تقسیم بندی های زیادی از اصولگرا و اصلاح طلب شده است، ولی از نظر ما بهترین تقسیم بندی آن است که: اصولگرا را درون نگر و اصلاح طلب را برون نگر معنی کنیم. درواقع اصلاح طلبان کسانی هستند که: هنوز از شیر مادری بنام آمریکا، گرفته نشده اند و به دنبال ایجاد ارتباط می باشند، تا بهر نحوی از خجالت این گرگ پیر در آیند. دوستی با جان کری تا به انجا پیشرفت کند که: جان کری را در مقابل کنگره قرار دهد! و او خجالت زده نامه هایی بنویسد، که اصلا پشتوانه ندارد.
از این لحاظ اصلاح طلبان، در دوره جدید در خبرگان و یا مجلس رای نخواهند آورد، زیرا اولا مردم نسبت به حق کشی 24خرداد، که با چند صدم رای و بدون اعتراض، انتخابات را پایان بردند ناراحت هستند، و از سوی دیگر ماهیت تحصلیکرده انان در امریکا و انگلیس، آن ها را نمک خورده غرب کرده، لذا برای پیروزی در انتخابات هم، چشمشان به آن طرف مرز است.
یکی از دلایل مهم چشم انتظاری آن ها، همین مسئله برجام است اگر برجام به نتیجه خوبی برسد، آن ها رای می اورند و اگر نرسد رای نمی اوردند! یعنی رای آن ها در دست کنگره آمریکا است نه مردم ایران، و حالا که کنگره وارد بازی خطرناکی شده است، از دو جهت به ضرر انها می شود. ضرر اول اینکه پول های بلوکه شده ایران، نه تنها آزاد نمی شود بلکه بیشتر از گذشته هم، پخش و پلا می گردد و: به بهانه های مختلف در همان جا خرج می شود، و این سرافکندگی برجام خواهان است که نتوانستند: حق ایران را حتی در قدم اول بگیرند.
اما بدتر از ان که برای این آزاد شدن: این پول های بلوکه شده، برنامه انتخاباتی داشتند. که با این حرکت کنگره دست آن ها از همیشه خالی تر خواهد شد! البته دست آن ها خالی بود، زیرا که قبلا عربستان جیب شان را زده بود. آل سعود در چهره دوستی و حق بجانب، چنان چوبی در آستین اصلاح طلبان و برجام خواهان کرد، که تا ابد نمی توانند آن را دربیاورند. کاهش قیمت نفت آنقدر ضربه گیج کننده بود، که هیچ راهی برای عذر خواهی نگذاشته است.
البته اصلاحاتی شدن، درد بی درمانی مثل ایدز نیست، و راه حل دارد! راه حل آن هم اسان است، و آن برگشتن به سوی مردم و: به اقتدار درونی اعتماد کردن است. یعنی اگر همین اصلاح طلب ها، با ذوق و شوق و اطلاعات و تحصیلاتی که دارند، یک لحظه فکر کنند، و بجای اینکه استعدادهای خود را برای آن ور آب نگهدارند، بیایند و برای این ور آب کار کنند، همه بیماری ها رفع می شود و: بالاترین رای را هم خواهند آورد.
پس بنابر این بهترین راه واع همیشگی با: آرمان فتنه و فراموش کردن رابطه با آمریکا و: دریافت کمک های مالی از آنسوی مرزها است. و این امکان پذیر نیست الا به اینکه، حرف های هاشمی را نادیده بگیرند، و سخنان سخیف ایشان را به: سن پیری و محاسن نداشته اش ببخشند. آقای هاشمی هنوز در دوران جام زهر دادن به امام امت است، و هنوز بزرگترین افتخار خود را قبول قطعنامه می داند. قطعنامه ای که هرگز اجرا نشد، بلکه وسیله ای شد تا دشمن حمله های وسیعتری را، سازماندهی کند و جوانان بیشتری را، از این سوی مرز و آنسوی مرز به کشتن دهد.
اگر این توجه را نداشته باشند، خسارت بزرگ دیگری نیز اصلاح طلبان را تهدید می کند، و آن اینکه همه اصولگرایان به خیال: آوردن رای بیشتر، خود را اصلاح طلب جا بزنند! و در صف اصلاح طلبی نفوذ نمایند، که آثار ان از هم اکنون واضح است. این نفوذ یا تغییر موضع، دو روز مانده به نتایج انتخابات قبلی هم آغاز شد! کسانی که اصلا در ستاد ها نبودند، ناگهان رئیس ستاد و مبلغ شدند! و کسانی که سال ها با ستاد کار می کردند، از رده خارج شدند. و این نشان می دهد که تسلیم دربرابر اقتدار داخلی، از همه این فرصت طلبی ها جلوگیری می کند، و نمی گذارد تا عدهای که نان به نرخ روز می خورند، وارد جایگاههایی بشوند که: به نفع ملت و دولت نیست. و حتی اصلاح طلبان واقعی هم، از حضور انان در جبهه خود تعجب نمایند!
![]()
Neden reformcuları vermezsin?Muhafazakar
ve reformcu içe dönük bir bakış dışa şu anlama gelir: muhafazakâr ve
reformist Bölümleri, ama bizce en iyi bölümüdür. Aslında,
yine Amerika gibi emziren reformcular, dahil değildir ve eski kurt
gelip utanç herhangi bir tür, bağlantıları yapmak için arıyoruz. John Kerry ile Dostluk kadar Kongre'ye karşı John Kerry'nin bu! Ve o desteklemeyen mektuplar yazmaya utandım.Bu
bağlamda, reformcular, uzman ya da parlamento seçimlerinde yeni çağda
olmaz, birkaç yüz oy ve itiraz etmeden, seçim üzgün sona erdi ve
Eğitimli Gençlik Öte yandan doğa olduğunu, adaletsizlik, 24 Haziran
karşı tüm insanların birinci nedeni Sınırın diğer tarafına, gözleri seçim kazanmak için o kadar Amerika ve İngiltere'de, Batı, tuz başarısız oldu.Için
sabırsızlanıyoruz önemli bir nedeni, bu onlar oy oy ve onlar getirdi
yok değilse Brjam ulaşmak için ise iyi bir sonuç Brjam olduğunu! Amerika İran halkı değil, ve şimdi Kongre onlara zarar vermek ikiden tehlikeli bir oyun oynuyor ki Kongre'de oy. İlk
İran, sadece özgür değil geçmişten daha da fazla değil bloke paranın
kaybı ve aynı yerde geçirdiği çeşitli bahanelerle dağılmış, ve onlar
Brjam aramak değil ki bir utanç olacaktır: İran'ın hakkı Hatta ilk adımı atmak.Ama dondurulmuş fonlar, onların seçim programının serbest bırakılması için daha kötü. Bu hamle ile, Kongre her zamankinden daha fazla boş olacak! Ancak, elleri boş, biz zaten ceplerini Suudi Arabistan oldu çünkü. Hiç kazanamazsınız Austin reformcular ve Brjam talep çok ahşap dostluk ve kendini doğruluk karşısında, Al Suud. Petrol fiyatları yeterince kafa karıştırıcı vurmak, özür dilemek için bir yol değildir.Son reformlar, AIDS ve çözümleri gibi olmayabilir! Çözümü kolay olduğunu ve insanlara dönecek ve bu iç yetkilisine güvenmeyi. Bu
heyecanla ve bilgi ve eğitime sahip reformistler, düşünmek için bir
dakikanızı ayırın ve bunun yerine etrafında su tutmaya yeteneklerini
kullanıyorsanız, tüm hastalıklar siliniyor suya gelip demektir ve en yüksek oranına sahip olacaktır.Yani
tipleri ile uyumlu en iyi yolu: günaha sebep ve Amerika ile ilişkileri
unutmak ve sınırın diğer tarafında mali yardım almak. Ve
bu sizin dışında mümkün değildir, onlara Haşimi ve şerefsiz açıklamalar
gözardı etmiyoruz: Onun yaşlılık ve affetmiş değil yararları. Sayın Haşimi halen İmam zehir sırasında ve hala kararını kabul etmek onun en büyük şeref düşünmektedir. Hayata asla çözünürlük, ancak, düşman daha geniş saldırı öldürmek
için sınırın bu tarafında ve sınır ötesi, daha gençleri organize etmek
için bir araç olarak.
Bu ilgi yoksa, Reformcular da büyük hasar tehdit ve akla tüm muhafazakarlar bu: Daha fazla oy almak, onun reformcu poz! Ve reformist etkisi saflarında, etkileri zaten belirgin olduğu. Bu etki ya da vardiya, önceki seçim sonuçlarının iki gün önce başladı! Personel yok olanlar, aniden personel ve değer şefi oldu! Ve personeli ile yıllarca çalışmış olanların, emekli edildi. Ve
bu tüm bu oportünizmden uysallık yetki, önlemek, milletin ve devletin
çıkarına olmayan sitelere girmek, şimdiki oranda bazı ekmek yemek
zorunda değil önerir. Ve hatta gerçek reformcular, onların varlığı kendi önünde oldu!
در شب کریسمس همیشه رسم بوده که: بابا نوئل با ریش سفید و تن پوش قرمز از میان لوله بخاری، وارد خانه های گرم مردم شود و: به کودکان آنها هدایایی بدهد که: در گونی های پشت سرشان داشتند. اما ایرانیها که مسیحی نبودند، همیشه دعا می کردند که: خداوند خودش یک گونی اسکناس، از اسمان برایشان بریزد!
همه این شادیها در دنیای دیجیتال محو ونابود شده، و امروز مردم فقط در تلگرام یا فیس بوک، به همدیگر تبریک می گویند و: هدایای مجازی برای یکدیگر می فرستند، حتی اگر هیچ چیز نداشته باشند، یک پیامک چرب و چیلی با یک: شعر عاشقانه کفایت می کند و، آن ها احساس تکلیف خود را ساقط شده میدانند، و به بازی رایانه ای خود بر می گردند!
ایرانیها و مسیحی ها هرکدام به دلایل مختلفی، دیگر شادی بابانوئل را واقعی نمی دانند، بلکه آن را افسانه دور از ذهن می بینند. مسیحی ها به دلیل اینکه رکود اقتصادی در جهان بیداد می کند، فقرا زیاد شده اند و بابانوئل هرگز نمی تواند: به همه آنها رسیدگی کند. آن ها میدانند که علیرغم شادی تعداد اندکی در جهان ، بسیاری از مردم عید ندارند.
سه میلیون فلسطینی در یک زندان بزرگی بنام: نوار غزه حتی در قبرستان ها زندگی می کنند. ورود همه نوع کالا و مایحتاج زندگی ،حتی به وسیله پاپا ممنوع است. آن ها حتی مانند انسان های اولیه نمی توانند: در غارها هم زندگی کنند، زیرا هیچ کجا از حمله صهیونیست ها در امان نیست.
در اروپا میلیون ها مهاجر سوری وعراقی، حتی یمنی و بحرینی در شرایط بسیار بدتر از: آوارگان زندگی می کنند. آن ها در سرمای زیر ده درجه، حتی یک سقف بالای سر خود ندارند، تا از باریدن برف جلوگیری کند و: یا اینکه وقتی در دریاها غرق می شوند، آن ها را نجات دهد. گویا انسانیت مرده و هیچکس در دنیا، حاضر به کمک به این آوراگان نیست.
شیعیان در جهان در شب کریسمس هم، هدف حملات خمپاره ها و بمب های دست ساز: غرب و اسرائیل هستند و: هواپیماهای پیشرفته آمریکایی همچنان: یمن و نیجریه و بحرین را بمباران می کند، و هواپیماهای بی سرنشین آن ها، درپاکستان وافغانستان قتل عام می کنند.
اما ایرانی ها که اقتصادشان درست برعکس اقتصاد جهان است، آن ها هم دیگر آرزوی گونی اسکناس، یا یک کامیون اسکناس را ندارند. زیرا بلایی به سرشان آمده که: با اینکه یک گونی که چه عرض کنم، یک کامیون اسکناس هم، بر در خانه آن ها است، از آن ناراضی هستند. همه ایرانی ها میدانند که میلیونر شدن، یک روز ارزوی آن ها بود! در دوران ستم شاهی، میلیونر بودن کار سختی بود. اما امروز حتی اگر کسی یک دوچرخه داشته باشد، او میلیونر است! زیرا که دوچرخه اش بالای یک میلیون ریال می ارزد. موتور سیکلت که عشق ایرانی ها است، اکنون از 30میلیون ریال کمتر نیست، بنابر این اگر کسی یک دوچرخه یا موتور، و یا یک دستگاه خودرو داشته باشد، میلیونر محسوب می شود چه رسد به آن هایی که :خانه و باغ و ویلا دارند که تریلیاردر هستند.
درواقع کسی که یک خانه در سال 1350داشته، که 12هزار تومان می ارزید، اکنون 12میلیارد ریال ارزش دارد! و این یعنی خدا یک کامیون اسکناس به او داده است. لذا امروز دیگر میلیونر و حتی تریلیونر در ایران مهم نیست! صحبت از مولتی میلیاردر ها است. کسانی که اختلاس های میلیاردی، فقط ساندویچ آن ها محسوب می شود، یا در واقع دستگرمی . و این است که دیگر کسی ارزوی میلیونر شدن، یا میلیاردر شدن را ندارد. چون همه چیز گران است.
در حالیکه دلار ویورو درتمام جهان سقوط می کند، در ایران افزایش پیدا می کند! نفت و بنزین در کل جهان با کاهش قیمت روبرو است، در حالیکه در منبع اصلی آن، یعنی ایران هر روز گرانتر می شود. به تازگی هم که کالاهای امریکایی و اروپایی، به امید اجرای برجام ، نفس تولیدات داخلی را بریده اند. واقعا همه مانده اند که در این شرایط سخت اقتصادی دنیا چگونه نفس می کشد؟ و آن هاییکه کریسمس می گیرند، در کدام فضای مجازی زندگی می کنند؟
![]()
Çuval başka biri olmayacak unutmayın!Beyaz
sakallı Noel Baba ve evine bacadan kırmızı kepi ve sıcak insanlar
çuvallarda arkalarında olduğumuzu çocuklarının hediye vermek: Noel
Arifesi hep çiziyordu. Ama Hıristiyan değildi İranlılar, her zaman Tanrı'nın para çuval, onlar gökten düşmek dua!
Tüm
sevinç demontaj soluyor ve dijital dünyada yenilgi ve bugün insanlar
tanışmak ve selamlıyorum sadece telgraf veya Facebook, şunlardır: olmasa
da hiçbir şey, bir şiir ile yağlı bir SMS sanal hediyeler her gönderene
Aşk yeterli ve onlar ödevlerini iptal hissediyorum, ve bilgisayar oyunu dönecektir!İranlılar
ve Hıristiyanlar, farklı nedenlerle her gerçek Noel Baba'nın sevinci
bilmiyorum, ama bu efsane görmek için zoraki olduğunu. Kırsal Hıristiyan küresel ekonomik krizin, çünkü pek çok yoksul ve Noel Baba hepsini işlemek için asla. Onlar dünyada mutlu birkaç rağmen, birçok kişi Paskalya yok biliyorum.Olarak adlandırılan büyük cezaevinde üç milyon Filistinli Gazze hatta mezarlıklarda yaşıyor. Papa yasaktır tarafından bile, tüm mal ve yaşam gereklerini giriş yapın. Onlar bile erken insanlar gibi olamaz: hiçbir Siyonistlerin saldırılarına karşı güvende olduğundan, mağaralarda yaşıyor.Avrupa'da, göçmenlerin Suriye, Irak, Yemen ve Bahreyn da kötü bir durum milyonlarca: mülteciler yaşıyor. Başının üzerinde soğuk, hatta bir çatı Onların on derece, kar önlemeye yardımcı ve bunu kaydetmek zaman denizde boğuldu birine. Insanlık öldü ve dünyada hiç kimse ise, mültecilere yardım etmeye istekli değil.Noel
gecesi, havan saldırıları ve IED üzerinde dünyada Şiiler: Batı ve
İsrail: ABD uçakları hala Yemen ve Nijerya ile Bahreyn ve onların uçağı,
Pakistan ve Afganistan katliamı bombalarken gelişmiş Orada.Ama kimin ekonomileri dünya ekonomisinin İranlılar, aksine, artık çantalar notları diliyorum, ya da notlar kamyon yok. Bu ne için, ben olsa neler mutsuz kapıda bir çuval, hem de bir banka kamyon,. Tüm İranlılar milyoner olma, bir gün olduğunu biliyorum! İmparatorluk sistemin sırasında, milyoner zor bir işti. Ama bugün, bir bisiklet olsa bile, o bir milyoner olduğunu! Onun bisiklet bir milyondan fazla birinciye değer çünkü. İran'ı
seviyorum Motosikletçiler, şimdi 30 milyon rials az bir bisiklet veya
motosiklet veya araba üzerinde birisi milyoner ev olanların ve bahçe
villa çok az ise böylece Trylyardr bulunmaktadır.Aslında, 1350 yılında bir ev olan herkes, şimdi 12 milyar dolar değerinde 12 bin dolar değerinde olduğu! Bu Tanrı ona bir banka kamyon vermiş demektir. Yani bugünün milyonerler ve hatta Trylyvnr önemli değil! Konuşma çok milyarder. Milyarlarca zimmetine olanlar, sadece bir sandviç ya da ısınma olduğunu. Ve diğeri bir milyoner olmak isteyen veya milyarder vermez. Her şey pahalı olduğu için.
Bütün dünya Vyvrv dolar düşerken, İran artacak! Ana tedarikçisi, İran her geçen gün artıyor iken dünyada petrol ve gaz, düşen fiyatlar ile karşı karşıya. Son zamanlarda hem Amerikalı ve Avrupalı eşya, Brjam çalıştırmak umuduyla yerel ürünler nefes kesti. Gerçekten dünyanın nasıl nefes tüm bu zorlu ekonomik koşullar oldu? Ve olanlar Noel sanal hangi alan yaşamak vardır?
هفته وحدت در راه است و: شهید سمیر قنطار بر روی این مسئله خیلی حساس بود، زیرا می گفت در تمام ایامی که در زندان بود، بر او تبلیغات می کردند که حزب الله و ایران، به فکر تو نیست و آن ها فقط از شیعیان حمایت می کنند! حتی در ایامی که قرار مبادله بود، همیشه به او می گفتند که اسرای اسرائیل را، حزب الله فقط با شیعیان تعویض خواهد کرد، و وی برای همیشه در زندان اسرائیل باقی خواهد ماند. البته این تبلیغات با آزادی ایشان رنگ باخت، و دیدیم که تفاوت مذهب، فقط یک نگرش است نه یک استراتژی ، گرچه آنها طوری تبلیغ کرده و: کار را به جایی رسانده بودند که : حتی وقتی بسته های فراورده های خونی، از ایران برای : کمک به بیماران فرستاده می شد: برخی ها می گفتند از زخم اسرائیل مردن، بهتر است تا: خون شیعه را در رگها داشتن!.
از ان هنگام بود که سمیر قنطار و هواداران اهل سنت ایشان، به این باور رسیدند که فرزندان خمینی هستند، ایران و حزب الله هرگز آنان را فراموش نخواهند کرد. از دواج ایشان با مجری شبکه العالم، این باور را تکمیل کرد. اکنون در زمان بعد از ترور ایشان، همه چشم ها به انتقام خون این: شهید غیر شیعه دوخته شده است . حتی در مراسم سخنرانی سید حسن نصرالله می بینیم که: عکس سمیر، سر از نقشه فلسطین در اورده که: با پرچم ایران و رنگ های سبز و سفید و سرخ اراسته، یعنی اینکه همه باور دارند که: فلسطین نوین، فرزند ایران است و همه فلسطینی ها ملت ایران هستند.
آن ها به این باور رسیده اند که: اسرائیل فرزند آمریکا و انگلیس است، و لذا فلسطین باید فرزند ایران باشد، تا بتواند در مقابل آن ها بایستد. آن ها میدانند که تبلیغات منفی برای تفاوت: در مذهب شیعه و سنی مانع از آن نیست که: جمهوری اسلامی ایران در طی این چهل سال، لحظه ای از فلسطین و اهالی آن غافل باشد. و این فقط رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بود که فرمود: اسرائیل باید از صفحه روزگار محو گردد. زیرا که اسرائیل یک کشور جعلی، در سرزمین مردم فلسطین است. و باید که از بین برود تا فلسطین زنده شود.
این امام خمینی ره بود که فرمود: اگر هر مسلمان فقط یک سطل آب بریزد، اسرائیل را سیل می برد. و البته این، ادب و بزرگواری این رهبر عظیم الشان را می رساند، چرا که معمول است بگویند هر: مسلمان اگر یک تف بیاندازد، اسرائیل را سیل می برد. و اگر تا کنون اسرائیل از بین نرفته، چون منافقان کوردلی مثل آل سعود، نگذاشتند که همه مسلمانان در یک صف قرار گیرند. آن ها در طول 70سال عمر اسرائیل، حتی یک گلوله هم به طرف ان شلیک نکردند، در حالیکه هواپیماهای پیشرفته آنها که: از اسرائیل و آمریکا خریداری شده، مسلمانان را در یمن و بحرین به خاک و خون می کشد.
به همین دلیل امام خمینی فرموده بود که: خط کشی بین شیعه و سنی را رها کنید! ما اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی داریم. ولذا آن ها که اختلاف بین شیعه وسنی را تبلیغ می کنند، بدانند اسلام آمریکایی دارند و کسانی که: به وحدت شیعه و سنی فکر می کنند، اسلام ناب محمدی را دارند، زیرا اساس این وحدت هم، همان نام و وجود مبارک محمد ص می باشد. و هفته وحدت هم بین دو تاریخ :احتمالی ولادت پیامبر می باشد زیرا در قدیم، که ساعت های ژاپنی یا سوئدی نبوده، که همه چیز دقیق باشد!
امروز نیز باید بدانند که: دشمن وحدت داخلی آل سعود است، و دشمن خارجی ضد وحدت آمریکا است. و نتیجه تعامل دشمن خارجی و داخلی مولود: نامشروع اسرائیل است. اسرائیل براساس همان حمایت های آل سعود و آمریکا، وگزارش های اطلاعاتی آنان، توانست سمیر قنطار و افراد مشابه را ترور کند. زیرا که اگر حمایت آن ها نبود، یک کشور کوچک سه میلیونی نمی توانست: در مقابل دویست میلیون عرب، یا یک میلیارد و نیم مسلمان ایستادگی کند.
سمیر قنطار بعنوان یک شهروند: فلسطینی پیوسته به حزب الله و بشار اسد، با یک حمله اسرائیلی ،خانه خود و همسایه هایش تخریب، و خود آن ها شهید می شوند. و حالا نوبت ایران و حزب الله است تا: از موجودیت هواداران خود دفاع کند، و الا مانند آمریکا ارزیابی خواهد شد که: عوامل خود را در موقع خطر رها می کند.
![]()
Şehit yetenek intikamını, birlik bir önkoşul hafta.Birlik Haftası sürüyor: şehit Samir Kantar bu konuda çok hassas olduğunu, bu cezaevinde tüm gün, o Hizbullah ve İran, bunu sadece Şiilerin olduğunu düşünmüyorum reklam olduğunu söyledi çünkü destek! Değişim iken bile günlerde, her zaman mahkumlar İsrail, Hizbullah Şiiler sadece yerini alacak ve sonsuza kadar İsrail hapishanelerinde kalacağını söyledim. Tabii ki onun serbest bırakılması ile bu reklam soluk ve din farkı, sadece bir tutum değil, bir strateji, onlar savunucusu olmasına rağmen öylesine ve çalışma bir yere sahip olduğunu bulduğunu bile İran'dan için paketler kan ürünleri: yardım hastalar gönderilecek: Bazı insanlar İsrail'in die yara diyordun, o Şii damarlarında kan iyidir!.Bu Samir Kantar ve Ayetullah Humeyni'nin Sünni destekçileri çocukları İran ve Hizbullah onları asla unutmayacağım inanmaya geldi o zaman oldu. O ev sahibi Al-Alam ile evli tamamlanan inanıyor. Her zaman suikastten sonra, bu intikamını almak için bütün gözler: non-Şii şehit dikili. Seyyid Hasan Nasrallah bile konuşma fotoğraf Samir, İran bayrağı renkleri, yeşil, beyaz ve kırmızı ladin getirdiği Filistin haritası başkanı her inanıyorum, bkz modern Filistin, İran ve tüm alt Filistinliler, İran milleti vardır.Bunlar İsrail, çocukların olmalıdır onlara karşı durmak mümkün Amerika ve İngiltere, bu nedenle İran'ın Filistin oğlu olduğuna inanmak için geldim. Şii ve Sünni kırk yıl içinde İran İslam Cumhuriyeti'ni engel yok Filistin anı ve halkı habersiz: Onlar fark olumsuz tanıtım biliyorum. Ve İslam Devrimi'nin sadece büyük lideri İsrail sayfasını sildi gerekir dedi oldu. İsrail, Filistin halkının topraklarında, sahte bir ülke olduğu için. Ve Filistin'e yaşamayı ortadan kaldırılmalıdır.Her Müslüman, sadece su, İsrail'in sel bir kova dökmek eğer İmam Humeyni, dedi oldu. Ve tabii ki, edep ve Kutsal lideri onurunun söylemek yaygındır, çünkü kurşun herhangi Müslüman eğer bir atış tükürmek, İsrail'in sel. Etmek İsrail Suudiler gibi münafıklar duyarsızlığı olarak, gitmediyse eğer, tüm Müslümanların bir kuyrukta olan etmedi. Yemen ve Bahreyn'de İsrail ve Amerika, Müslümanların satın alındı gelişmiş uçak toz ve kanda çeker iken İsrail'in 70 yıl boyunca, yanına bir tek kurşun ateş etmedim.İmam Humeyni demişti yüzden olduğunu Sünniler ve Şiiler sürümü arasındaki çizgiler! Biz Amerikan İslamı ve İslam var. Böylece Amerikan İslam'ı biliyor Şiiler ve Sünniler teşvik ettiğini ve bu arasındaki fark: Aynı adı Muhammed'in Mübarek, Sünni ve Şii birlik düşünüyorum bu birliğin temeli olarak İslam'ı var olan olduğunu. İki tarih arasındaki birlik hafta: Geçmişte, Japonca veya İsveç değil o zaman, çünkü Peygamber doğum her şeyin yolunda olduğunu, mümkün!Bugün ayrıca Evi adlı Suud iç birlik düşmanı olduğunu bilmek gerekir, ve düşman Amerika'nın birlik aykırıdır. Ve böylece dış ve iç düşman etkileşiminin sonucu: İsrail gayri meşru olduğunu. İsrail Suudiler ve Amerika'nın desteğine dayanarak, onlar hakkında raporlar, o Samir Kantar ve benzeri suikast olabilir. Desteklenen değildi Çünkü eğer, üç milyon küçük bir ülke ikiyüz milyon Arap, ya da bir milyar buçuk Müslümanların standı önünde olamazdı.Filistinli vatandaşı olarak Samir yetenekleri bir İsrail saldırısı, evinin ve imha onun komşuları ile, Hizbullah ve Esad'ı katıldı ve onlar şehit bulunmaktadır. Ve şimdi İran ve Hizbullah için: taraftarlarının varlığı savunmak, aksi takdirde Amerika'nın böyle değerlendirilecektir zaman yapraklarda risk faktörleri.
در جای دیگری آصف برخیا، یکی از افراد حضرت سلیمان می گوید: من در یک چشم برهم زدنی، تاج و تخت بلقیس را برای شما میاورم، و هنوز صحبت تمام نشده بود که: بلقیس نشسته بر تخت خودش، در جلوی حضرت سلیمان ع حاضر بود. شاید این ها معجزه یا عجیب یا غیر قابل باور باشد، ولی قران برای باور پذیر شدن آن ها مثال می زند: میفرماید روز قیامت نزدیک است! ساعتی دیگر اتفاق خواهد افتاد، این ساعت برای شما دور است و: برای ما نزدیک است.حال چرا اینهمه عجیب است؟ اگر کمی دقت کنیم برای ما هم عجیب نیست: کافی شما کمی به عقب برگردید: مثلا دروان کودکی یا نوجوانی و جوانی، جمله ای که بیان می کنید: انگار همین دیروز بود!
برای شما 60سال یا 20 سال ظول کشیده، ولی حالا که می خواهید برای دیگری بیان کنید: انگار همین دقیقه پیش بود! حتی حال و هوای آن را هم احساس می کنید و: می خواهید بگویید که همین ثانیه پیش بود. و این یک تفسیر یا یک برداشت شخصی نیست، بلکه عمومی و همگانی است. زمان وقتی نیامده بسیار دیر می آید، ولی وقتی آمد مانند برق می گذرد. مثل خط جاده روبروی ماشین شما است، از خود می پرسید پس کی می رسیم؟ ولی وقتی رسیدی می گویی کاش نمی رسیدیم! جوانی و پیری هم همین است تا: جوان نشدی هزاران بار از خود سوال می کنی: پس کی من جوان می شوم، کی میتوانم ازدواج کنم، و بچه دار و نوه دار شوم؟ ولی وقتی بچه دار ونوه دار شدی، هزاران بار آرزو می کنی یک لحظه بر گردی : به همان روزها بروی !
حتی توجیه علمی و ریاضی و منطقی هم دارد، وقتی انیشتین بعد زمان را مطرح کرد، و آن را بعد چهارم دانست، بلافاصله نسبی بودن آن را هم مطرح کرد. کسی از او پرسید زمان مستقل از ما است، چرا پس شما می گویی نسبی است؟ می گویند وی در جواب گفت: دونفر را در نظر بگیر که یکی، روی بخاری داغ نشسته و: دیگری با با نامزد خود صحبت می کند. برای کسی که می سوزد، یک ثاینه هزاران سال بنظر می رسد، ولی برای کسی که معاشقه می کند، ساعتها هم بگذرد فکر می کند: هنوز یک ثانیه نشده است!
قبل از انقلاب اسلامی با دیدن ظلم ها و فساد ها، از خود می پرسیدیم پس کی این ظلم ها پایان می پذیرد ؟ اما حالا که ظالم به تاریخ پیوسته فراموش می کنیم که: چه ظلم و جنایتی وجود داشته است! در مورد امام زمان عج هم همینطور است، همیشه از خود می پرسیم کی ظهور خواهد کرد، و جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد؟ در حالیکه روایت داریم که در همان زمان هم، برخی ها از عدالت لذت نمی برند، و با ایشان هم مبارزه می کنند. و عاقبت ایشان هم مانند اجداد مطهر شان شهید می شوند.
و یا سوال می کنیم که هزار سال ایشان عمر کرده، آیا هنوز کودک است یا جوان است یا پیر شده است؟ آیا ازدواج کرده فرزندی دارد، یا هنوز ازدواج نکرده است؟ همه اینها دغدغه های ذهنی و درگیری های شخصی خودمان است. در حالیکه میدانیم هیچ چیزی از قدرت خدا بالاتر نیست، و همه اینها امکان پذیر است، ولی گویا شیطان وجودمان ما را قلقلک می دهد که: برای فرار از انجام وظایف خود، آن ها مطرح کنیم و: در واقع سنگ جلوی پای امام زمان بیاندازیم، و به او بگوییم که ما هنوز آماده نیستیم وقتی امام زمان در سال 360هجری، یک روز بعد از وفات پدر مسئولیت سنگین ادامه: راه رسالت و امامت را پذیرفت، کودکی بیش نبود. اما دل بزرگی داشت و در: گوشه های دل مبارک ایشان، شیطان ممنوع الورود بود. ما نیز اگر می خواهیم به چنان درجه ای برسیم، باید شیطان را ممنوع الورود کنیم. و بدانیم امام زمان عج با تمام معجزات، منتظر ما است: منتظر اینکه ما آدم شویم!
![]()
Göz Blink: bin yaşında!En küçük Kuran'da zaman birimi ve hala bir göz açıp kapayıncaya kadar kullanılır. Ama Kuran'da, bir bin yıl bir göz açıp kapayıncaya olduğunu! Muhammed ve tüm göklerin Yükseliş ve tüm insanların birlikte gelir röportaj ve: Gabriel sorulan sorular ve Cebrail izin verilmiyor bir yere evrenin hizmetine girdi, ancak tüm bunlar bir çırpıda Peygamber, orada su sürahi izlenmesi, Yükseliş gitti henüz düşmüş olmasaydı geri sürahi gittiğinde, çünkü dokunaklı oldu.Başka bir yerde Brkhya Asif, Süleyman'ın biri diyor ki: Ben bir göz yanıp, sen Belkıs'ın tahtını getirmek ve hala tüm bu söz değildi: Kraliçe hediye olarak Süleyman'ın önünde yaptığı yatağın üzerine oturdu sırasıyla. Belki bu bir mucize garip ya da inanılmaz ya, ama örnek diyor için inandırıcı Kur'an'ı var: Mahşer Günü yakınında olduğunu söylüyor! Saat Neden garip Ast.hal kapatmak için bu sefer yuvarlak sizin için ve bizim için, ne olacak? Biz bize biraz garip görünüyorsa biraz geri gitmek için yeterli değildir: Örneğin, çocukluk ya da ergenlik ve gençlik için, devletler cümle: Dün gibi görünüyor!60 ya da 20 yıldır Zvl çizilmiş, ama şimdi başka bir ifade kullanmak istiyorum: Bir dakika önce olsaydı! Hatta ki ben de hissediyorum: Eğer bir saniye önce olduğunu söylemek istiyorum. Ve bu bir yorumdur veya kişisel izlenim değil, yaygındır. Çok geç değil, ama zaman elektrik geçtiğinde gibiydi. Senin arabanın önünde yol gibi, sonra gelecek kendinize sormanız? Söylemek olsun Ama biz yoktu diliyoruz! Genç ve yaşlı kez size binlerce sormak için mi çok genç: Ben genç ne zaman, nasıl evlenmek ve çocuk ve torunlarıma olabilir? Bir bebek Vnvh yaşıyorsanız Fakat binlerce kez size gelip bir an var diliyorum: Aynı gün!Orada Einstein zamanın bir boyut kazandıran