understand the importance given to Salman Farsi, and he considers him as one of his own people. The Prophet Ali knew Persian language and: He has written memories of Salman Farsi in the Orhan Valley of Shiraz. When the second caliph captured Iranians, they took to Medina and kept them in: a Camp Ashraf called Hamilah, in a desert. Imam Ali went there, spoke to them in Farsi! And he gave two daughters of Yazdgerd III for his two sons. At night, away from the caliph's eye, he takes food to those ruins. Imam Hossein's wife: mother of Imam Sajjad were Iranians. And for this reason, Iranians are also interested in them. Imam Ali built his own capital, Kufa, near Ctesiphon (Sassanian capital). The rest of the Imams also explicitly stated Persian, and they shared with Iranians: the dispersion of Imam Zadeganites throughout Iran witnessed this claim. The last Imam, who emerges with the horse, is his main companions from Iran.

أول فارس وآخر فارس

أول من أطلق علیها اسم فارس کان إبراهیم. لأنه ذهب إلى العرب بحصان: کلهم ​​کانوا راکبی الجمال. لذا کان فارس یدعى راکب الخیل. آخر رکوب الخیل هو النبی بقیة الله الذی أخبره: فارس الحافظ. یجب أن یکون معروفاً أن إبراهیم لم یکن عربیاً ، لکنه کان بین أهل لاک ، الأکراد ولارس العیلام. وهو ما یقرب من دیار بکر الیوم ، قصر فرعون لا یزال هناک ، و: مکان الحرق إبراهیم لا تزال سلیمة / آذان داعش! حتى الحطب المحروق فی شکل أسماک لا یزال فی النهر ، والذی یزوره أیضا المؤلف. على الأغلب ، کان لدیهم اللغة الفارسیة: أبراهام ، ال 13 بدر ، الذی خرج من المدینة ، قد خرب الأوثان. أمر الله أن یأخذ ابنه إلى مکة لبناء بیت الله ، لأن البیت الأول الذی بنی (...) دمر. النبی إبراهیم ، وفقا للتقالید الإیرانیة ، نفذ هذا النقل مع العدید من الخیول. غادر عدد قلیل فی مکة. کما علمتها رکوب الخیل. کان هذا یعارض العرب البدو ، الذین عاشوا فی مکة لأنهم لم یروا خیولاً ، وغالباً ما کانوا یسافرون بالجمال. لذا أخبروا إبراهیم ، بلغتهم الخاصة ، فارس. لأنهم دعوا الخیول أو الفریس. أدى هذا الفصل الثقافی إلى: أحفاد إسماعیل ، وأیضاً بین العرب إلى مجموعة الإیرانیین المتمیزین ، وبکلماتهم الخاصة ، لقیط أو کریب. فی وقت لاحق ، نطق فارس نطقًا مختلفًا: بعض البارثیین ، الفارسیة بارس وبلاد فارس کانوا یتحدثون أیضًا. على سبیل المثال ، یقول العرب أن سیستان قد أبلغ سیغستان بإذلال الإیرانیین! ودعوا لغتهم تنبح. ومع ذلک ، فإن هذه الکلمة القدیمة تسببت فی العدید من الوفیات على مر التاریخ. حتى أنهم یقولون: "إن الحمار کان یعنی القائد ، العرب تبرعوا للحیوان لإذلال الإیرانیین". الآن أیضا بعد 60 قرنا! الجمیع یعتقد أن إسماعیل عربی! لأن أحفادهم ، نبی الإسلام ، هم من العرب. لکن إیران تختلف عن العرب. احتفظ الفرس بالعادات الإلهیة ، لکنهم غیروا اللغة. تخلى العرب عن العادات الإلهیة ، التفرد ، لکنهم حافظوا على اللغة الأصلیة ، العربیة. لأن القرآن کان باللغة العربیة ، لذلک أمر الله إسماعیل أن: تعلم اللغة العربیة والحیاة بین العرب. لکن جیله بقی غیر عربی ، لأن النبی قال أیضاً: أنا لست عربی! لکننی قادر على کل شیء: أنا أعیش فی العرب. لذلک ، لم یکن من الممکن إخفاء اهتمامه ببلاد فارس وأرض إیران. من الممکن أن نفهم الأهمیة المعطاة لسلمان الفارسی ، ویعتبره واحداً من شعبه. عرف النبی علی اللغة الفارسیة و: لقد کتب ذکریات سلمان الفارسی فی وادی أورهان شیراز. عندما استولى الخلیفة الثانی على الإیرانیین ، أخذوا إلى المدینة المنورة وأبقوهم فیها: وهو مخیم أشرف یدعى حمیلة ، فی الصحراء. ذهب الإمام علی إلى هناک ، وتحدث إلیهم بالفارسیة ، وأعطى ابنتَی یزدجرد الثالث لابنیه. فی اللیل ، بعیداً عن عین الخلیفة ، یأخذ الطعام إلى تلک الأنقاض. زوجة الامام الحسین: والدة الامام سجاد ایرانیین. ولهذا السبب ، فإن الإیرانیین مهتمون بها أیضًا. بنى الإمام علی عاصمته الخاصة ، الکوفة ، بالقرب من القطسیفون (عاصمة الساسانیین). الإمام یقتبس صراحة والفارسیة عرف الایرانیین تجمیع ونشر وتوزیع العتبات المقدسة فی جمیع أنحاء البلاد، هو مثال على ذلک. الإمام الأخیر الذی یخرج مع الخیول، الحلفاء الرئیسیین له من ایران.

