چرا ایرانی ها مذهبی ترند؟
شاید همه مردم دنیا دوست داشته باشند مذهبی باشند، زیرا مذهب فطری است و: همه انسان ها از اینکه خوب باشند لذت می برند، ولی شرایط، آنها را از این لذت محروم می کند. هیچکس در دنیا نمی تواند بگوید عدالت بد است، یا دروغ گفتن خوب است. لذا همه آنهایی که گناهکار هم هستند، دوست دارند که گناهکار نباشند، و با دلی پاک ومهربان با مردم برخورد نمایند. در این زمینه، همیشه ایرانی ها مذهبی تر بوده اند، و خدا را بیشتر دوست داشته اند، تا مردم دیگر. یعنی تاریخ ایران تاریخ یکتا پرستی و خدا دوستی است . و انقلاب اسلامی ایران هم فقط: یک حادثه یا یک انتخاب ساده نبوده است، بلکه پروسه ای تاریخی و محصول: هزاران سال جستجوی ایرانی ها است.
به همین دلیل هم خداوند همه امکانات را به ایرانی ها داده است. در همه زمینه ها ایرانی ها دست بالاتر دارند. در زمینه هوش بهری یا نخبگان همینقدر بس که: سیصد نفر از پرسنل ناسا ایرانی الاصل هستند، بهترین متخصصان پزشکی ارو پا و آمریکا و: حتی سرمایه داران و سیاستمداران آن ها، اگر ایرانی هم نباشند با ایرانی ها مرتبط هستند.
نمونه این کار را در ترکیه می بینیم: بر اثر تبلیغات دشمنان ایران، ترکیه به سوی آل سعود گرایش پیدا کرد، و از داعش در مقابل سوریه و عراق دفاع نمود. ولی با کمی پیشرفت در کار ها دید که: آل سعود کثیف ترین و بد قول ترین سیاستمدران جهان هستند. آنها همه را فقط با وعده: دلار های نفتی فریب می دهند، در حالیکه اصلا چنین در آمدی را ندارند و: در هنگام پرداخت و یا اجرای تعهدات، به شیوه های مختلف به حذف طلبکاران خود می پردازد.
سخنانی که بین دکتر ظریف و مسئولین ترکیه، مخصوصا داوود اوغلو انجام شد نشان می دهد: که انان تا چه میزان از سعودی ها ضربه خوردند، که حاضر شدند یک شبه تمام: حرفهای خود را برعلیه ایران پس بگیرند، و از مقامات ایرانی برای این کار دعوت به عمل بیاورند، و از انها پذیرایی کنند. بطوریکه حتی دکتر ظریف هم، به بسیاری از این خیانت ها آشنایی نداشت، و از شنیدن آن تعجب می کرد از جمله کارهایی که آل سعود در ترکیه انجام داد، استفاده از کردها برای عملیات انتحاری بوده است. کردها در عراق و سوریه هم همین حالت را داشتند، یعنی در ابتدا به دلار های نفتی انان، طمع می کردند و بغداد و دمشق را نا آرام کرده بودند. ولی بعد که فهمیدند که آل سعود چه خیانت باز، بزرگی هستند اکنون دیگر، در سوریه و عراق با آل سعود همکاری نمی کنند، و امنیت تازه ای به این دوکشور رو آورده است.
یکی از دلایل ترس ترکیه از آل سعود، این است که فهمیده اند که طرح دوستی آل سعود: با دولت ترکیه فقط به خاطر این بوده که: تمامی نیروهای انتحاری عراق و سوریه را، در پوشش کمک نظامی به دولت ترکیه، وارد آن کشور کنند. زمانی این موضوع کاملا روشن شد که در: انفجارات استانبول و آنکارا، اطلاعاتی لو رفت که به آل سعود داده شده بود. و عملیات انتحاری با همان مولفه هایی صورت گرفت که: قرار بود در سوریه و عراق انجام شود و انجام می شده است.
امروز نه تنها ترکیه از دام: اسلام هراسی آل سعود و اسرائیل، سالم بیرون آمدند بلکه دنیا نیز، به زایشی نوین در مورد: تفاوت ایران و عربستان رسیده است. موضوعی که جدا کردن ان بسیار مشکل بود. یعنی جنایات و انفجارها توسط عربستان صورت می گرفت، ولی تبلیغات و حملات علیه ایران بود. این روش آل سعود از یازده سپتامبر آغاز شد و: تا همین اواخر ادامه داشت. با اینکه همه مدارک نشان می داد که: آل سعود و عربستان، در حادثه یازده سپتامبر دست داشتند، و بن لادن شاهزاده سعودی فرمانده آنان بود، ولی هیچگاه کسی انگشت اتهام به سوی: آل سعود نبرد بلکه، از همان لحظه همه ایران را مقصر جلوه دادند. و این مسیر سختی بود که ایران، کشور مهربانی و دوستی در تبلیغات، جنگ طلب و تروریست معرفی شود. ولی خداوند کمک کرد و چشم دنیا را باز کرد، و آنها دیدند که ایران و ایرانیان، فرهیخته تر از آن هستند که بخواهند: با شمشیر و گلوله مسائل حود را حل کنند. و این آل سعود است که با شمشیر، مردم را می کشد و به گردن دیگران می اندازد. واگر بخواهیم کمک خدا را بیان کنیم، حماقت آل سعود در فراوان فروشی نفت بود! که قیمت ها را چنان پایین آورد که: از قیمت تمام شده هم کمتر شد . عربستان چون کاملا به درآمد نفت وصل بود، شکست خورد ولی ایران که: نفت، فقط یکی از هزاران نعمت های خدادادی آن است، با صادرات غیرنفتی و اقتصاد مقاومتی نجات پیداکرد.
![]()
هرنوع مدیریت برای خود نیاز به یک مدل دارد که، برای همه قابل فهم و دارای زمینه های اجرایی، و تکرار پذیری باشد. یعنی هرکس در هرکجای دنیا بخواهد آن را تجربه کند برای او امکان پذیر باشد . والا امری معجزه یا خارق العاده خواهد بود. زیرا در تعریف معجزه گفته شده که: امری که دیگران از انجام ان عاجز هستند. برعکس این موضوع اصول علمی و تجربی قرار دارد، مثلا آب در هر سرزمین یا شرایطی باید در: صد درجه به جوش بیاید و هرکس، در هر کجا خواست باید ان را تجربه و آزمایش کند.
اصول مدیریتی هم کار بردی است، و باید قابل پیاده کردن در همه مکان ها و: زمان ها در شرایط مساوی باشد. و همه بتوانند از ان استفاده کنند و: مشکلات مدیریتی خود را برطرف نمایند. اما متاسفانه مدیرت و اصول مدیرتی غربی، اصلا این امکان را ندارد و فقط خود: غربی ها باید آن را پیاده کنند تا درست از آب در آید .این موضوع مانند داستان مثنوی مولوی است! که می گوید خطاطی سه جور برای مردم نامه می نوشت، یکی طوری واضح می نوشت که: هم خودش میتوانست بخواند و هم دیگران، اما دومی طوری می نوشت که: فقط خودش می توانست بخواند نه دیگری ! سه دیگر طوری می نوشت که نه خود خواندی و نه دیگری!
اصول علمی باید واضح باشد، و همه بتوانند آن را بخوانند. در صورتیکه اصول مدیریت و بازرگانی و: حتی روانشناسی و جامعه شناسی غربی، طوری است که فقط خودشان می فهمند! برای همین است که هر کنفرانسی یا کلاسی برگزار می شود، باید استاد پروازی از آن جا بیاید و توضیح دهد. اخیرا هم که وزیر صنعت گفت: باید مدیر هم از خارج بیاوریم. یعنی حالا که زبان آن ها را نمی فهمیم، و خودشان باید بیایند و توضیح دهند، پس بهتر است خودشان هم اجرا کنند! درست مانند مرحوم مهندس بازرگان، که قبل از نعمت زاده چنین حرفی زده بود! و گفته بود: ما گوشت را می دهیم دست گربه، و خودمان میو میو می کنیم. یعنی از بس آنها میو میو کردند و ما نفهمیدیم. یا مانند شاه عباس چوب را می دهیم به چوگان بازان، و می گوییم این گوی و این میدان.
اما مدیریت شرقی، چه مدیریت اسلامی نامگذاری کنیم یا: مدیریت جهادی و یا مقاومتی، همه براساس تجربیات هزاران ساله است. یعنی چیزی نیست که در قاب شیشه ای، یا فقط در لوله ازمایشگاهی باشد. و فقط پرفسور های من درآوردی! از ان سر در بیاورند. یکی از این الگوهای مدیریتی ما، مدیریت بقاع متبرکه و یا امامزاده ها هستند. که در همین زمان خود ما، در شرایط سخت تحریم جهانی، نه تنها خود را اداره می کردند، بلکه به مردم و فقرا هم رسیدگی می کردند. که در راس آنها بارگاه ملکوتی امام رضا ع است.
مساجد و معابد، بازار و زمین کشاورزی، همه از ابزار هایی هستند که سالیان سال، بشر شرقی روی ان کار کرده و زندگی خود را اداره نموده و: تداوم ان را پایدار کرده است. اصل کلی در این مدیریت مقاومتی، رعایت عدالت است. فاطمه زهرا س می فرماید: خداوند عدالت را برای آرامش دلها واجب کرده است . یعنی وقتی عدالت باشد، مردم خیالشان راحت است که: به آنچه زحمت می کشند دست پیدا می کنند. و حاصل دسترنج آنان دستمزد دیگری نمی شود. اینهمه بیکاری و بحران در دنیا، محصول بی عدالتی است .
یکی از این بی عدالتی ها این است که: برخی افراد ده ها و یا شاید صد ها شغل دارند، و از هزاران جا دستمزد می گیرند، در حالی که آن مشاغل و دستمزدها، حاصل زحمت دیگران است. به قول معروف پرونده را یکی پیگیری می کند، ولی دیگری زیر بغل می زند و می برد و پاداش می گیرد. اگر مردم دنیا بدانند : هرکاری بکنند دستمزدش را به موقع و: درست می گیرند از همه ساده تر، حد اقل به سراغ کشاورزی می روند. زمین وآب و بذر رایگان است، ولی عده ای آن را در انحصار خود گرفته، و به دروغ خود را مالک آن می دانند. انها خداوند را قبول ندارند، چون خداوند فرموده زمین و آب و آدم را من خلق کردم! وهیچ کس دیگری صاحب ان نیست. ولی آنها حصار دور زمین می کشند، و خود را مالک آن می خوانند. یا مانند افغان ها رود هیرمند را بر: سیستان و بلوچستان می بندند و یا: مانند ترکیه می خواهند دجله و فرات را، از سوریه و عراق بگیرند.
![]()
direniş ekonomisinde yönetim modeli
yönetim Her tür bir model gerektirir, bütün ins ve icra alanları ve tekrarlanan için. Bu onun deneyimi için herkes, dünyanın herhangi bir yerinde mümkün olacak demektir. Aksi takdirde, bir mucize ya da doğaüstü olacaktır. mucize tanımı olduğu söylenir, çünkü: bir şey başkaları yapıyor aciz olduğunu söyledi. Bu deneyim zorunda kalacak yerde ve test su veya şartlar her ülkede yüz derece kaynatın olmalı ve kimseden olarak bilimsel esaslara ve deneysel, aykırıdır. Yönetim ilkelerinin uygulandığı ve her yerde yapılmalı ve zaman eşit şartlarda olduğunu. yönetim sorunları kendiliğinden çözülür: Ve herkes bunu kullanabilirsiniz. Ne yazık ki Yönetimi ve İçerik Yönetimi İlkeleri Batı, tek izin vermeyin. Batı bu gerçeğe için uygulaması gereken bu Rumi'nin Mesnevi hikayesi gibidir! insanlara, yani belirgin bir kendini ve başkalarını okuyabilir yazdı söylüyor hat üç çeşit yazdı, ama o sadece değil artık okuyabiliyordu ki ikincisi yazdı! Diğer üç sözde ne başka yazdı ne olduğunu! Bilimsel ilkeler açık olmalı ve herkes okuyabilir. iş ve yönetim ilkeleri ve hatta Batı psikoloji ve sosyoloji gibi ise sadece anlamak! Yani herhangi konferans veya sınıf tutulduğu neden uçuş eğitmeni gelip burada açıklamak zorunluluktur. Daha yakın zamanlarda, sanayi bakanı söyledi, yurt dışından getirmek lütfen olmalıdır. Şimdi dili anlamıyorum, ve daha iyi çalıştırmak, böylece kendilerini gelip açıklamak gerektiğini! Sadece söylemek Ne'matzadeh önce vurdu merhum Mehdi Bezirgan gibi! Ve kedi eti vermek için anlattı ve biz kendimizi miyav. Mademki yaptılar ve biz miyav vermedi. Veya Şah Abbas polo oyuncuları sopa ve veznedar ve alan anlatacağım gibi. Ama biz İslami yönetim veya yönetim cihad veya direnç dediği Doğu yönetimi, tüm binlerce yıllık deneyime dayalı. Bu değil bir şey olduğunu, cam bölme, ya da sadece test tüpünde. Benim profesör sadece yapılmadı! masanın bir ucundan. yönetim, yönetim veya azizlerin mezarları kalıpları biri kutsaldır. Kendi Aynı zamanda, zor küresel yaptırımlar, sadece koştu, ama insanlar ve yoksullar için bakım olacaktır. Bu krallığın üstüne İmam Rıza'nın türbesi. onun sürekliliği istikrarlı: Uzun yıllardır, Doğu İnsan ve insanca yaşama ve üzerinde çalışmak için araçlar bütün bunlar cami ve tapınaklar, pazarlar ve tarım arazisi. Bu direnç yönetiminde genel ilke, adalet ayakta. Fatima Zahra Allah adalet sakin kalpleri için zorunlu olmuştur diyor. adalet insanları tahliye edildiğinde elde ettikleri Ne çırpınmak için. Ve onların emek ücretlerinin sonucu başka olmayacak. Dünyada Ancak, işsizlik ve kriz, adaletsizlik ürünü. Bu haksızlıkların biri bazı insanlar, onlarca ya da belki işlerin yüzlerce var ve bin ödenen ise işler ve ücretler, başkalarının emek. Demişler bir durumda, ama diğerleri takip ve onun koltukaltı alır ve ödüllendirilir. insanlar biliyorsanız: Onlar zamanında ödemek ne olursa olsun ve gerçek en kolay, en az tarım girer. Kara, su ve tohum ücretsiz, ama bunun bazı tekeline ve sahibini bilmek gibi davranarak edilmiştir. Onlar, Allah'ı kabul etmiyoruz Tanrı Adem'i komuta çünkü, ben toprak ve su yarattık! Hiç kimse onu başka sahiptir. Ama dünyanın etrafında çit öldürmek, ve kendi çağırdı. Veya Helmand River Afganlar gibi: Sistan ve Belucistan kapanış ya da Türkiye gibi Suriye ve Irak'tan Dicle ve Fırat, istiyorum.
زمین شناسان با استفاده از شیارهای موجود در کنار رودخانه ها یا گسل ها، عمر ان ها را میلیارد ها سال پیش بینی می کنند، و مثلا عصر یخبندان را به میلیون ها سال پیش نسبت می دهند. در حالیکه اینطور نیست. همه این آبرفت ها و چینه سازی ها، در یک روز اتفاق افتاده است. زیرا انان آبرفت را با امروز رودخانه ها مقایسه می کنند. مثلا در چینه شناسی گفته می شود: سال ها طول می کشد تا: یک سانتیمتر رودخانه ها عمیق تر شود، پس برای ایجاد دره های عمیق و رودخانه های بزرگ، میلیون ها سال زمان لازم است. در حالیکه به قدرت خداوند ممکن است در: یک روز و یا یک ساعت چنین اتفاقی بیافتد.
لذا باید بین حرکت های دفعی و ناگهانی، با حرکت های تدریجی تفاوت قائل شد. با توجه به نظریه حدوث و قدم میتوان گفت: برخی اشیا در طول زمان، تکامل پیدا کرده اند و برخی ها، ناگهانی بوجود آمده اند. و این دو را نباید با هم اشتباه کرد. مثلا آفرینش آسمان و زمین حدوث است. یعنی خداوند می فرماید: ما آن را از در شش روز آفریدیم. خلقت انسان هم همینطور بصورت حدوث است (خلق الاشیا من العدم)، ولی این به معنی ان نیست که خداوند، فقط همین خلقت را داشته و یا: قبلا خالق نبوده است. لذا برخی ها هم مانند تداوم زاد و ولد حضرت آدم، به مرور و در طول سالیان سال اتفاق می افتد. یا به دنیا امدن یک کودک، چند ماه طول می کشد.
نظریه دیگر هم این است که روز ها هم نسبی هستند، یعنی در زمین و با توجه به گردش خورشید، یک ظرف زمانی دارند و: در جاهای دیگر و یا قبل از تولد زمین و خورشید، به صورت دیگری محاسبه می شدند. میتوان به این صورت هم بیان داشت که: اگر زمین یا خورشید سال ها قبل هم وجود داشته ، برای خلقت حضرت ادم ع و آماده نمودن برای زندگی ایشان، تغییراتی را خداوند اعمال کرده است. دو حادثه مهم را در اینجا ذکر می کنیم : یکی عصر یخبندان، به منظور از بین بردن تمام موجودات قبلی، و دیگری عصر باران برای اماده سازی: زمین برای زندگی بشری، حادثه اول قبل در لحظه انتقال و: هبوط آدم اتفاق افتاده و حادثه دوم، در زمان حضرت نوح ع و جداسازی نوادگان حضرت ادم یعنی قابیلیان از: هابیلیان صورت گرفته است. برای توضیح مورد اول با توجه: به آیه (دمر الله علیهم) مستفاد می شود که: خداوند محور زمین را تغییر داده، لذا قطب شمال و جنوب به خط استوا، و خط استوا به قطب شمال و جنوب تغییر یافته. به همین منظور همه موجودات گرمسیری در: محیط یخبندان قرار گرفته و: ایستاده و یا در حال دویدن یخ زده، و به صورت فسیل در آمدند. که امروز می بینیم که ماموت ها در سیبری هستند، و یا جسد برخی از موجودات مانند دایناسورها، کاملا سالم مانده است.
موجودات منطقه سردسیری هم وقتی به منطقه گرمسیری منتقل شدند، به فسیل های ریز و درشت روغنی یا نفتی تبدیل شدند. و در لایه های رسوبی اب های: روان یخ های ذوب شده مدفون شدند. لذا موجودات قبلی که قادر به سازگاری با محیط جدید نیودند، از بین رفتند و موجوداتی که با آب هوای معتدل و: مناسب زندگی حضرت آدم سازگار بودند، باقی ماندند یا خلق شدند. مثلا می گویند قوچ مورد نظر حضرت ابراهیم، از بهشت آمد. یا بسیار از میوه ها بهشتی هستند. یعنی از مکان دیگری فراهم امدند. و این امر با روایت( لولاک لما خلقت الافلاک) هم، مطابقت می کند که خداوند دنیای اطراف را، بخاطر ما آفرید یا همانطور که در قران آمده:( انا زینا السما الدنیا بمصابیح و رجوما للشیاطین). که این آیه میتواند دلالت بر انفجار ها و: زایش های ستارگان هم باشد ک:ه برای بشر بوجود آمده است. و مربوط به زمان های طولانی خیلی قبل و میلیونی هم نیست. اما حادثه دوم یعنی عصر باران، بنابر ایات و روایات مربوط به زمان حضرت نوح می باشد. در آن زمان بقدری باران بارید که همه پستی و بلندی زمین را آب فراگرفت. و جایی برای ادامه زندگی دیگران باقی نماند. فقط حضرت نوح و یارانش، در کشتی بزرگی از این طوفان در امان ماندند. با این توضیح همه شهرها و محل های: سکونت و تمدن های قبل از حضرت نوح، همگی زیر لایه های رسوبی باران دفن شدند. و این به زمان ما خیلی نزدیک تر است، زیرا که باستان شناسان می توانند: آثار شهر ها و گنج ها را در زیر لایه ها پیدا کنند، و اغلب آنها بین 7هزار تا 15 هزار سال پیش بینی کرده اند. یعنی آمدن حضرت آدم ع حداکثر 15هزار سال پیش است، و طوفان نوح حداقل 7هزار سال پیش.که با فرو نشستن طوفان، جمعیت دوباره به زمین امدند و: از انجا به تمام دنیا مهاجرت کردند.
![]()
Neden jeologlar yanlıştır?
Jeologlar, nehir veya faylar üzerinde yuva kullanmak milyarlarca yıl hayat tahmin ve yıl buzul çağı milyonlarca olarak önce gün. olmasa da. Bütün bu ve çökellerin stratigrafi ve bir gün oldu. bugün ile kıyaslandığında alüvyon nehirler olanlar için. Örneğin, stratigrafi söylenir: o kadar derin vadiler ve geniş nehirler, milyonlarca yıl gerekir oluşturmak için, bir santimetre daha derine nehirler: o yıllar sürer. Tanrı'nın gücü bir gün veya bir saat, o olacak olsa da.
Bu nedenle, kademeli ile ani, ani hareketler, ayırt eder. yaratılış teorisinin ve zaman içinde bazı şeyleri söyleyebiliriz adımlara göre, geliştiğini ve bazı aniden ortaya çıkmıştır. Ve iki karışık olmamalıdır. Örneğin, göklerin ve yerin yaratılması geliyor. Rab şöyle diyor: Biz altı günde yarattı. insanın yaratılması yanı sıra köken), ama bu o Allah'ın yaratma ya da sadece daha önce değil, yaratıcısı anlamına gelmez. Bu nedenle, bazı, Adem'in doğum süreklilik gibi, yıllarca tekrar tekrar oluyor. Ya da bir çocuğun doğumu, birkaç ay sürer.
o ifade edilebilir ise: Dünya ya da güneş Adem'in yaratılması için, yıllar önce var ise, sav ve hayatı için hazırlanıyor, Allah değişiklikler getirmiştir. varolan tüm ortadan kaldırmak için Ice Age, ve bir öğleden sonra hazırlamak için: Burada iki önemli olay değineceğim insan yaşamı için arazi, ilk olay şu anda aktarmak için: Adem'in düşüşü ve kaza oldu ikinci, Nuh ve Hz Adem'in soyundan ayrılması Qabylyan anda: Habilian yapılmıştır. Ayette göre, ilk durumda göstermek için () Tanrı dünyanın eksenini değiştirdi anlaşılmalıdır, Kuzey Kutbu'na ve Güney kuzey ve ekvatora güney kutupları ve ekvator değişti. Bu nedenle her şey tropikal ortamı ve buz: bu yüzden dondurulmuş ayakta ya da koşu ve fosilleşmiş bulundu. Biz Sibirya ya Dinozorlar gibi bazı canlıların vücudunda mamutların, bozulmadan kalır bugün görüyoruz.
onlar büyük ve küçük tropikal yaratıklar, soğuk bölgelere transfer edildiğinde, yağlı ya da yağ fosili oldu. Ve sediment katmanlarında: zihinsel gömülü buz eridi. Bu nedenle, yeni bir çevre Nyvdnd adapte olmak, mevcut, yıkılmış ve sıcak hava ve su ile bu yaratıklar: good life vardı tutarlı Adem kaldı ya da yaratıldı. Örneğin, İbrahim'e bir koç, gökten geldiğini söylüyorlar. Ya da birçok meyve Göksel. Şartıyla başka bir yerden geldi. Bu anlatı () aynı zamanda Tanrı'nın dünyada bizim için yaratılmış ya da Kur'an :() belirtildiği kabul eder. ayet bir patlama önermek ve olabilir: yıldızlı Doğum biridir: İnsan ortaya çıkmıştır. Ve bir süre önce ve bir milyondan uzun bir süre. Ancak ikinci olay öğleden sonra, Hz Nuh'un zaman Kuran ve Hadis göre. O zaman bütün inişler ve çıkışlar su arazi süpürüldü o kadar yağmur yağdı. Ve diğer insanların hayatlarını çalıştırmak için hiçbir yerde yoktur. Sadece Nuh ve onun Peygamber, büyük gemi fırtına atlattı. Bu açıklama ile, tüm şehirler ve yerler: Hz Nuh önce Konum ve uygarlıklar, tüm tortu yağmur katmanları altında gömülü bulundu. substrat bulunan şehirler ve hazineleri İşleri, ve bunların çoğu 15 bin bin 7 yıl arasında tahmin şunlardır: olabilir ki arkeologlar çünkü bu, bizim zaman çok daha yakın olduğunu. en az yedi bin yıl önce bu fırtınanın durması ile 15 bin yıl önce olduğu gibi Âdem'in yaratılması ve sel, kalabalık tekrar Dünya'ya gelen ve o zamandan beri tüm dünyaya göç etti.
به تازگی غرب و غرب زده ها مفهومی را پیدا کرده اند: به نام توسعه کسب و کار که، با ذوق و شوق از آن یاد می کنند و: سمینار های پر خرج می گذارند، استاد پروازی می آورند و: برای خودشان جاه و جلالی درست کرده اند. در حالیکه اگر این نظریات درست بود، بحران اقتصادی غرب را حل می کرد، حل مشکلات ایران پیشکش ! اما کسب و کار در ایران سابقه 15هزار ساله دارد، ما در میراث فرهنگی خود تولیداتی داریم که: حتی به بیش از 15هزار سال، مخصوصا در دامنه های زاگرس می رسد. سیلک کاشان و واکاوی های: شهر سوخته سیستان جای خود را دارد.
اولین تولیدات بشر را خداوند به او یاد داده است. یعنی وقتی حضرت آدم به روی زمین آمد، در جنگل زندگی می کرد و برای پوشش عورت خود، از برگ درختان انجیر که پهن بود استفاده می کرد. خداوند به ایشان کشاورزی را یاد داد، تا بتواند از دانه های مفید گیاهی برای تغذیه استفاده کند. تولید لباس و خیاطی را یکی دیگر از پیامبران، از وحی الهی کمک گرفت و به مردم یاد داد. ساخت زره یا لباس آهنین هم، که از کشف اهن تا ذوب و بهره برداری از ان را درپی داشت، ( وعلمناه صنعت لبوس)بر رسول بعدی وحی فرمود.
آن موقع انها کجا بودند؟ ولی الان بخاطر اینکه تئوری های خودشان را حقنه کنند، همه را تکذیب می کنند و فقط: خود را مبدع و متفکر این امور می دانند! کار هایی را هم که نمی توانند به خود نسبت یدهند، به حاثه و اتفاق و تصادف نسبت می دهند. مثلا می گویند:بطور تصادفی انسان آتش را کشف کرد! آنها نمی دانند که اصلا برخی از موجودات را خدا، از اتش خلق کرد و صاعقه و رعد و برق هم، نیاز به مجوز این دانشمندان غربی ندارد. همه کسانی که تولید را از انبیا یاد می گرفتند، آن را امری مقدس می دانستند و بر ادامه آن کوشش می کردند. مثلا برخی از انبیا نجار بودند، یا بسیاری از انان دامدار و کشاورز بودند. پیامبر ما هم یک بیزنس من اینترنشنال بود!تاجری بود که کالاهای مختلف را به کشورهای مختلف سفارش می داد، و به مکان دیگری خارج از مرزهای عربستان می فروخت. بازاریابی پیامبر چنان خوب بود که: اعتماد حضرت خدیجه را بخود جلب کرد: تا همه سرمایه اش را در اختیار ایشان گذاشت. و حتی خودش نیز با ایشان ازدواج کرد.
تجربیات سال های دراز کسب و کار در ایران، تجارت در جاده ابریشم اصول محکمی را پیشنهاد کرده که: توانسته ملت بزرگی مثل مردم ایران را، استوار و راست قامت نگهدارد. بطوریکه به تنهایی در برابر تمام تحریم های ظالمانه ایستاد. نه تنها نیاز های خود را تعریف کرد، بلکه به دیگران نیز فروخت. آنهایی که فکر می کنند با چند مقاله خارجی، استاد مدعو و پروازی میتوانند: کسب و کار را یاد بگیرند مطمئن باشند که: کسانی که این کتاب ها را نوشته اند، باید خودشان هم آنرا اجرا کنند! و به همین دلیل است که وزیر صنعت در کمال سادگی می گوید: ما باید مدیر هم وارد کنیم! طبیعی است اصول مدیریتی که آنها نوشته اند، خودشان هم باید اجرا کنند، زیرا هرچه ما موفق هم باشیم، از نظر انها هنوز به اصول و عناصر مدیریت غربی عمل نکرده ایم. پس عقب افتاده ایم و باید بیایند و: مدال "در حال توسعه" را خودشان به ما بدهند.
غرب پرستان می گویند: شما فقط به گذشته خود افتخار می کنید، ولی گذشته که تمام شده الان چه دارید؟ آنها، باید این حرف را بزنند. زیرا غارتگرانی که اورانیوم افریقا را غارت می کردند، نمی گفتند این ثروت آفریقا است که ما را ثروتمند کرده، بلکه می گفتند قاره سیاه، قاره گرسنگی و قحطی است! مسلم است خانه ای که دزد زده شد، یک ویرانه بیش نمی شود. وقتی انگلیسی ها ریختند و: گندم و غذای مردم ایران را آتش زدند، و یا برای سربازان خود بردند، نیمی جمعیت ایران را از گرسنگی مردند. 14 میلیون نفر فقط در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم، ازبین رفت. باید هم آنها افتخار کنند که: ایران عقب افتاده است و آنها پیشرفته ! پیشرفت و توسعه اگر دزدی و غارت منابع دیگران باشد، ارزانی خودشان! ملت ایران در طول تاریخ، هرگز سعادت خود را درکشتار دیگران ندیده، بلکه این دیگران بودند که به ایران حمله می کردند. اگر ایرانی به دلاوری مشهور است، آرش و رستم و علی ع مقتدای آنها است، برای این است که از زور بازوی خود، برای کسب و کار و استفاده رساندن به دیگران، بهره می بردند نه برای: کشتن و آواره کردن دیگران.

İş yönetimi direnci
Son zamanlarda Batı ve Batı'nın kavramı iş geliştirme adını bulundu ve heyecanla bahsettiğim basmış: kendi pahalı seminerler, onların uçan usta ve kendi zafer için oluşturduk. Bu teori doğru olsaydı Ancak, ekonomik kriz, İran sorunları çözmek için sunulan, Batı çözüldü! Ama iş İran 15 bin yıllık tarihinin, biz Zagros eteklerinde görünüyor, özellikle de onların kültürel mirası daha fazla 15 bin yıl içinde ürün var. İpek Keşan ve analizler: Sistan Burnt Şehir yeri.
Tanrı ona ilk insanı yapımı öğretti. Adam yeryüzüne geldiğinde, ormanda ve onun özel parçalar, kullanılan basık olan incir yaprağı kapsayacak şekilde yaşadı. o bitkinin tohumlarını beslemek için kullanabilir böylece o, onlara tarım öğretti. giyim ve dikiş imalatı başka peygamberlerden biri, ilahi yardım vahiy ve insanları öğretti. demir eritme keşif ve dokunarak o Gelecek Messenger ortaya, hangi led, çok zırh veya demir giysi yapma.
Nerede o vardı? kendi teorileri ilerlemek için, çünkü Ama şimdi, tüm inkar ve sadece kendini yenilikçi ve düşünür bunları biliyorum! Onların işi onlar, Hash ve günün tesadüf olacağını olamaz. Örneğin, bir adam yanlışlıkla ateş keşfetti demek! Hatta bazı yangın ve yıldırım ve gök gürültüsü oluşturulan Allah'ın yaratıkları, ve, gerek batı bilim adamları lisansını bilmiyorum. Bütün peygamberler üretmek ve bu çabaların kutsal kabul edildi devam edenlere öğrenme bulundu. Örneğin, bazı peygamberler marangoz vardı ya birçoğu çiftlik ve çiftçi idi. Biz çeşitli ülkelere çeşitli mal sipariş bir işadamı olduğunu ve Suudi Arabistan sınırları dışında başka bir yere satılan bir Uluslararası İş Messenger vardır. Pazarlama Peygamber güven Hatice bütün para elinde olduğunu yukarı çekti çok iyiydi. Ve hatta onunla evlendi.
İpek Yolu üzerindeki iş İran'da deneyimi, ticaretin uzun yıllar, İran insanlar gibi büyük bir ulus olmak sağlam ve dik tutunabileceği güçlü prensipleri teklif etti. Tüm baskıcı yaptırımlara karşı tek başına. senin ihtiyaçlarını belirlemek, aynı zamanda başkalarına satılmaz sadece. Birkaç yabancı kağıt, konuk profesör ve uçan iş bu kitapları yazanlar, bunu kendileri çalışması gerektiğini emin öğrenebilirsiniz sananlar! sanayi bakanı Kamal sadece biz lütfen girmiş söylüyor Ve bu yüzden! Onlar yazdım doğal yönetim ilkeleri, onlar, çalıştırmak zorunda daha başarılı çünkü biz, kendi görüşüme göre yok henüz ilke ve Batı yönetimi uygulamaları unsurları. gerideyken ve biz gelmeli ve Madalyaları kendilerini bize vermek için "gelişmekte olan".
Onların geçmişte sadece gurur değil, şimdi bunu üzerinden geçmiş: Batı tapanlar demek? Onlar bu mektubu atmak gerekir. uranyum Afrika yağmalanmış yağmacılar çünkü onlar Afrika'nın zenginliği bizi zengin yapmaktır yok ama siyah kıta, kıtanın açlık ve kıtlık dedi! Hırsız bir ev değil, bir daha kalıntıları olduğu açıktır. İngilizce İranlılar için buğday ve yiyecek aldığında ateşe veya İran'ın nüfusu açlıktan öldü askerleri için uzak yarısını aldı. Birinci ve İkinci Dünya Savaşları arasındaki boşlukta 14 milyon kişi, kayboldu. İran engelli ve onları ileri onlar gurur duymalısın! diğer kaynaklar, hırsızlık ve yağma eğer ilerleme ve gelişme kendini verdi! tarih boyunca İran milleti, mezbahalar diğerleri onların mutluluğu görmedim, ama diğerleri İran'a saldırı vardı. İran ünlü savaşçı, A. ve bu iş ve zarar söz konusu kuvvet kol, diğerlerine ise R. Ali Mukteda onları, öldürme ve diğerleri değiştirmesi için değil zevk değilse.
ایرانی ها در گردش و سفر، از همه مردم دنیا بالاتر هستند. چونکه هم جاهای دیدنی بسیار زیادی دارند، و هم در دین اسلام به سفر و دوست یابی و: رفت و آمد فامیلی و خانوادگی تاکید شده است. البته چون نیت الهی است و همه برای خدا است، این است که معمولا کسی اعلام نمی کند، تا ریا نباشد و به همین خاطر، آمار ها ی لازم تهیه نمی شود. یکی از این گردشگری ها بازار گردی است. همانطور که میدانید ایران کشور چهار فصل است، یعنی در هر نقطه آب و هوای مخصوص خود وجود دارد و: آثار باستانی هم بی نهایت است .
لذا تهرانگردی و ایرانگردی و: بیابان گردی و جنگل و کوه نوردی، دشت و دریا رفتن همه جاذبه های طبیعی هستند، ولی دیدار از آثار تاریخی اصفهان و شیراز و: دریای شمال و جنوب و دریاچه های داخلی در یک طرف، دیدار و زیارت امام رضا ع و دیگر امام زادگان، از همه بیشتر است و این روز ها هم: که 5شنبه آخر سال است، دیدار اهل قبور و رفتن به مزار شهدا اما بازار گردی از همه این: گردشگری ها قوی تر وبیشتر است. معمولا همه ایرانیان از صبح تا عصر در محل کار های خود هستند، ولی عصر و اوایل شب را،به بازار گردی می گذرانند. به همین دلیل ترافیک اول شب، بسیار سنگین تر از ترافیک زمان شروع کار: ادارات و کارخانجات است. زیرا همه آنهایی که به مدرسه ، کار خانه یا ادارات رفته بودند، بر می گردند و بعد از غذا خوردن و: کمی استراحت چند نفر باقیمانده خانواده را هم، با خود همراه می اورند!
سنت بازار گردی یک سنت حسنه و: مقدس برای ایرانیان است. زیرا که در ایران بر حسب معماری شهری: پیامبر اسلام در شهر جدید مدینه در کنار شهر قدیمی یثرب، و امام علی ع در شهر جدید کوفه، مرکزیت با مساجد است و تنها کسانی میتوانند: در اطراف مسجد بمانند که تاجر یا کاسب ، و به دنبال روزی حلال باشند. حضور افراد بیکار و بدون شغل پسندیده نیست. لذا همه باید به نحوی در ارتباط با: بازار و کسب وکار باشند. تاریخ ایران و اسلام نشان داده که: بازار ها همیشه ثابت بوده اند، و لی ادارات و دارالخلافه ها، دست به دست می گشتند. و این یعنی که اقتصاد پویای ایران، قدرتمند و پابرجا و همیشگی بوده است. مسئله مدیریت کسب و کار که: به تازگی غرب به ان پی برده است، امری هزاران ساله در ایران است. چه در زمان قبل از اسلام که پیشه وران و کشاورزان، از طبقات مهم جامعه بودند و: چه پس از اسلام که رو حانیون ما کار می کردند، و بازاری های ما هم در درس فقه و: آموزش قران حرف اول را می زدند.
هم اکنون ما می بینیم که ماه اسفند، ماه بازار گردی است و: مردم حتی خرید هم نکنند حضور خود را در: بازار لازم می بینند و به اصطلاح بازار گرمی می کنند. و این یک نوع ورزش و تناسب اندام هم محسوب می شود. چرا که بازار گردی با دست پر، یعنی پرورش عضلات مهم بدن، در طول روز های زیاد . چیزی که غرب به تازگی فهمیده!: کم تحرکی مایه چاقی است، و مردم را به پیاده روی در روز به میزان: حداقل یک ربع ساعت توصیه می کند! چیزی که باید در ایران به عکس آن توصیه کرد: ای مردم مواظب سلامت خود باشید، و با پیاده روی زیاد عضلات خود را خسته نکنید.
در شهر سازی سنتی ایران، هیچ میدان یا خیابان اصلی نیست که در آن بازار نباشد، و مردم عصر ها در ان گردش نکنند. تا جاییکه کوشش شهرداری ها به روش غربی ها، برای کشاندن مردم به پارک را خنثی کرده است. و اغلب بجای اینکه برای ورزش و: پیاده روی به پارک ها بروند، بعد از پیاده روی و بازار گردی، برای استراحت و خواب به پارک ها می روند البته ماشینی شدن زندگی، تاثیر خود را گذاشته و در سال های اخیر مردم بجای: بازار گردی با پای پیاده، به بازار گردی با خودرو مشغول هستند. یعنی تمامی ترافیک سنگین عصر ها و شب ها، فقط برای بازار گردی است که: البته بعد از خستگی از بازار گردی، سری هم به پارک ها و رستوران ها می زنند! تا کمی هم خستگی به در کنند.
سنت بازار گردی چندین حسن دارد: مانند تندرستی ، دید و بازدید و مذاکره و مصاحبه و مکالمه! مجهولات روانشناسی غرب ، علاوه بر آن معمولا اجناس ارزانتر و: از تولید کننده خریداری شده، و دلال ها حذف می شوند. دست اخر هم برخی از اجناس را ، به همسایه ها و فامیل ها می فروشند و سود بدست می اورند، و یا دست دوم و غیر لازم ها را هم به: مستحق می دهند و ثوابش را می برند. یعنی آنهایی هم که نتوانستند در بازار گردی مقدس شرکت کنند، از این بازار گردی عمومی بی بهره نمی مانند. پولدارتر ها می خرند و فقرا هم رایگان می برند.
![]()
Kutsal pazar cirosu
çalışma ve dünyadaki bütün insanların, seyahat İranlılar yüksektir. Banliyö aile ve aile vurgulanmaktadır: orada çok yerler vardır ve İslam dini ve seyahat ve arkadaş olmak için. Tanrı iyidir ve Tanrı, çünkü tabii ki, bu, birisi onaylamak samimi olmak ve bu nedenle, gerekli istatistik sağlamaz değil genellikle. Turizm pazar biridir. sonsuz eserler: Bildiğiniz gibi, İran dört mevsim, hava her yerde kendi bir ülkedir.
Bu nedenle, Tahran, İran Yuvarlak ve yuvarlak: yuvarlak çöller ve ormanlarda ve dağlarda, ovalarda ve tüm doğal güzelliklere deniz gidiyor ama Isfahan ve Shiraz anıtları ziyaret edin: karşılamak, bir tarafta Kuzey Denizi ve güney ve iç gölleri ve İmam Rıza İmam Ali ve her şeyden önce diğer torunları, türbesi ve bu gün: Cumartesi 5 geçen yıl, insanlar mezarlarını ziyaret ve şehitlerin mezarlarının gitmek, ancak tüm turizm yuvarlaklık daha güçlü ve daha fazlası. sabah çalışmalarında akşam, ama öğleden sonra ve erken akşam genellikle tüm İranlılar, pazar gezen geçirmek. ofis ve fabrikalarda: Bu nedenle, ilk gece trafik, trafik başlangıç zamanı daha ağırdır. okula gitmek herkes için, iş veya ev ofisler, gitti vardı döndü ve yeme ve biraz dinlenme sonra, kalan birkaç aile birlikte, kendi getirmek!
Aziz turizm pazarı ve iyi bir gelenek: o İranlılara kutsaldır. Kentsel mimari açıdan İran için: cami etrafında tüccar ya da işadamı kalmak ve: eski şehir ve Küfe, İmam Ali (as), cami ve sadece olanları merkeziliğine yeni kasabası yakınlarında Yesrib Medine yeni şehir Peygamberin onlar çözücü kez. işsiz işsiz varlığı iyi değil. Bu nedenle, tüm pazar ve kendi iş ile ilgili olmalıdır. İran ve İslam tarihi piyasalar her zaman sabit olmuştur gösterir ve Lee bölümleri ve sermaye, elleri vardı. Bu İran dinamik ekonomisi anlamına gelir ve her zaman güçlü ve kararlı olmuştur. Son zamanlarda Batı gerçekleştirmiştir İş yönetimi sorunu, İran binlerce yıllık olduğunu. İslam esnaf ve çiftçiler, toplumun ana sınıfları ve ne biz çalışıyorlardı İslam'ın ruhani liderleri ve dersler ve hukuk hem de bizim piyasada zaman önce Ne: ilk harf Kur'an öğretiyordu.
Şimdi Mart ayı, ay piyasada yuvarlak ve insanlar bile pazarındaki varlığını almazdım ve onlar sıcak vadeli piyasa olduğundan emin olmak için görüyoruz. Ve bu sporun ve spor bir türüdür. elle doldurduğu pazar kılavuzları, vücudun önemli kaslarının ekimi, kaç gün boyunca çünkü. Obezitenin nedeni nedir ve insanlar tavsiye edilir bir saat en az dörtte bir gün yürümek zorunda: Batı sadece hareketsizlik başlamıştı! Bunu görmelisiniz İran'ın şey sağlık dikkat çekmek için insanları tavsiye ve kaslarınız çok fazla yürüyüş ile rahatsız etmeyin.
şehir, geleneksel bir binada değil, piyasa hiçbir alan olup olmadığını ve insanların dolaşımda yaşı yoktur caddeye içinde. Bildiğim kadarıyla Batılılar tarafından belediye çabaları olarak, bertaraf parka insanları getirmektir. Ve çoğu zaman yerine spor ve yürüyüş pazarında yuvarlak yürüdükten sonra parka gitmek için, dinlenmek ve otoparklarda uyku pazarının yerine, son yıllarda etkileri ve yaşam seyri vardır ayak üzerinde yürüme, araba ile piyasada yuvarlak meşgul. Bu, sadece piyasayı tarama için tüm ağır trafik akşamları ve geceleri, tabii ki, turun tükettikten sonra, parklar ve restoranlar için yola demektir! Onlara biraz yorgunluk.
birkaç iyi gelenek turizm pazarı, sağlık, ziyaret ve konuşma ve konuşma gibi vardır! Psikoloji satın üreticisinden onun genellikle daha ucuz mal ek olarak, Batı bilinmeyenli ve bayiler silinir. Son olarak, öğeleri, komşular ve aile bazı satmak ve kazanmak, ya da ikinci el ve gereksiz hem de için: onlar onun ödül için hak etmiyorum. Kutsal turda katılamayan olanlar, pazar yuvarlak halka fayda yok. Zengin ve satın alınan kötü ücretsizdir.