matematiksel ve mantıksal ve bilimsel gerekçesi, hatta, ve dördüncü boyut, hemen akrabası kaldırdı. O zaman söyleyebiliriz göreceli çünkü birileri onu çağımızın bağımsız sordu? Başka onun nişanlısı ile konuşuyor: O iki kişi, bir sıcak bir sobanın üzerinde oturan düşünün söyledi söylüyorlar. Binlerce yıldır bir saniye yakar birisi için, öyle görünüyor ki, ama zaman flört birisi için ikinci bir hala düşünüyor geçer! Zulüm ve yolsuzluk ile İslam Devrimi'nden önce, kendinize sorun, bu zulüm kalkacak ne zaman? Ama şimdi biz acımasız geçmişi unutmak: zulüm ve suç var! İmam Mehdi durumda aynı ise, her zaman kim ortaya çıkacak, kendimize sormak ve adalet ve hakkaniyete dünyayı dolduracak? Aynı zamanda, bazı insanlar adalet zevk almıyorum, ve ya onlarla savaşmak anlatı sunuyor. Ve bunların sonuçları, yanı sıra kutsal şehit ataları vardır.Ya da bir bin yıl yaşamış sorular, hala bir çocuk veya genç ya da yaşlı var mı? Çocuk henüz evli evli ya da değil mi? Kendi kişisel çatışmalar için tüm bu endişeler. Yukarıda Tanrı'nın gücü bir şey biliyor ve tüm bu mümkün, ama bu aslında, görevlerini kaçmak isteyin ve bizim varlığı şeytan gıdıklıyor eğer Zamanın İmam önünde bir taş atmak iken ve yıl 360 AD yaptığı zaman, babasının ölümünden bir gün sonra ağır bir sorumluluk devam edince biz henüz hazır olmadığını söylemek için: sorumluluk ve liderlik kabul bir çocuktu. Ama büyük bir kalbi vardı ve onun kutsal kalp köşelerinde, şeytan yasaklandı. Biz o seviyeye ulaşmak istiyorsanız, biz şeytan yasakladı. Ve bizi bekliyor tüm mucizeleri ile İmam Mehdi bilmek: bizim adam için bekleyin!
علیرغم دشمنی های وهابیون با تشیع، بر سر ولایت و ولایت فقیه، خودشان عملا این اصول را پذیرفته، و به آن عمل می کنند! مثلا با اصرار بر اینکه پیامبر اسلام، هیچ وارثی ندارد و ارث از خود برجای نگذاشته، و کسی را بجای خود وصی و ولی معرفی نکرده است، اما خلیفه اول عملا خلیفه دوم را تعیین کرد، و برای اینکه مردم به حضرت علی ع روی نیاورند، وی را مشخص نمود. حتی برعکس هم اتفاق افتاد یعنی: همه می گفتند عمر خلیفه شود، ولی ایشان باتوجه به بزرگتر بودن ابوبکر، ابتدا ایشان را پیشنهاد کرد تا: اولا به حب نفس متهم نشود، ثانیا حرفی که گفته بود: حضرت علی برای خلافت جوان است، از بین نرود. ثالثا جاده صاف کن باشد، زیرا مشخص بود که بزودی از دنیا خواهد رفت.
خلیفه دوم هم همینطور: وصیت کرد بعد از او مردم از عثمان تبعیت نمایند. واگر عثمان هم مرگ خود را پیش بینی می کرد، حتما نمی گذاشت خلافت به حضرت علی برسد! و کس دیگری را معرفی می کرد. و این البته نشان می دهد: هرکس خلاف واقعیت و حقیقت حرف بزند، از دنیا نمی رود تا با عمل خود، صحت آن را ثابت کند. علاوه بر ان در دیدگاهای سه خلیفه، تضاد های دیگری هم وجود دارد: که به دست خودشان و در عمل آن ها را بوجود آورده اند.
یکی از ان ها مسئله شورا هست. آن ها معتقدند که رهبر را باید شورا تعیین کند! اما نمی گویند این شورا چه شرایطی دارد؟ لذا هرکس سه یا چهار نفر شد، می تواند شورا باشد و رهبر را تعیین کند! برای همین است که در اتوبوس و صف نانوایی ، یا بر سر چهار راه ها هرگاه چند نفر با هم باشند، دست به صدور منشور رهبری و: عزل و نصب آن می کنند.
حتی آن ها نگذاشتند که دیگر رهبران، با شورا انتخاب شود. یعنی در طول تاریخ چه در دوران خلفا، و چه در دوران بنی امیه و بنی عباس، شورا هیچ نقشی نداشته است. و انتصاب همیشه، جای انتخاب را گرفته، و موروثی بودن جای: شایسته سالاری را پر کرده است . حتی به همین دلیل امام حسین کشته شد که: با موروثی بودن و جانشینی یزید مخالف بود.
در دوران معاصر هم وهابیون، تا جاییکه توانستند خودشان در راس امور بودند، و تحت قیمومیت هیچ آئینی نرفتند، یعنی حکومت و ولایت را حق خود می دانستند. دلیل آن هم این بود که به خیال خود، استنباط بهتری از دین داشتند و: حرف پیامبر را بهتر درک می کردند. و نمی خواستند هیچکس دیگر در این فهم، آن ها را کمک نمایند. و هرکس حرفی برخلاف آن ها می گفت، تکفیر می شد و برای همین آن ها را: تکفیری هم می گویند!
حتی آل سعود وقتی تصمیم به حکومت داری و: یا جنگ گرفت ابتدا به سراغ علمای وهابی رفت، و از آن ها اذن و اجازه گرفت. و برخی گفته اند که تعهد دوطرفه گرفته شد: که یک طرف قوه مقننه باشد، و طرف دیگر قوه مجریه! و مادام لعمر از یکدیگر پشتیبانی کنند. آن ها هم آل سعود را تایید کردند، یعنی آل سعود مشروعیت ولایت خود را، از فقهای وهابی دارد. و این نشان می دهد که حتی آل سعود، و علمای وهابی میدانند که تصرف در: جان و مال مردم اجازه شرعی می خواهد، و کسی بدون اطلاع کامل از احکام اسلامی، نباید حکومت کند.
از این مهمتر آن ها در عمل اعتراف کردند که: حاکم نه تنها باید حاکم شرع باشد، بلکه باید مجتهد جامع الشرایط هم باشد، و احکام اسلامی را از همه بهتر بداند، و در استخراج آن از قران، حرف آخر را بزند. چرا که به همین دلیل، بقیه را تکفیر می کنند. زیرا می گویند فقط خودشان اسلام را می فهمند، و بقیه فقط باید گوش بدهند و تقلید کنند! و اگر حرف اضافه و یا تفسیر دیگری داشتند، باید اعدام شوند. و یا مانند شیعیان قتل عام گردند.
بنابر این وهابیت از جمله کسانی هستند: که می گوید اسمش را نبر! آن ها همه اصول مسلم اجتهاد و تقلید را، کاملا رعایت می کنند! و تنها تفاوت شان با شیعه آن است که: تحمل مخالف را ندارند. در شیعه هر مقلد میتواند به مراجع مختلف رجوع کند، و تشخیص اعلم بر عهده خودش است. و اگر ناتوان بود باید مشاوره بگیرد. اما وهابیت می گوید که اعلم من هستم و: کسی نباید روی حرف من حرفی بزند. و یا سراغ کس دیگری برود. واین عمل خود رای بودن، یا همان استبداد و خود بزرگ بینی است، که در همه ادیان و مذاهب و: مکاتب سرزنش شده است.
![]()
Pratik velayet-i fakih-e ilkesini kabul, Vahhabi kült!Vahabiler ve Şii düşmanlığı rağmen, il ve yüce lideri, aslında bu ilkeleri kabul ve ona göre hareket etmek! Örneğin, Peygamber herhangi varisi ve onun mirası ve bir yerine halefini bırakmadı ve sahip olduğu değil, ama aslında ikinci halife ilk halifeyi tayin ve insanlar İmam Ali gelmiyor ısrar O saptandı. Hatta tam tersi oldu: Herkes Halife Ömer dedi, ama nedeniyle büyük Ebu Bekir o ilk kendilerine sunulan: Birincisi, kendini sevme şarj edilmese, bahsedilen ikinci mektup: 'Ali halifeliğe, genç gitmez. Üçüncü sınıf öğrencisi dünya yakında gidecek açıktı çünkü.Çok İkinci halife: Osman insanlar ondan sonra takip edecektir. Osman onun ölümünü önceden olsaydı, tek başına Ali'ye halifeliğin emin değildi! Ve başka kimse tanıtıldı. Ve bu ders gösterir: gerçeklere aykırı herkes ve gerçeği konuşmak, dünyanın kendi özgünlüğünü kanıtlamak, kendi eylemleri değil. Buna ek olarak, üç halifenin görüşleri, başka çatışma var: Uygulamada kendilerini oluşturduğunuz.Bunlardan biri Konseyi'nin konudur. Onlar Konsey lideri tayin gerektiğine inanıyoruz! Ama ne şartlar konseyi söylemiyorsun? Yani her üç ya da dört, mecliste ve lideri belirleyebilir! Otobüste, ya da birçok kişi birlikte kavşakta ekmek, liderlik Şartı sorunu ve kaldırın ve kurun nedeni budur.Onlar Konsey tarafından seçilen bile diğer liderleri, yaptım. Ne halifelerin anda tarihinin, ve zaman içinde Emevi ve Abbasi, Konsey hiçbir rol oynadı. Ve randevu hep yerin bir seçim ve miras var: merit tamamlandı. Yezid babadan oğula karşı o kadar Hatta İmam Hüseyin öldürüldü. Kendileri işlerinin başında olduğunu ve herhangi bir dinin vesayeti altında, hükümet ve eyaletin haklı bilmek vermedi sürece çağın, Vahabiler, içinde. Nedeni olduğunu zihninde, din daha iyi anlaşılması ve de: daha iyi peygamberi anlamak. Ve bu anlamda herkesten istemiyordu, o yardımcı olacaktır. Ve onlara karşı bir şey söyledi, bu yüzden aforoz oldu kim varsa: aforoz söyleyebilirim! Bile yönetişim karar ve Suud House: Savaş başlangıçta Vahabi alimlerin gitti ve onlara izin aldı. Bir elini, yasama, yürütme ve diğer tarafı: Ve bazıları karşılıklı bağlılık olduğunu söylediler! Ve Madam LMR birbirimize destek. Onlar da Vahhabi alimleri gelen, Suud, senin ilin Suudi meşruiyet olduğunu Evi doğruladı. Ve o bile Suudiler gösterir ve Vahabi alimler, İslam hukukunun tam bilgisi olmadan hayatlarını ve dini istediği insanların mülkiyet ve birisi alarak yöneten gerektiğine inanıyoruz.Daha da önemlisi, aslında itiraf değil sadece hakimin iktidar gerekir, ancak tüm iyi anlamak gelen tam rahip ve İslam hukuku olmalı, ve Kuran, nihai söz sahibi onu türetmek söyledi. Neden bu kadar, diğerleri aforoz olmasıdır. Onlar İslam'ı anlama, sadece söylemek, ve geri kalanı sadece dinlemek ve taklit zorunda! Edat ya da başka bir yorumunu olsaydı, idam edilmelidir. Ya da Şii olarak katledildiler.Adını savaşı söyledi olanlar arasında Vahhabi So! Onlar içtihad ve taklit bütün ilkelerinin vardır, tam uyum! , Shi ile tek fark: muhalefet tahammülü yoktur. Şiiler herhangi emülatör farklı makamlara başvurun ve en onun tanı öğrendim olabilir. Ve danışmak mümkün olsaydı. Ama Vahabilikle ben bilgili olduğumu ve birisi benimle konuşmak gerektiğini söyledi. Ya da birbirlerine çevirmek. Okullar suçlarlar: Ve tüm din ve inançlara o, onların operasyon veya keyfilik ve büyük burun için oy.