Birinci Fars və son Fars

Fars dublyaj edən ilk İbrahim idi. Çünki o, atları ilə ərəblərə getdi: hamısı dəvə sürücüsü idi. Beləliklə, Faris bir at binicisi deyildi. Son at sürüşməsi Peyğəmbərdir. Ona dediyi Allahın qalan hissəsi: Fars əl-Hayaz. Məlumdur ki, İbrahim Ərəb deyil, Lak, Kürd və Elam xalqı arasında idi. Hələ Diyarbəkirdə olan bu gün Firon sarayı hələ də var və İbrahimin yandırdığı yer İSİŞ'in sağlam və qalıcıdır! Balıq şəklində yandırılmış odun hələ dəəllif tərəfindən ziyarət edilən çayda. Ən çox ehtimal ki, Fars dilində olmuşdur: İbrahim, şəhərdən çıxmış olan 13-cü Badr, bütləri pozmuşdur. O, Allahın evini qurmaq üçün oğlunu Məkkəyə aparmaq üçün əmr etdi, çünki tikilmiş birinci ev (...) məhv edildi. Peyğəmbər İbrahim, İran ənənəsinə görə, bu transferi bir neçə at ilə həyata keçirmişdir. Məkkədə bir az qaldı. O da ona at sürüşməsi öyrətdi. Bu, atları görmədikləri üçün tez-tez Məkkə ətrafında yaşayan və tez-tez dəvə ilə gedən Bedouin ərəblərinə qarşı çıxmışdı. İbrahimə öz dilində Fars deyirdilər. Atları və ya Alfres adlandırdıqları üçün. Bu mədəniyyət ayrılıqlarına səbəb oldu: İsmayılın nəvələri, ərəb xalqı arasında iranlıların imtiyazlı qrupuna və öz sözləri ilə pəri və ya krep. Daha sonra Fars müxtəlif sözlər yazdı: bəzi Parthians, Fars pars və farslar da danışıldı. Məsələn, ərəblər Sistanın İranlıları alçaltmaq üçün Segandan izah etdiyini söyləyirlər! Və onlar öz dilini havlamağa çağırdılar. Ancaq bu köhnə söz tarix boyunca çox sayda ölümlə nəticələndi. Onlar belə deyirlər: "Eşşək komandiri deməkdir, ərəblər iranlıları alçaltmaq üçün heyvana bağışladılar". İndi də 60 əsrdən sonra! Hər kəs İsmailin Ərəb olduğunu düşünür! Çünki onların nəslləri İslam peyğəmbəri ərəblərdir. Lakin İran ərəblərdən fərqlidir. Farslar ilahi adətlərini qorudu, lakin dil dəyişdi. Ərəblər ilahi əxlaqlarını, təkliklərini tərk etdilər, amma orijinal dili ərəbcə qorudu. Quranın ərəbcə olması səbəbindən Allah İsmailə əmr etdi: ərəblər arasında ərəb və həyat öyrən. Lakin onun nəsli qeyri-ərəb qaldı, çünki Peyğəmbər dedi: "Mən ərəb deyiləm!" Amma qüdrətliyam: ərəblərdəyəm. Buna görə İrana və İran torpağına olan maraq gizlənə bilməzdi. Salman Farsı üçün verilən əhəmiyyəti başa düşmək mümkündür və onu öz xalqından biri hesab edir. Peyğəmbər Əli Fars dilini bilirdi və: Şiraz Orxan Vadisində Salman Farsı xatirələrini yazdı. İkinci xalis İranlıları tutduqda, Mədinəə getdilər və onları saxladılar: bir səhrada Hamilanı bir Camp Eshref adlandırdılar. İmam Əli (əleyhissəlam) orada getdi, Fars dilində danışdı və iki oğlu üçün iki qızı yazdı. Halifənin gözündən uzaqlaşdığı gecə o qalıqlara yemək verir. İmam Hüseynin həyat yoldaşı: İmam Səccadın anası İranlı idi. Bu səbəbdən İranlılar da maraqlanırlar. İmam Əli öz paytaxtı Kufanı Ctesiphon (Sasanilər paytaxtı) yaxınlığında qurdu. İmamların qalan hissəsi də açıqca Fars dili ifadə edirdi və iranlılar ilə bölüşdülər: İmam Zadənilərin İran ərazisində dağılması bu iddiaya şahid oldu. Atla ortaya çıxan son İmam İranın əsas yoldaşlarıdır.

 

تاریخ ارسال: 1397/07/05 ساعت 20:14 | نویسنده: سید احمد حسینی ماهینی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد